خشم آزادکننده نیست، بلکه اسیرکننده و قیدآفرین است. خشم مانند ریسمانی ما را به طرف مقابل متصل نگه میدارد و باعث ادامه حضور و اثر او در زندگی مان میشود. تا وقتی انرژی عصبانیت و رشوه های حقیر آن، مانند احساس بر حق بودن، احساس قربانی بودن و میل به انتقام را رها نسازیم، در قید الگوهای منفی آن باقی خواهیم ماند.ممکن است شخص خاصی پیوسته به شکل منفی در زندگی ما خودنمایی کند. اما حتی اگر این شخص هم نباشد، به کسان دیگری برخورد می کنیم که ویژگی های مشابه دارند و باعث به وجود آمدن خشم و رنجش در ما میشوند.این الگو، تا روزی که یاد بگیریم با خشم درونی خود چگونه برخورد کنیم. تکرار می شود. آنگاه، ناگهان چنین افرادی از زندگی ما ناپدید میشوند. بنابراین، خشم ممکن است باعث شود که کسی از نظر فیزیکی از ما فاصله بگیرد، ولی از نظر روانی به ما متصل و نزدیک تر خواهد شد، تا روزی که کاملاً خشم و رنجش خود را از او رها سازیم.رهاسازی خشم برای ما فواید بسیاری به همراه دارد. ما آزاد خواهیم شد تا راحتی و آرامش عاطفی پیدا کنیم، قدر فرصت های رشد و التیام را بدانیم، سالم تر و با انرژی تر باشیم و بتوانیم بدون وجود «قیود مخفی»، به دیگران توجه و دلسوزی متقابل نشان دهیم. چنین پیشرفت های مهم احساسی به ما اجازه می دهد به درجه ای بالاتر که در آن، آزادی و آرامش درونی وجود دارد، بدون هیچ زحمتی دست پیدا کنیم.دیوید آر هاوکینزرهایی طریقت تسلیمص 164