همیشه دنبال یه روز خوب بودم که بیاد، یکروزی که دغدغه نداشته باشم، مشکلی در زندگیم نباشه و انقدر نگران آینده نباشم، اونروز هیچ وقت نیومد، هیچ وقت در زندگیم همه چیز در سرجاش نبود و همیشه نگران آینده بودم، من در نهایت رویای خودمو تجربه نکردم ولی یه چیزی رو یاد گرفتمکه شاید نتونم دنیای بیرون رو کنترل کنم و از شدت فشارهایی که بهم وارد میشه در کنترل درونم هم اونقدر توانمند نباشم، اما ناچارم که ادامه بدم!یاد گرفتم این دنیا و این زندگی عادلانه نیست و قرار نیست اتفاقات مطابق میل من پیش بره ولی من مجبورم از حداقل ها لذت ببرم تا دوام بیارمیاد گرفتم که نگرانی های من شاید هیچ وقت تموم نشن، ولی دلیل نمیشه که زندگی هم نکنم چون مجبورم با اضطرابی که دارم پیش برممن هیچ وقت آرامش عمیق رو تجربه نکردم ولی فهمیدم که اگه به جای اینکه دنبال آرامش باشم فقط حرکت کنم سطح تنش درونم کمتر میشهاین زندگی اون چیزی که من فکر میکردم و میخواستم نبود و نیست ولی یاد گرفتم که انتظارم رو کم کنم تا خودم از بین نرم.بنابراین نمیخوام بگم که امیدوارم باشین بلکه فقط میخوام بگم که ناامیدی هیچی رو بهتر نمیکنه، و ما ناچاریم که با وجود همه دردها ادامه بدیم، همین@Mojemosbatchannel