🦋فردی هنگام راه رفتن،پایش به سکه ای خورد.تاریک بود، فکر کرد طلاست!کاغذی را آتــــ🔥ـــش زد تا آن را…
انتشار: 2026/08/15 14:46 UTCدریافت: 2026/08/16 13:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 13:50 UTC
🦋فردی هنگام راه رفتن،پایش به سکه ای خورد.تاریک بود، فکر کرد طلاست!کاغذی را آتــــ🔥ـــش زد تا آن را ببیند.دید ۲ ریالی است!! بعد دید کاغذی که آتش زده، هزار تومانی بوده!!گفت: چی را برای چی آتش زدم!🔸 و این حکایت زندگی خیلی از ماهاست،که چیزهای بزرگ را برای چیزهای کوچکآتش میزنیم و خودمان هم خبر نداریم!👈اعمالمان را با یک حرف(تهمت، غیبت، دروغ، ریا و ...)آتش نزنیم.❗️کپی فقط با ذکر لینک 👇#عرفانوآرامش 🦋👇┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•Join🔜 @mohandesi_fekr2🌺🌿🌺🌿

