من حرمت آدمها را به رفتارشان گره نمیزنم،به تربیت خودم گره میزنم.اگر روزی از سفرهی کسی نان و نمکش را خورده باشم،حتی اگر بعدها راهمان از هم جدا شود،حتی اگر از او دلگیر باشم،اجازه نمی دهم خاطرات خوب زیر سایه ی کینه دفن شوند.برای من احترام معامله نیست که با تغییر آدمها تمام شود؛احترام بخشی از شخصیت آدم است.بعضی ها را باید از زندگی حذف کرد،اما نه آن قدر که حرمت گذشته هم از یاد برود.
من يه اخلاق بدى كه دارم اينه كه تا عمق هرچیز رو مى رم. تا عمق احساسات، تا عمق سوالات، تا عمق حرفها، تا عمق رفتارها، وحتی تا عمق سكوتها. براى همين كاهى چیزهايى رو مى بينم و مى شنوم و مى فهمم كه نبايد، همين هم باعث ناراحتی مى شه، هم باعث فكر و خيال بيشتر مى شه.
من اگه به کسی چندبار فرصت دادم تو زندگیم هیچ موقع از روی بخشندگی یاضعفم نبوده، بلکه فرصت دادم که بعد ها خودم حسرت هیچ چیزی رونخورم تهش بگم همه راه ها رو با این آدم رفتم و نشد : پس اگه یه روزگذاشتمت کنار بدون دیگه مسئله بخشش نیست من صرفا دیگههیچ راه و مسیری با تو نمیبینم...!!
چيزى که راجب خودم دوس دارم اينه كهمهم نيست تو زندگيم چه چيزهايى رو پشت سر گذاشتم چقدر بد باهام رفتار شدمن هنوزم يه قلب و يه عشق بى پايان رو براى بخشيدن دارم و هيچكس نميتونه اين رو ازم بگيره🤍
یکی از خصوصيات عجيبم اینه که همیشه حدسها و فکر هام درسته!یا یه چیزی رو قبل از اینکه بیان بشه میفهمم!يا طرف بهم مسيج ميده من خوابم و همون موقع توی خواب،حس میکنم مسیح داده و بیدار میشم!دروغ رو خیلی قشنگ حس میکنم حتی اگه پشت هزار نقاب باشه!نمیدونم این خصوصیاتم خوبه یا بد،نمیدونم اینکه همیشه حقیقت رو میدونم خوبه یا بد،ولی میدونم تهش اینه که گول نمیخورم...
سرم تو کار خودمه.علاقه ای به زندگی بقیه ندارم وپیگیر داستانی جز داستان زندگی خودم نیستم.انرژیمو برای حرف زدن راجع به آدما وسرک کشیدن تو زندگیشون حروم نمیکنم وترجیح میدم همونو صرف چیزای مهمتری بکنم.خیلی وقته سرگرم هدفها و ساختن زندگی خودمم.بخش زیادی از آرامشی که امروز دارمومدیون همین اخلاقم...