
لذت بردن از زندگی درلحظه باور کنید تا ببینیدبرای خرید دوره های آموزشی میتونید پیام بدینارتباط با ما👇t.me/najaficoachtelegram.me/mohsennajaficominstagram.com/mohsennajaficomaparat.com/mohsennajafi_com
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 13 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/31 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
نگاه طلبکارانه و احساس عادی بودن وظیفه دونستن نعمتها وتکبر ابزار شیطان است برای اینکه انسان را از سپاسگزاری که باعث دریافت نعمتهای بیشتر میشود دور کند
اجازه ندیم غرور جلوی سپاسگزاری ما را بگیرد نعمتهایی که به ما عطا میشوند لطف است آن را وظیفه ندانیم که مانع سپاسگزاری میشود سعی کنیم با همه مشغله ای که داریم سپاس تمام نعمتها را به جا بیاوریم و همیشه به خودمان یادآوری کنیم که این نعمتها بدیهی نیستند و میتوانست نباشد
فرصت های دردسترس رایگان ابدیایده های دردسترس رایگان ابدیثروت های دردسترس رایگان ابدی
من آب شدم سراب دیدم خود رادریا گشتم حباب دیدم خود راآگاه شدم تمام دیدم غفلتبیدار شدم به خواب دیدم خود راعارف بود آنکه خویش را کرد فنااثبات نمود ذات حق را به بقاصوفی است کسی که خویش را کرد ثبوتدریافت به خود جمله صفات و اسمابا مردم عام هست خود عارف عامآگاه ز پختگی او نی هر خامبینند به رنگ خویش او را همه خلقدر بی رنگی اگرچه او هست تمامدر صورت قطره سر به سر دریاییمتو ذره مبین مهر جهان آراییمگویند که کنه ذات او نتوان یافتما یافتهایم اینکه کنهش ماییم
✨هله نومید نباشی که تو را یار براند ✨گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ ✨در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ✨ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند ✨و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ✨ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند ✨نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد…و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
کدام آلاله میبویم که مغزم عنبرآگین شدچه ریحان دسته بندم چون جهان گلزار میبینم
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است افتادگی آموز اگر طالب فیضی
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبودزان سبب عالم کبودت مینمود
تواضع ز گردن فرازان نکوستگدا گر تواضع کند خوی اوست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنموی مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنمای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنموین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنمای بیکسان ای بیکسان جاء الفرج جاء الفرجهر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنمای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که منصد دیر را مسجد کنم صد دار را منبر کنمای کافران ای کافران قفل شما را وا کنمزیرا که مطلق حاکمم مؤمن کنم کافر کنمای بوالعلا ای بوالعلا مومی تو اندر کف ماخنجر شوی ساغر کنم ساغر شوی خنجر کنمتو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدیسوی من آ ای آدمی تا زینت نیکوتر کنممن غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنممن گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنمای سردهان ای سردهان بگشادهام زان سر دهانتا هر دهان خشک را جفت لب ساغر کنمای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستانآن دم که ریحانهات را من جفت نیلوفر کنمای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شویچون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنمای عقل کل ای عقل کل تو هر چه گفتی صادقیحاکم تویی حاتم تویی من گفت و گو کمتر کنم
نشین با من ، با من منشینتو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی منچه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست؟یا نگاه تو ، که پر عصمت و نازبر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟دردم این نیست ولیدردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنمپوپکم ! آهوکم!تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منممگرم سوی تو راهی باشدچون فروغ نگهتورنه دیگر به چه کار آیم منبی تو ؟ چون مرده ی چشم سیهتمنشین اما با من ، منشینتکیه بر من مکن ، ای پرده ی طناز حریرکه شراری شده امپوپکم ! آهوکم!گرگ هاری شده ام
تو خود اویی بخود آی نه مرادم نه مریدم نه پیامم نه کلامم نه سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و شنیدی نه سمانم نه زمینم نه به زنجیر کسی بسته ام و برده دینم نه سرابم نه برای دل تنهایی…نه مرادمنه مریدم