تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 19:05 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
صِدایِ نَفَسات میپیچه دور گوشَم!🖤
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 46 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
بگذار آنچه از دست رفتنی است؛ از دست برود،وگرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.-نادر ابراهیمی.
بهم محبت کردی؟ منم همین کار رو میکنم، ایگنور کردی؟ منم همین کار رو میکنم، واسم وقت نذاشتی؟ منم همین کار رو میکنم، وقتی نیاز داشتم نبودی؟ منم نیستم، پس یادت نره هر رفتاری میبینی انعکاس رفتار خودته، مخصوصا اگه قبلش بارها و بارها صبوری کرده باشم.
و ناگهان، دیگر برايم مهم نبود،كه ديده شوم، درک شوم، با من صحبت شود، جواب بيامم را بدهند، دوستم داشته باشند يا نه، دعوت شوم يا درباره ام صحبت كنند؛ حالا همه جا آرام است و من بالاخره خودم را پيدا كردم.
به مهربونیم اعتماد نکن؛ من آدم بد و خطرناکی میشم وقتی بی لیاقتی ببینم.
شب در زندگی من، بی انتها بود؛ مانند افکارم.
یکی از خصلتهای عجیبی که دارم اینه که وقتی آدمها بهم بدی میکنن یا با رفتارشون رومخم میرن همون لحظه چیزی نمیگم، طوری رفتار میکنم انگار هیچی نشده اما عقب ذهنم دارمش، بعد هی جمع میشه، هی جمع میشه، یهو طرف رو بدون هیچ حرفی از زندگیم پاکش میکنم، شاید طرف فکر کنه بیدلیله ولی من کلی دلیل بابتش از قبل تو ذهنم دارم.
تودر اولین سقوطبهبال هایتایمانمیآوری.
دلم یه شدنی میخواد؛که همه نشدنهارو بشوره ببره.
اگر امروز همهچیز تاریک به نظر میرسد، یادت باشد که تاریکی، حقیقتِ تمام زندگی نیست؛ فقط بخشی از آن است. هیچ شبی برای همیشه نمانده و هیچ زخمی تا ابد همانقدر دردناک نخواهد ماند. شاید امروز هیچ دلیلی برای ادامه نبینی، اما زندگی بارها ثابت کرده که میتواند در یک روز، یک آدم، یک اتفاق یا حتی یک صبح معمولی، همهچیز را تغییر دهد. به خودت فرصت بده؛ شاید بهترین فصل زندگیات هنوز نرسیده باشد. دنیا به بودنِ تو، با تمام نقصها و رنجهایت، بیشتر از آنچه فکر میکنی نیاز دارد.
اگه اونجوری بشم ک تو میخوای دیگه من من نیستم
حق نداری به کسی دل بدهی اِلا منپیش روی تو دو راه است فقط من یا من.
آدمیزاد با پاهایی خسته، هنوز دنبال رسیدنه.
بله، تو آدم خوبی هستی عزیزم. از رنجهایی که به خاطر دیدن رنج دیگران میکشی مشخصه.
اگه اونجوری بشم ک تو میخوای دیگه من من نیستم
از خودم عذر میخوام برای توضیح دادن به تویی که لیاقت شنیدن یک کلمه از سمت من رو هم نداشتی، برای احترام به تویی که هیچی از شعور و ادب و شخصیت حالیت نمیشد، برای ارزش دادن به تویی که دوهزارم نمیارزیدی، برای توجه به تویی که لیاقتت نادیده گرفته شدن بود، برای بخشیدن و موندن کنار تویی که باید سر همون اشتباه بد اول ترک میشدی، برای راه درست رو نشون دادن به تویی که سزاوار گم شدن بودی، از خودم معذرت میخوام برای مثل کوه پشتت وایسادن در صورتی که لایق یک دره و پرت شدن بودی. از خودم عذر میخوام بابت تایم گذاشتن برای تویی که حتی لیاقت یه ثانیه کنار من موندن رو هم نداشتی.
«در ژرفای وجود تو، نوری هست که هیچ تاریکی توان خاموش کردنش را ندارد. شاید گاهی ابرها آن را از چشمانت پنهان کنند، اما خورشید هرگز خاموش نمیشود. به خودت ایمان داشته باش؛ زیرا روح انسان بسیار بزرگتر از رنجهایی است که بر او میگذرد.»- جبران خلیل جبران
بدترین کاری که میتونید با یه آدم بکنید اینه که آرزو کنه هیچوقت شمارو نمیشناخته. یعنی حاضره کل خاطرات خوبشم باهات بده بره، اما تو براش فقط به غریبه باشی؛ دیگه برو ببین چقدر باهاش کصشر بودی.
تمام وجودم پر از خشمه اما توی رفتار بینهایت آرومم، یه دنیا غم توی دلمه اما توی صورتم هیچی معلوم نیست، برای هیچ چیزی دیگه حتی ذرهای ذوق ندارم اما دائم دارم لبخند میزنم، دیگه حتی خودم هم نمیتونم بفهمم چمه.
ديگه بزرگ شديم عزيزم نميشه فرار كنيم، بايد از پس غمها و تصميمات سخت، به تنهايى بر بیایم.
سوءتفاهمِ صمیمیتصمیمیت یعنی بتوانی خودت باشی؛اما مشکل اینجاست که بیشتر آدمها خودِ واقعیِ تو را تاب نمیآورند.تا وقتی جذابی، شنیده میشوی.تا وقتی مفیدی، خواسته میشوی.تا وقتی لبخند میزنی، دوستداشتنی به نظر میرسی.اما کافیست پیچیدگیات را نشان بدهی؛خستگیات را، تاریکیات را، تردیدت را.آنوقت معلوم میشود چند نفر واقعاً آمده بودند برای خودِ تو.یونگ میفهمید که انسان فقط با چهرهی روشنش ساخته نشده؛هرکس سایهای دارد، و عشقِ بیظرفیت، فقط تا آستانهی این سایه دوام میآورد.کسی که فقط نورِ تو را میخواهد،در حقیقت تو را نمیخواهد؛یک دکورِ آرامشبخش میخواهد...
آرزو میکنم، اون لحظهای که فکر میکنی همه چیز تموم شده خدا قلبت رو نوازش کنه
دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.
اگه حاضر نیستی بهای چیزی رو که دوست داری بپردازی لطفا رهاش کن.اشتیاقی که منجر به عمل نشه مفتش گرونه..
این که برای خجالت زده نشدنِ کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدییکی از عمیقترین و نادرترین درجاتِ شعوره
رابطه جنسی بیان فیزیکی عشق است، اما عشق محدود به رابطه جنسی نیست. عشق واقعی فراتر از تجربه فیزیکی است؛ عشق حقیقت نهایی در قلب خلق است، عشق تجربه وحدت است.
متاسفانه اونقدری که توقع دارید لیاقت ندارید.
در ما اگر هوای کسی بود دیگر تمام شد،زخمها یادگار شد،و دردها تجربه.
راستش به نظرم کل زندگی در مورد جسارتهجسارت تجربه کردنجسارت تغییر دادنِ همه چیز برای رسیدن به شرایط ، روزها و آدمهای بهترجسارت عاشق شدن جسارت شکست خوردنجسارت دوباره بلند شدناین جسارته که به زنده بودن معنای زندگی میده.
بنده حوصله بحث ندارم، حتی حرف بعدی شما هم درست هستش دوست عزیز.
یهو سرد نشدم عزیزم، یهو شناختمت.
هیچوقت واکنشی را که دیگران از تو انتظار دارند، به آنها نده.آرام، باهوش و مسلط بمان.بعضی آدمها با واکنش تو تغذیه میشوند؛ وقتی چیزی نصیبشان نشود، قدرتشان را از دست میدهند.
این کاربر به علت کم خوابی، استرس، نگرانی، فشار درس، خانواده، جامعه، اطرافیان، مشکل مالی، هوای گرم، هوای گرم، هوای گرم از اعصاب و رفتار درستی برخوردار نمی باشد، از توقعات خود بکاهید.
«اگر میدانستید بعضی آدمها چه مسیر سخت و طولانیای را پشت سر گذاشتهاند تا دوباره به آرامش و شادی برسند، میفهمیدید چرا اینقدر مراقباند که هیچ انرژی منفیای وارد زندگیشان نشود. آن وقت درک میکردید چرا در انتخاب کسانی که به زندگیشان راه میدهند، اینقدر گزیده و محتاط هستند. آدمی که برای آرامش خود بهای سنگینی پرداخته، آن را به سادگی در اختیار هر کسی نمیگذارد و اجازه نمیدهد چیزی آن را از او بگیرد.»
سختتر از خود گریه اون گریهایه که نمیاد، همه وجودت رو گرفته ولی از چشم بیرون نمیاد.
شمارو نمیدونم ولی من اگه برگردم عقب،هر متن بلندی که برای کسی فرستاده بودم یا توضیحی داده بودم رو پاک میکنم و به جاش مینویسم «باشه»؛ هیچ چیز و هیچ کسی ارزشش رو نداشت.
اگر بمیرم؛احساس کسی را خواهم داشت که از شهربازی بیرون میرود،بدون اینکه سوار هیچکدام وسیلهای شده باشد. -جز از کل، استیو تولتز.
یه چیزایی هست که یهو بدون اطلاع قبلی تموم میشن،مثل صبر آدمها...
بله. من آمادگی اینو دارم عزیز ترین افراد زندگیمو زیر سی ثانیه ترک کنم. چتای چند سالمو توی یک چشم بهم زدن پاک کنم. عکسایی که به جونم وصلنم همینطور. من آمادگی اینو دارم در لحظه هرچیزی رو در آن ثانیه آتیش بزنم و پشتم رها کنم و حتی خم به ابروم نیاد. من حتی حاضرم چیزای با ارزشم رو خودم از دست بدم، قبل اینکه از دست برن. زندگی رها کردن و حذف کردن چیزایی که قرار نیست توی دنیای من باشن رو بهتر از هرچیزی به من یاد داده. وابستگی توی من مرده. هیچ رفتنی منو غافلگیر و غمگین نمیکنه. -دیاکو.
و گاهی نرسیدن، لطفِ پنهانِ سرنوشت اَست عزیزِ من.
حد وسطمو گم کردمنه به آدم ها حس بهتری دارم، نه با تنهایی به توافق میرسم.نه حوصله شلوغی رو دارم، نه با سکوت خونه کنار میام.نه انرژی کافی برای حرف زدن دارم نه با خودخوری حس راحتی دارم،بعضی روزها به معنای واقعی از کادر زندگی خارج میشم .
دقیقا همونجا که نه گیر میده، نه توضیح میده، نه توضیح میخواد، ظاهرا درکت میکنه، مخالفت نمیکنه، حسودی نمیکنه، دقیقا همونجا یعنی دیگه براش تموم شدی.
اگه آدمای اطرافم ذرهای خبر داشتن که چقدر به چیزای ریز مختلف دقت میکنم و تا مدت ها یادم میمونه، چطور همشونو تحلیل میکنم و به هم ربط میدم، خیلی خیلی بیشتر مراقب رفتارشون میبودن.