.«خدایا اکنون که همهٔ گلها حاضر هستندو همهٔ مرغها بر شاخسار دلم میخواننداکنون که همهٔ رودها را میبینم که خروشان به دریا میریزندو صفِ کوههای زرّین را میبینمپیمان یاد میکنم هیچگاه... هیچگاهدنیا را فراموش نکنم.»▫️«خدایا من این دنیای تو را دیدمو این آشنایی را هرگزنه تو و نه من فراموش نخواهیم کرد.»▫️«خداوندا شکرکه عشق تو دروغ نیست زیرا که من دروغگو نیستمو زیبایی جهان هموارهاز ابدیت عشقسخن خواهد گفت.»(بیژن جلالی)این شعرها زندگی را همچون فرصتی برای آشنایی روایت میکنند. دیدن، رخ میدهد. نگاه با زیبایی جهان تلاقی میکند. آشنایی تجربه میشود. قدردانستنِ این تجربه، کار شاعر است. قدردانستن تجربهٔ آشناییِ با جهان، راه به عشق میبَرَد. گویی عشقی بوده که امکان چنین آشنایی شوقانگیزی را فراهم کرده است. آشنایی چشم و گوش و دل با گلها و رودها و پرندهها. شاعر از ما میخواهد تجربهٔ زیبایی را از یاد نبریم. همچون بذری در خاک روح خود بنشانیم و همواره به آن آب بدهیم. شاید رسالت آدمی در زندگی تجربهٔ تلاقی با زیبایی باشد. و از رهگذر آن لمس عشق آفریدگار.این آشنایی که زادهٔ عشق است، از شاعر میخواهد که فراموش نکند: قول بده این تجربهٔ زیبا را از یاد نبری! آن را بزرگ داری و ارج بگذاری. و شاعر قول میدهد: خدایا زیبایی جهان را دیدم و قول میدهم آن را از یاد نبرم.@sedigh_63
وقتی کسی زیباییِ تو را میبیند و آن را به زبان میآورد، فقط از ظاهر تو حرف نمیزند؛ از نگاه خودش هم پرده برمیدارد.همه بلد نیستند زیبایی را ببینند. همه آنقدر سخاوتمند نیستند که خوبیهای دیگران را بدون حسادت یا غرور تحسین کنند.پس اگر کسی صادقانه از زیبایی، مهربانی یا ویژگی قشنگی در تو گفت، قدردانش باش،چون دیدنِ خوبیهای دیگران، خودش نشانهی زیباییِ درونِ آدمهاست.تحسینِ صادقانه، یکی از کمیابترین هدیههاییست که یک انسان میتواند به انسانِ دیگری بدهد.@dr_marziehmohammadzadeh
خشم آزادکننده نیست، بلکه اسیرکننده و قیدآفرین است. خشم مانند ریسمانی ما را به طرف مقابل متصل نگه میدارد و باعث ادامه حضور و اثر او در زندگی مان میشود. تا وقتی انرژی عصبانیت و رشوه های حقیر آن، مانند احساس بر حق بودن، احساس قربانی بودن و میل به انتقام را رها نسازیم، در قید الگوهای منفی آن باقی خواهیم ماند.ممکن است شخص خاصی پیوسته به شکل منفی در زندگی ما خودنمایی کند. اما حتی اگر این شخص هم نباشد، به کسان دیگری برخورد می کنیم که ویژگی های مشابه دارند و باعث به وجود آمدن خشم و رنجش در ما میشوند.این الگو، تا روزی که یاد بگیریم با خشم درونی خود چگونه برخورد کنیم. تکرار می شود. آنگاه، ناگهان چنین افرادی از زندگی ما ناپدید میشوند. بنابراین، خشم ممکن است باعث شود که کسی از نظر فیزیکی از ما فاصله بگیرد، ولی از نظر روانی به ما متصل و نزدیک تر خواهد شد، تا روزی که کاملاً خشم و رنجش خود را از او رها سازیم.رهاسازی خشم برای ما فواید بسیاری به همراه دارد. ما آزاد خواهیم شد تا راحتی و آرامش عاطفی پیدا کنیم، قدر فرصت های رشد و التیام را بدانیم، سالم تر و با انرژی تر باشیم و بتوانیم بدون وجود «قیود مخفی»، به دیگران توجه و دلسوزی متقابل نشان دهیم. چنین پیشرفت های مهم احساسی به ما اجازه می دهد به درجه ای بالاتر که در آن، آزادی و آرامش درونی وجود دارد، بدون هیچ زحمتی دست پیدا کنیم.دیوید آر هاوکینزرهایی طریقت تسلیمص 164
ﻣﺎ ﺑﺎ ﺧــﻴﺎل روﻳـــــــﺖ ﻣﻨﺰل در آب دﻳﺪهﻛﺮدﻳﻢ ﺗﺎ ﻛﺴﻰ را ﺑﺮ ﻣﺎ ﮔـــــــــﺬر ﻧﺒﺎﺷﺪتضمین رهایی🤝ما را به جز خـــیالت، فکـــری دگر نباشد🕊🕊🕊🕊#قربانی_جان🍃@realmehrgram🍃