از خلیج فارس تا دریای خزر؛ روایت یک «زن صیاد» از جنگ جنوب / بهمحض رسیدن به شمال به محلهمان بمب اص…
انتشار: 2026/08/18 04:08 UTCدریافت: 2026/08/18 05:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 05:20 UTC
از خلیج فارس تا دریای خزر؛ روایت یک «زن صیاد» از جنگ جنوب / بهمحض رسیدن به شمال به محلهمان بمب اصابت کرد / این دریا با آن دریا فرق دارد و ترسناک است🔹خدیجه (خَجو)، یکی از پانزده زن صیاد جزیره هنگام و از معدود زنان ماهیگیر خلیج فارس، حالا در فریدونکنار کنار دریایی نشسته که برایش غریبه است. ماسههای این دریا برق و درخشش ساحل هنگام را ندارند. اگر جنگ نبود، باید همین حالا روی قایقش باشد و قلاب صید را به آب انداخته باشد.🔹روز آغاز جنگ، خدیجه در غرفهاش مشغول کار بود و مادرش در دریا. ناگهان اعلام شد جنگ آغاز شده است. مادرش را صدا زدند تا هرچه سریعتر به ساحل برگردد. روزی که جزیره از تکاپوی همیشگی افتاد، او یک روز پیش از نخستین حمله به هنگام، همراه همسرش که اهل شمال است راهی سفر شده بود تا خانواده او را ببیند. سفری که اگر آغاز نمیشد، شاید سرنوشت دیگری برایشان رقم میخورد.🔹خدیجه میگوید: «به محض رسیدن به شمال، دقیقاً در محلهمان بمب اصابت کرد؛ حدود ۲۰ تا ۳۰ متری خانهمان. دقیقاً همان جایی که هر روز در اسکله به قایقهایمان سر میزدیم، بمب اصابت کرد. مدتها کابوس میدیدم که بچهام آنجا در حال بازی است و هواپیماها میآیند.»🔹پس از بمباران، اهالی نزدیک به سه ماه به جزیره برنگشتند. اسکله تعطیل شد و هیچکس جرأت رفتن به دریا را نداشت. اما خدیجه شبها غرفه را باز میکرد، شیرینی محلی درست میکرد و غرفه به پاتوق زنان بومی تبدیل شده بود. او میگوید: «فکر میکنم اگر کیهان را نداشتم، هنگام بودم.»🔹حالا در شمال، صنایع دستی جنوب را با خود آورده؛ نقش حنا، گردنبند و دستبندهای صدفی. هرگز لباسی جز لباس جنوبی نپوشیده و میگوید: «به جنوبی بودنم افتخار میکنم؛ این لباسها بخشی از حس دلتنگی من هستند.» اما هنوز جرأت نکرده در دریای شمال ماهیگیری کند: «این دریا با دریای جنوب فرق دارد؛ ترسناک است. هر سه، چهار روز یک بار میشنویم کسی غرق شده است.»🔹اهالی هنگام سالها بود جنگ را از نزدیک تجربه نکرده بودند. آخرین خاطرهشان به جنگ نفتکشها برمیگشت. این بار، جنگ را در خانه خودشان لمس کردند. خدیجه میگوید: «هر صدای انفجار، به کیهان میگفتیم صدای تولد است. نمیخواستیم به او بگوییم صدای بمب است. اما حالا خودش میگوید آمریکا حمله کرده، بمب اصابت کرده. واقعاً نمیتوان آن را توصیف کرد؛ بهترین کلمه «فاجعه» است.»🔹خانهاش، زندگیاش و قایقهایش آنجاست. نزدیک به ۲۰ قایق بومیها آسیب دیدند و قایق پدر و برادرم نیز ترکش خورد. او هر روز به بازگشتن به هنگام فکر میکند: نمیدانیم وقتی برگردیم، با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد، اما امیدواریم بتوانیم بازگردیم و دوباره کارمان را آغاز کنیم./عصرایران@modara_ir


