فحاشی، آخرین پناهگاهِ ناتوانی در استدلالاگر فحاشی هنر بود، بیگمان گستاخان و هتاکان، بزرگترین هنرم…
انتشار: 2026/07/25 20:40 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
فحاشی، آخرین پناهگاهِ ناتوانی در استدلالاگر فحاشی هنر بود، بیگمان گستاخان و هتاکان، بزرگترین هنرمندان تاریخ بودند.سالها زمان برد تا دریابم که در جامعه ما، دانش و آگاهی همیشه با احترام همراه نیست. گاهی هرچه بیشتر بیاموزی، بیشتر در معرض حسادت، انکار و تمسخر قرار میگیری.عدهای اصل دانستههایت را انکار میکنند؛ عدهای دیگر ارزش سالها تلاش و تحصیل را ناچیز میشمارند و میگویند: «گرفتن مدرک که کاری ندارد!» و گروهی نیز با لبخندی از سر بیاعتنایی میگویند: «همه اینها توی گوگل پیدا میشود.»اما گذر زمان درس دیگری به من داد.آموختم که لازم نیست برای هر رهگذری، مدرک، دانش یا توانایی خود را اثبات کنم. اعتبار واقعی را انسانهای آگاه و منصف تشخیص میدهند، نه هیاهوی فضای مجازی.همچنین فهمیدم که توضیح یک موضوع علمی یا یک دیدگاه سیاسی برای همه، همیشه سودمند نیست. برخی برای فهمیدن وارد گفتوگو نمیشوند؛ آنان تنها میخواهند دیده شوند و سادهترین راه دیده شدن، جنجال، توهین و فحاشی است.تجربه به من آموخت که فحاشی، اغلب نشانه کمبود استدلال است؛ تمسخر، بسیاری اوقات از حسادت سرچشمه میگیرد و سخنچینی، ریشه در احساس ضعف و حقارت دارد.پس چرا باید برای هر صدایی پاسخ آماده کنیم؟گاهی سکوت، رساتر از صدها جمله است و گاهی یک لبخند، محکمتر از هر پاسخ تند.اگر حقیقتی علمی را بیان کردیم و مخاطبی آن را نپذیرفت، همیشه اشکال از حقیقت نیست؛ شاید ذهن او هنوز آماده پذیرش آن نباشد.بیایید با کسانی که نمیدانند، با احترام رفتار کنیم. شاید آنان هرگز فرصت یا امکان آموختن نداشتهاند. مهربانی، احترام و صبوری، سرمایههایی هستند که اثرشان بسیار ماندگارتر از خشم و تحقیر است.تاریخ، هیاهو را فراموش میکند، اما اندیشه را به خاطر میسپارد. آنچه میماند، نه صدای بلند، بلکه سخن درست، قلم صادق و اندیشهای است که بتواند چراغی برای آینده باشد.✍ #سحاب