جانا به غریبستان چندین به چه میمانی بازآ تو از این غربت تا چند پریشانیصد نامه فرستادم صد راه نشان…
انتشار: 2026/08/02 03:32 UTCدریافت: 2026/08/07 06:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 06:50 UTC
جانا به غریبستان چندین به چه میمانی بازآ تو از این غربت تا چند پریشانیصد نامه فرستادم صد راه نشان دادمیا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانیگر نامه نمیخوانی خود نامه تو را خواندور راه نمیدانی در پنجهٔ ره-دانیبازآ که در آن محبس قدر تو نداند کسبا سنگ دلان منشین چون گوهر این کانیای از دل و جان رسته دست از دل و جان شستهاز دام جهان جسته بازآ که ز بازانیهم آبی و هم جویی هم آب همیجوییهم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانیچند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جانآمیختهای با جان یا پرتو جانانینور قمری در شب قند و شکری در لبیا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانیهر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سربازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانیاز عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردنزهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی#مولانای_جان @Molana79




