♦️باز هم علمالهدی!▪️مصطفی فقیهی🔹اگر «دامادِ علمالهدی» زنده بود و رییس شورای امنیت، باز هم علمال…
انتشار: 2026/08/07 19:54 UTCدریافت: 2026/08/10 17:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 17:57 UTC
♦️باز هم علمالهدی!▪️مصطفی فقیهی🔹اگر «دامادِ علمالهدی» زنده بود و رییس شورای امنیت، باز هم علمالهدی زبان به خصم و عتاب میگشود؟پس چرا در دوران مذاکرات دولت رییسی با بایدن، جز به تمجید و تحسین از دیپلماسی هیچ نگفت؟🔹برای فرد سالخوردهای چون او بد نیست که رویکردش را از «برادرِ داماد داماد» وام بگیرد؟ بازی قدرتخواهی حضرات، زیاد از حد، روراست و انگشتنما نیست؟@mostafafaghihi
پستهای تلگرام — مصطفی فقیهی
♦️تمدید یکسالهی حکم «جبلی» در صداوسیما؟▪️مصطفی فقیهی🔹حتی اگر این شایعه صحت داشته باشد، نشانی قابلتامل است؛ چندانکه انتظار نمیرود در این اوضاع، تغییری محسوس اتفاق افتد و جریانی با دو دهه قدمت و ریشه دواندن در جایجای پیکرهی سیاسی کشور، در دل جنگ و یکشبه به حاشیه رانده شود.@mostafafaghihi
♦️تکرار تاریخ؟▪️مصطفی فقیهی🔹«شیخ علی تهرانی» شوهر خواهر رییسجمهورِ وقت و رهبر دومِ جمهوریاسلامی، در اوج جنگ با عراق، به دامان صدام رفت!🔹آیا «باقر خرازی» برادر عروس رهبر دوم و برادر همسر برادرِ رهبر سوم، به سرنوشت او دچار خواهد شد؟🔹نقطهی اشتراک شیخ علی و باقر، عدم اعتنای عمومی به آنها و البته عدم تعادل در گفتار و روحیات است، اما اختلاف اصلی آنجاست که شیخ علی رزومهی واقعی داشت؛ مجتهد بود و «از شاگردان آیتالله طباطبایی بروجردی و امام خمینی» محسوب میشد.@mostafafaghihi
لطف بیمنت به کودتاچیانمصطفی فقیهیجریانِ کودتاچی، سرگردان و دربهدر، در پی تداوم پروژهی تقابل بود و پردهدَر، و اتهاماتی تازهتَر، اما بیم و هراس در دل داشت که ناگاه سر و کلهی یکی پیدا شد از تبار غلامِ بَدر! از مشتاقانِ نشستن بر هر سیخ و صدر! که بخش اول نامش «خر» و پیشهاش، زعامت دستهای تکنفر! و با دستاری بزرگ بر سر، بدل شد به نوکری بیزَر و بیقَدر!حقیقتاً چه لذتی دارد که یکی از تیرهی «خ.ر»، ناگه سربرآورَد در دشتی بیآبوعلف، و شود عامل زندگی جبههی روبهنعش! و بارکش مفتکی قدرتطلبی و معصیت مُشتی دگر! که دستِآخر، لگد به باربَر بماند، و نفع و قهقههاش نثارِ رندانِ اهلِ حَجَر!و شگفتا که در پایان نمایشی چنین ننگ و پُر فضاحت، در سیمایش نه آزردگی و ملالت، که ظاهر شد عینِ خشنودی و رضایت!در این اوضاعِ نگونبخت و مُضطر، با آن طرز بیان و زبان بدن، میتوان دریافت که عجب، متکبر است و خودنگر! و خیالپرداز و متوهم است این پیرمرد مُسخّر! که گرچه یک عمر تاخت در جُستنِ دوربین و تمنای دیدهشدن، اما هر چه کرد که «داخل آدم» محاسبه شود -ولو با بیانِ ترهاتی چنین مُشعشع و اراجیفی چنان مُفرح - نشد که نشد!
🔹گروهکِ «برادر داماد یکی از رؤسای سابق دولت» که در سالیان گذشته، نسبتِ نزدیکِ فامیلی با رئیسِ سابقِ حجتیه را انکار میکرد، همزمان برنامههای گسترده و کودتاگونهای برای جانشینیِ رهبری در سر میپروراند.🔹این نگونبختان که خود را آمادهی فتحِ رهبری میدیدند و حتی مناصب را پشتِ درهای بستهی فامیلی تقسیم کرده بودند، پس از رخدادهایی که به پایانِ دولتِ فامیلیشان انجامید، آرزوهای خود را بر باد رفته و بر گور خوابیده دیدند. 🔹حالا امّا چشمانِ قدرتپرست و ایرانستیزِ گروهکِ رجاله به دستان آمریکا و امیدوار به تشدید تنش است؛ تا با حذف لایهای دیگر از مقامات عالی، اینبار گزینههای خود را بر رأس بنشانند!▪️مصطفی فقیهی@mostafafaghihi
♦️ببینید یکی از مهمترین «حفرههای امنیتی» را ▪️مصطفی فقیهی🔹یادتان هست که عراقچی پیرامون «وجود حفرههای امنیتی و عوامل نفوذی در بالاترین سطح نظام» چه گفت؟ او تاکید کرد «نفوذ در تصمیمسازی هم هست، در جهتدهی به فضای روانی.این حفره هنوز وجود دارد»🔹و حالا فیلم زیر را ببینید که مربوط به پلمب یک مجموعه در باغ کتابِ شهرداری تهران است. در اوج تنش و آتش، همزمان دست بر نقطهی حساس ملت و عامل تولید ناآرامیهای ۱۴۰۱ گذاشتهاند!🔹 پیداست که کلیت نظام سیاسی با چنین رویکرد بیمارگونی -لااقل در این شرایط- مخالف است؛ چندانکه ماههاست با تصویر جدید و نادیدهای از شهرها مواجهیم. اما جریاناتی از جنس پایداری-جلیلی در بدنهی نظام و قوا نفوذ دارند و با این قبیل تنشزاییها که قابلیت وایرالسازی دارند، به دنبال ماهیگیری از آب گلآلود به سود منافع پلشت سیاسی خود هستند. 🔹اگر نظام سیاسی نتواند در برابر این نفوذ آشکار یا حفرههای پیدا و گشاد امنیتی کاری کند، طبعاً حفرهها بسیط و فراختر خواهد شد.🔹نگردید دنبال «حفرههای امنیتی» -نه در مراکز امنیتی- که پیشرویتان در بدنهی مدیریتی کشور علیه امنیت اقدام میکنند!
از تعبیر غیرمنصفانهی غنینژاد تا پاسخ گزندهی سروش/ شریعتی و سایهی مارکسیسممصطفی فقیهیدکتر شریعتی همچون بسیاری از روشنفکران دورهی خود، ناخودآگاه و تحت غلبهی پارادایم مارکسیستی زمانه، عناصری چون عدالتخواهی و ضدامپریالیستی را وام گرفت و با ادبیات دینی درآمیخت؛ که این آمیزش عوامل ناهمگون و لایتچسبک و فاقد ربط منطقی، به یک جریان التقاطی منتج به سادهسازی تاریخ و تضعیف انسجام نظری در مکاتب مورد استفاده انجامید.پس باید به زمانه و جوّ غالب اشکال گرفت یا به همهی روشنفکران آن روزگار؛ نه فقط به یک کس. در فضای امروز که همه در پی یافتن یک مقصر برای بحرانهای انباشته از گذشته هستند، اطلاق «شیاد» به شریعتی از سوی دکتر غنینژاد منصفانه نیست؛ و البته پاسخ مملو از طعن و لعن «دکتر سروش» هم عادلانه نیست. تقلیل یک جریان فکری به اتهام شخصی، نه گذشته را روشن میکند و نه به فهم امروز کمکی میرساند. ضمنآنکه استفادهی این ادبیات از سوی بزرگان اندیشگی، به عادیسازی هرچه بیشتر واژگان و اتهاماتی چنین در جامعه و بالاخص فضای پلشت سیاسی و تندتر شدن هر چه بیشتر شرایط در تمام طبقات و جریانها میانجامد.@mostafafaghihi



