تازگی گردآوری
تلاش دوباره برای گردآوری- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-14 00:35 UTC
- وضعیت گردآوری
- stats_running
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
محمد معینی | کتاب / تاریخ / محیطزیست / نقل قولhttps://x.com/mmoeeni2 | [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 18 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
.چهارپاره ۱۶۱ - دانستنیهای عددی-معرفتی بعد از انقلاب مشروطه!اول) امضای فرمان مشروطه، ۱۲۰ ساله شد. مظفرالدین شاه بعد از امضای فرمان در میانه تابستان سال ۱۲۸۵، پنج ماه زنده بود. ۶ شاه و رهبر بعدی (تا ۹ اسفند پارسال) بهطور متوسط هر کدام ۲۰ سال بر ایران حکومت کردند؛ کمترین: محمدعلی شاه (۲/۵ سال)، بیشترین: محمدرضا شاه (۳۷/۴ سال). ۳ تن با فشار داخلی کنار رفتند (قیام مردم (علیه محمدعلی شاه و محمدرضا شاه) یا تغییر سلسله در مجلس شورای ملی (علیه احمدشاه)) و ۲ تن با فشار خارجی (یکی تبعید، دیگری قتل). تنها یکی با مرگ طبیعی قدرت را فرو گذاشت.دوم) در بین حاکمان بعد از مشروطه ایران، احمدشاه قاجار از همه کوتاهتر عمر کرد (حدود ۳۲ سال) و آیتالله سید روحالله خمینی و آیتالله سید علی خامنهای طولانیترین عمر (حدود ۸۶ سال) را داشتند.سوم) هر چهار شاه بعد از مظفرالدین شاه پس از عزل از قدرت، در تبعید و خارج از کشور از دنیا رفتند؛ محمدعلی شاه نزدیک ۱۶ سال بعد از عزل زنده ماند و در ایتالیا فوت کرد، احمدشاه حدود ۴ سال بعد از عزل زنده ماند و در فرانسه درگذشت، رضا شاه نزدیک ۳ سال بعد از کنار گذاشته شدن از صدر قدرت زنده ماند و در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی از دنیا رفت و نهایتا محمدرضا شاه فقط ۱/۵ سال زنده بود و مانند پدر در آفریقا (قاهره مصر) فوت کرد. پیکر احمدشاه در کنار پدرش (محمدعلی شاه) و پدربزرگش (مظفرالدین شاه) در حرم امام حسینع در کربلا مدفون است. جنازه رضا شاه اردیبهشت ۱۳۲۹ (۶ سال پس از فوت) به ایران منتقل و در آرامگاه ویژهای کنار حرم شاه عبدالعظیم حسنی در شهرری (جنوب تهران) دفن شد، این آرامگاه بعد از انقلاب تخریب شد ولی اثری از جنازه پیدا نشد. سال ۱۳۹۷ هنگام گودبرداری محل سابق آرامگاه، جسدی مومیاییشده (احتمالاً متعلق به او) پیدا و دوباره در همان محدوده دفن شد. وضعیت دقیق فعلی پیکر نامشخص است اما محل تاریخی آن شهرری است. محمدرضا شاه در مسجدی در قاهره دفن است.چهارم) در نسبت «طول مدت حکمرانی/کل عمر» دوباره محمدرضا شاه رکوردار است. او بیش از ۳۷ سال سلطنت کرد و در ۶۱ سالگی درگذشت؛ بنابراین بیش از ۶۰ درصد عمرش را بر تخت بود. احمدشاه رتبه دوم را دارد (حدود نیمی از عمر کوتاهش را شاه بود)، چون خیلی جوان به سلطنت رسید و زود درگذشت. رهبران پس از انقلاب اسلامی با وجود مدت طولانی حکومت، بهخاطر عمر طولانیتر، نسبت کمتری دارند.💊 @mmoeeni1
.از این نوشته حضرت علیع در نامه ۲۶ نهجالبلاغه که «بدا به حال کسی که فقرا ... در پیشگاه خداوند شاکی و دشمن او باشند» میشود نتیجه گرفت «بدا به حال فرمانروایان» به خصوص با توجه به اینکه «فقر مردم، تقصیر فرمانروایان است»؟!💊 @mmoeeni1
.👁🗨 سطرهایی از تاریخ🔹 «عصر آقای رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداریش دادم. آماده استعفاست. گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود و برای پرسنل سپاه هم روحیه بشود. پیشنهاد کرد از زید در خاک عراق عقبنشینی کنیم. پذیرفتم.» خاطرات هاشمی رفسنجانی/ ۲۹ تیرماه ۶۷ (دو روز بعد از اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸)🔹 «آقای رضایی با لحنی صحبت میکنند مثل اینکه ایشان نظرات دقیقی داشتهاند و اجرا نشده است. شما کسی هستید که در جمع گفتید شورای امنیت سازمان ملل بهتر از شورای حکام است و چرا آقای روحانی جلوی این پرونده را گرفته است؟ من حرفهای دیگر شما را هم دارم. اولین نتایج جلسات سری هستهای ما را کدام سایت افشا کرد؟» - حسن روحانی (مناظرات انتخاباتی سال ۹۲)🥸 @mmoeeni1.👁🗨 سطرهایی از تاریخ🔹 «عصر آقای رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداریش دادم. آماده استعفاست. گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود و برای پرسنل سپاه هم روحیه بشود. پیشنهاد کرد از زید در خاک عراق عقبنشینی کنیم. پذیرفتم.» خاطرات هاشمی رفسنجانی/ ۲۹ تیرماه ۶۷ (دو روز بعد از اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸)🔹 «آقای رضایی با لحنی صحبت میکنند مثل اینکه ایشان نظرات دقیقی داشتهاند و اجرا نشده است. شما کسی هستید که در جمع گفتید شورای امنیت سازمان ملل بهتر از شورای حکام است و چرا آقای روحانی جلوی این پرونده را گرفته است؟ من حرفهای دیگر شما را هم دارم. اولین نتایج جلسات سری هستهای ما را کدام سایت افشا کرد؟» - حسن روحانی (مناظرات انتخاباتی سال ۹۲)🥸 @mmoeeni1
.خیلی سخت است «تبریک» روز خبرنگار وقتی رسانههای آزاد و مستقل یا وجود ندارند یا در میدانهای وسیع مین رهایند، وقتی خروجی کار بسیاری از رسانهها تنظیم خبر سخنان گهربار مقامات و گزارشهای بدون امکان راستیآزمایی یا تزیین ادعاهای حکومت است، یا حتی وقتی مدعیان پفیوز ِ کار مستقل خبرنگاری پشت میزها و گوشیهای هوشمند باجنیوزها، رسانهشان را پر از «شنیده شد» و «گفته میشود» و طرح مستقیم و غیرمستقیم اتهامهای بیمبنا به افراد حقیقی و حقوقی میکنند ولی یا عُرضه پیدا و رو کردن سند ندارند و اگر سندی دارند اسباب باج است، یا کلا سواد ندارند که بفهمند اشکال کجاست و کجا را باید بگردند، عقدههای شخصی دارند و خبرنگاری برایشان تیغ در دست زنگی است، تنبلاند و تحقیق نمیکنند و در اصل، «رسانه» را هم از معنا و اعتبار تهی میکنند!واقعا چه تبریکی؟ چه کشکی؟!* پفیوز = یوز پُف شده، ببر کاغذی!✅ ... اما تبریک برای شریف باقی ماندن کسانی که خبرنگاری میکنند یا خبرنگاری کردند؛ هر کجا و هر زمان. 🌹 😔 @mmoeeni1
.👁🗨 کتابهایی برای دیدن واقعیتبه معرفی و هدیه عزیزی، امکان و فرصت مطالعه 3 جلد از کتابهای جناب «هادی معصومی زارع» فراهم شد؛ «بوی انار و انتحاری» (405 صفحه)، «از فرانکفورت تا رقّه» (292 صفحه) و «جانِور قندهار» (330 صفحه) را با شوق بسیار چهلروزه خواندم. دو کتاب اول گزارش میدانی نویسنده است از عراقی که گرفتار داعش بود و کتاب سوم از افغانستان در آغاز امارت دوم طالبان؛ در قالب «رویت و روایت» (آنچنان که خود نویسنده توصیف کرده) و مصاحبه با داعشیهای زندانی در عراق (در کتاب دوم).دکتر هادی معصومی زارع در روزهای شکست و عقبنشینی داعش از شهرهای عراق، همراه رزمندگان ضدداعش در میدان نبرد حاضر است، سپس به مصاحبه با برخی زندانیان عادی و برخی زندانیان شاخص داعش پرداخته و در کتاب سوم، در روزهای آغازین بازگشت دوباره طالبان به قدرت، در شهرهای مهم همسایه شرقی چرخیده؛ دیدهها را روایت کرده و پای صحبت مردم عادی و برخی نخبگان افغانستانی نشسته و همه اینها را در قالب جملاتی روان و کتابهایی خواندنی به عموم عرضه کرده است.مایه خوشحالی بسیارم بود خواندن این کتابها بهخصوص از این بابت که به رسم دیرین، روایتی که در دسترس عموم قرار گرفته، روایت بهداشتی رسانههای رسمی و حکومتی نیست. نویسنده تلاش بسیار کرده منصف باشد و به گمانم تا حد زیادی موفق عمل کرده هرچند ناچار به اعتبار خاستگاه مذهبی و دینیاش، روایت از این منظر پررنگتر است و متاسفانه – گاه به تصریح خود نویسنده – ناچار از خودسانسوری نیز بوده است. تحلیل (پردازش) شرایط منطقه باید ناشی از آگاهی از واقعیتها (دادهها) باشد، این نیز ممکن نیست جز کنار زدن روایتهای رسمی ِ بهداشتی ولی در اساس: آلوده و سمّی! یکی از دلایل اصلی رویابافی و غرق شدن برخی تحلیلگران در اوهام همین بیخبری از واقعیتهاست. به همان اندازه که امثال «هادی معصومی زارع» تکثیر شوند که با در خطر انداختن جان خود از میدان گزارش دهند و قدرت ِ خوب و سادهنوشتن و انتشار کتاب هم داشته باشند، به همان اندازه رویابافی و وهمپروری کمتر خواهد شد!در کتابهای او ردپای علل ظهور و پیروزیهای اولیه داعش، نوع نگاه مردم عادی عراق و افغانستان به ایران و راهبرد رسانههای عربی را در عراق خواهید یافت. نویسنده معتقد است که «مسئله اکثریت مردم نه مشروعیت که کارآمدی است و چه بسا از دید اکثریتشان مشروعیت عینا همان کارآمدی است» (از فرانکفورت تا رقه، پاورقی، صفحه 121)؛ این دیدگاه مهمی است که راوی میدانی ناآرامیهای شرق و غرب ایران بر آن تاکید میکند.با این همه این سه کتاب جناب معصومی زارع، چند اشکال گاه مهم دارند؛ فاقد فهرست اسامی و اماکناند، برای اطلاع از پیشینه برخی افراد و رخدادهای قبلی و تاریخی باید مدام به مراجع خارج از کتاب رجوع کرد، وقتی در کتاب سوم (جانور قندهار) اصرار به استفاده از گویش محلی است (و این زیباست)، باید کتاب پیوست فرهنگ لغات میداشت تا خواننده در صفحات دنبال معادل مانوس کلمهای که همزبانان افغانستانی به کار میبرند نباشد، ... و کتابها عکس کم دارند و نقشه اصلا ندارند!➕ پینوشت: کانال تلگرامی هادی معصومی زارع📚 @mmoeeni1
.👁🗨 چهارپاره ۱۶۰ – از ایران تا یمناول) از گروک (چتبات هوش مصنوعی) خواسته بودم متوسط نرخ رشد سالانه GDP واقعی (رشد اقتصادی) را در دورههای مختلف ریاستجمهوری اسلامی ایران (هشتسال کامل) به دست دهد. اعلام کرد:1. دوره آیتالله علی خامنهای: حدود 1.8 درصد - دوره جنگ ایران-عراق؛ رشدهای مثبت اولیه و منفی شدید در سالهای پایانی جنگ،2. دوره اکبر هاشمی رفسنجانی: حدود 6.3 درصد - بالاترین متوسط پس از جنگ،3. دوره محمد خاتمی: حدود 4.9 درصد - رشد پایدارتر در سالهای پایانی با درآمدهای نفتی بهتر،4. دوره محمود احمدینژاد: حدود 3 درصد - رشد اولیه خوب (به دلیل نفت گران)، سپس افت شدید با تحریمها آنگونه که در سال پایانی، رشدْ منفی شد،5. دوره حسن روحانی: حدود 1 درصد - رشد بالا پس از برجام (۱۳۹۵) و رکود/منفی با خروج آمریکا از برجام، بازگشت تحریمها و شیوع کرونا.دوم) تحریمهای شدید به دلیل (بهانه) فعالیتهای هستهای از دوره محمود احمدینژاد شروع شد. از گروک پرسیدم اگر رشد دوره رفسنجانی-خاتمی ادامه یافته بود، این روزها درآمد سرانه ایرانیان چند دلار بود و الان، در واقع امر، چقدر است؟ پاسخ داد: درآمد سرانه اسمی فعلی ایرانیان در سناریوی ادامه رشد دوره رفسنجانی–خاتمی (میانگین رشد GDP در دوره: حدود 4.65) و بدون بحران/تحریمهای هستهای، احتمالاً در محدوده ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ دلار (یا حتی بالاتر در سناریوهای خوشبینانهتر) قرارمیگرفت. الان ایرانیان سالانه به طور متوسط حدود ۳٬۴۰۰ تا ۳٬۹۰۰ دلار اسمی درآمد دارند؛ ۳/۵ برابر کمتر از چیزی که میتوانست رخ دهد! گروک درباره خسارتهای ناشی از تحریمهای هستهای با استناد به گزارش منابع گوناگون اعلام میکند: «تخمینهای مختلف از «هزینه/فرصت» برنامه هستهای و تحریمها (ازدسترفتن درآمد نفتی بیش از ۴۵۰ میلیارد دلار + سرمایهگذاری از دسترفته + رشد از دسترفته) به رقمهای تجمعی ۱ تا ۳ تریلیون دلار میرسند. برخی تحلیلها بر این باورند که بدون تحریمها، اقتصاد ایران میتوانست بهحدود ۱ تریلیون دلار برسد (الان حدود ۳۰۰–۳۶۰ میلیارد دلار).تحریمهای شدید در دوره آغازین خود با خطاب «کاغذ پاره» یا حتی «نعمت» مورد استقبال مقامات عالیرتبه قرار گرفته بود.سوم) یمن سالهاست کشور یکپارچهای نیست؛ بیش از یک دهه است که درگیر جنگ داخلی است و تقسیم سیاسی (مناطق تحت کنترل حوثیها در شمال و دولت به رسمیت شناختهشده بینالمللی در جنوب)، تحریمها، محدودیتهای صادرات نفت، کاهش کمکهای خارجی و شوکهای منطقهای این کشور را به یکی از بحرانزدهترین کشورها تبدیل کرده است. بیش از نیمی از جمعیت این کشور (حدود ۲۲ میلیون نفر) به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند، سهچهارم جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند، ۲٫۲ میلیون کودک زیر ۵ سال سوءتغذیه حاد دارند و در این بین از جمله بیش از ۵۰۰ هزار نفر سوءتغذیه شدید دارند، شیوع بیماریهای اپیدمیک بالاست و وبا همچنان تهدید عمده است.یمن در چرخهای از جنگ طولانیمدت، فروپاشی اقتصادی، کمبود کمکها و بحرانهای بهداشتی گرفتار است.چهارم) مهرماه ۹۷ علیاکبر ولایتی (رکوردار با سابقه ۱۶ سال تصدی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی، مشاور رهبر و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) گفت: «از یمنیها یاد بگیریم که چگونه در برابر تهدید و تحریم مقاومت میکنند. به جای لباس لُنگ میبندند و اسلحه به دست دارند و چند تکه نان خشک دستشان است با پای پیاده، سعودیها از دست اینها عاجز شدند.» دو سال بعد که ویدئوی تجلیل از پسران وی به عنوان برجسازان موفق در یک مهمانی با نام «گرگ والاستریت» در هتل شانگریلای استانبول منتشر شد، بسیاری یاد توصیه «پدر برجسازان موفق» افتاده بودند.همین هفته نیز تصویر پایین در تجمع شبانهی خیابانی ِ مردم ِ انقلابی ِ مخالفِ مذاکره و موافق ادامه جنگ، یکی از پربینندهترین تصاویر در فضای مجازی بوده است. پزشکیان، قالیباف و عراقچی نمادهای دیپلماسی جمهوری اسلامی محسوب میشوند.رسانهها و بسیاری از حامیان نظام جمهوری اسلامی، حوثیها را در یمن نمونهای موفق از «مقاومت» در برابر آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی میدانند و لذا «خوش به حال یمن ...»، و در پس پردهْ خوشبهحال «برجسازان موفق»!⚖️ @mmoeeni1
.⚫️ شیخ را به توصیه علمای اسلام کشتند؟!هشت مرداد روز بزرگداشت سهروردی (شیخ اشراق) است. ابوالفتوح (ابوالفتح) شهابالدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی معروف به شیخ اشراق یا شیخ شهید در قرن ششم (حدود ۹۰۰ سال قبل) در روستای سهرورد (توابع قیدار زنجان) به دنیا آمد و قبل از آن که چهل ساله شود، در حلب (سوریه کنونی) کشته و مدفون شد. این فیلسوف را نباید با صوفیان همنامش؛ عمر سهروردی و ابونجیب سهروردی که شهابالدین نیز لقب داشتهاند و در قرن هفتم می زیستهاند یا با شیخزاده احمدابنالسهروردی (احمد سهروردی) که در قرن هفتم و هشتم زندگی میکرده (و اصالتا نیز از سهرورد زنجان بوده) و خوشنویس برجسته دوره ایلخانیْ اشتباه گرفت.درباره مکتب سهروردی گفتهاند که هم فلسفه هست و هم نیست. فلسفه است از این جهت که به عقل اعتقاد دارد اما عقل را تنها مرجع شناخت نمیداند. عرفان است از این نظر که کشف و شهود و اشراق را شریفترین و بلندمرتبهترین مرحله شناخت میشناسد. مرحوم آیتالله امام خمینی در نامه معروف خود به گورباچف (آخرین رهبر شوروی) نوشته بود: «انسان میخواهد به حق مطلق برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق كنید میتوانید دستور دهید كه صاحبان این گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب، در این زمینهها به نوشتههای فارابی و بوعلی سینا (رحمتالله علیهما) در حكمت مشاء مراجعه كنند ... و نیز به كتابهای سهروردی (رحمتالله علیه) در حكمت اشراق مراجعه نموده و برای جنابعالی مشخص كنند كه جسم هر موجود مادی دیگر، به نور صرف كه منزه از حس میباشد نیازمند است.»اوژن یونسکو (نمایشنامهنویس شهیر) در نامهای به هانری کُربن از او سپاسگزاری کرده که «عقل سرخ» (نوشته سهروردی) را به فرانسه برگردانده و آن را به غرب هدیه داده است. یونسکو در نامه خود نوشته است: نمیتوان این کتابها را در حالت عادی خواند. من با آنها زندگی میکنم و وقتی حال مساعد برای درک آنها دارم، به مطالعه آن میپردازم.مرداد ماه سال ۸۰ (۲۵ سال قبل) نخستین کنگره بینالمللی شیخ اشراق در دانشگاه زنجان، در سطحی عالی و کمنظیر، برگزار شد. خیابانی به نام سهروردی در پایتخت وجود دارد، بلوار معظمی به اسم «اشراق» در زنجان هست و شبکه استانی صدا و سیمای زنجان را نیز به سلیقه و نظر شهید علی لاریجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما که فلسفه خوانده بود)، «اشراق» نام گذاشتهاند ولی طبق معمول، شناخت عمومی و حتی شناخت خواص از ایدهها و اندیشه «شیخ اشراق» و اینکه چرا تحمل نشد، در حد «هیچ» است!سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی (در مراغه و اصفهان)، به سفر در داخل ایران پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف شد و دورههای درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر، پسر صلاحالدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگهای صلیبی) دیدار کرد. ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در حلب ماندگار شود. او پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد اما سخن گفتنهای بیپرده وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد. سرانجام به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین میگوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند و چون وی از اجابت خواسته آنها خودداری کرد، به صلاحالدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند و اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد. صلاحالدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیان بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تایید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد. به همین دلیل، پسرش ملکظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را به زندان افکند و شیخ همان جا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت.قرنها بعد از شهادت شیخ اشراق، هنوز جهان اسلام گرفتار تکفیر است. گو، هر روز شیخ اشراق کشته میشود، گو، بسیاری در همین حوالی همین را میخواهند و گرنه چه دلیلی دارد بیخبر ماندن مردم از او و قاتلانش و به جای آن ساختن و پرداختن خیابان و مجتمع تجاری و شبکه به اسم «اشراق»؟پ.ن: اگر بخواهید سیر داستانی زندگی سهروردی را بخوانید، یا از «سیندخت» و عشق شیخ اشراق بدانید، کتاب «قلندر و قلعه» دکتر یثربی را بخوانید؛ خوشبختانه کتاب خوشفروشی هم بوده است.➕ صدای زنجان.
خطرِ"عادی سازیِ جنگ" "گذرِ روزگار" میتواند هر "عَذابی" را"عَذب" و گوارا کند و روانِ "انسان" را با رنجهای مزمِن "اُنس" دهد. آمادگیهای انسان"زماندار"است. از همین رو حالتهای"آمادهباش" اگر طولانی شوند در عمل، به حالتِ" "آسوده باش"(راحت باش) در میآیند و "حالتِ فوقالعاده" به "حالتِ تحت العاده" در میآید.عادی شدنِ جنگ را در جنگ هشت ساله دیدیم. عادی شدنِ "مرگ و میر" را نیز در واگیری " کرونا" دیدیم. گاه هرچه "احتمالِ خطر" بیشتر میشود، گویی"خطرِ احتمال" کاهش مییابد!نگاهِ زیانباری نیز وجود دارد که عادی سازی و معمولی تلقیکردنِ جنگ را نشانه قدرت و پیروزمندی میداند(!) و پیوسته میکوشد که به رگهای اجتماع داروی بیحسی تزریق کند و رنگ و رخسار جامعه را در هنگام جنگ غیر جنگی نمایش دهد. بیآنکه از "خطر" کم کند، فقط از "احساسِ خطر" میکاهد.جامعهای که حسگرهایش به درستی کار کند، از جنگ و خطر چهره درهم میکشد. رخسارش در جنگ و صلح یکسان نمیمانَد.این دیدگاه میخواهد قربانیان جنگ را نیز، مانند تلفات جادهای "عادی" کند و یا جنگ را به سانِ یک بلای طبیعی، به تقدیر نسبت دهد!امنیت روانیِ جامعه، محفوظ! اما به این بهانه هرگز نباید خطر را خبر نکرد. گیریم که"عادی سازان" دردِ جنگ را عادی کردند، با هزینهها و ویرانههایش چه میکنند؟ جنگها با نسلهای آینده بیشتر کار دارند! بسیار بیشتر از نسلِ کنونی.۱۴۰۵/۵/۱۱سید زینالعابدین صفوی@zeinoddin43
شین ☔️🖤 pinned a photo
.ترامپ برای بار هفتم حمله به ایران رو کنسل کرد!پشت این همه تهدید و عقبنشینی، یه بازی آگاهانه داره راه میافته:عادیسازی حمله به ایران.انقدر تکرارش میکنه که وقتی بالاخره حمله کنه، نه قیمت نفت بپره، نه بورس آمریکا بریزه.بازارها دیگه شوکه نمیشن… ✍🏻 پیام الیاس کردی💊 @mmoeeni1
. چهارپاره - 158 | اهمیت نبود ِ واهمه در چکاندن ماشه برای دفاع از ارزشها 👈 اول) پیششرطهای "غیربرجامی" جمهوری اسلامی برای احیای برجام درکنار غیررقابتی کردن انتخابات برای حصول اطمینان کامل از اعزام بیدغدغه کسی به صدر قوه مجریه که مدام از "گره نزدن مملکت….👁🗨 چهارپاره ۱۵۹ – در اوصاف «سیما و صدا»یشاناول) نتیجه هیچ انتخاباتی رویکردهای کلی «صداوسیمای جمهوری اسلامی» را نه تنها لزوماً به نفع برنده انتخابات (به مثابه نماد خواستهی ملت) تغییر نمیدهد بلکه حتی اگر برنده، خوشایند رویکردهای صداوسیما نباشد (مثل تجربه محمد خاتمی و حسن روحانی یا مجلس ششم)، این سازمان خود را مکلف میداند او را آماج حملات مستقیم و غیرمستقیم خود قرار دهد تا شاید بتوانداو را به راه راست ِ خودش منحرف کند! اکنون بر صداوسیما جریان نزدیک به سعید جلیلی (بازنده آخرین انتخابات همین نظام) حاکمْ و برادر او (وحید جلیلی) قائم مقام رئیس سازمان است؛ این شاخصی روشن از نسبت بین مدیریت این سازمان عظیم و خواستهی ملی است. حرف این است که صدا و سیما «رسانه ملّی» (رسانه اکثریت ملت با رعایت حقوق اقلیت) نیست؛ خودش هم البته اصراری ندارد چنین باشد مگر در لفظ. شبیهتر است به یک «کانون آگهی و تبلیغاتی سهامی خاص» ِ فربه که سرمایهاش از منابع عام تامین میشود. همه دلایل (یا بهانههای) این تقابل در این جمله خلاصه است که «مردم نمیفهمندو ما صلاحشان را بهتر از خودشان میدانیم.» دوم) این ادعا که «صداوسیما مخاطب (در بین اکثریت مردم) ندارد»به این معنی نیست که «موثر» نیست؛ «تیغ در کف زنگی» هم یک تیغ بیشتر نیست اما به دلایلی روشنْ موثر و نگرانکننده است! صداوسیما بر اساس تحلیلهای پرمناقشهی کارشناسنان ِ حلقهی بسته خود،تصمیمسازی و گاه نقش گروه فشار را بازی میکند، امید بیهوده میدهد یا بیهوده ناامید میکند! از نظر هزینه مستقیمی که این سازمان روی دوش همه ملت میگذارد، میتوان به بودجه آن اشاره کرد؛ بودجه صداوسیما امسال (۱۴۰۵) حدود ۲۰ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۴ تعیین شده (حدود ۳۳٫۵ همت (۳۳٬۵۰۰ میلیارد تومان)). با احتساب ردیفهای جانبی و حمایتی، مجموع بودجه آن گاهی تا ۳۵٫۵ همت یا بیشتر گزارش میشود. بودجه دولتی (اعتبارات عمومی) بخش عمده هزینههای آن را پوشش میدهد، درآمدهای اختصاصی (عمدتاً تبلیغات) هم کافی نیست و سازمان با زیان عملیاتی مواجه است با اینحال علاقهای به اصلاح روشهای خود - برای رفع این زیانها - نشان نمیدهد یا روشهای مورد علاقهاش موثر واقع نشده است.اینها از جمله یعنی این سازمان، مهم است.سوم) گذشته از این که قرآن به صراحت «غیبت» را (حرف زدن (حرف راست و درست و نه حتی دروغ) درباره کسی در محفلی و در غیاب او را) معادل خوردن گوشت برادر مُرده قرار داده است (سوره حجرات، آیه ۱۲)، این گفتوگو در وسائلالشیعه بین رسول خدا و ابوذر ضبط شده که پیامبر اکرم به ابوذر میگویند: «از غیبت دوری كن. چون غیبت از زنا سختتر است»، ابوذر میپرسد: «چرا این گونه است؟» و حضرت در پاسخ روشن میکند که علت قبیحتر و سختتر بودن غیبت از زنا این است كه شخص زناكار میتواند توبه و خداوند توبه او را قبول کند اما در غیبت تا زمانی كه شخصی که از او غیبت شده، از شخص غیبتكننده راضی نشود و وی را نبخشد، بخششی در کار نیست.نیمنگاهی به سیاهه بلند برنامهها، گزارشها، خبرها و اظهارات علیه بسیاری از افراد(با ذکر نام و نشان) در برنامههای صدا و سیما (نمونه اخیر آن: اظهارات توهینآمیز محمدحسین رجبی (برادر فاطمه رجبی که کتاب «احمدینژاد؛ معجزه هزاره سوم» را نوشت) علیه محمد خاتمی)، بدون ایجاد امکان حضور فیالمجلس «سوژه» و توضیح و دفاع آزادانه قربانیان از خود، این سوال را پیش میکشد که این رویههای عادی و قانونی(!)، اگر "غیبت" نیست، چه نام دارد؟! اگر غیبت است که «اشد من الزنا»ست و قبای نگرانی برای گسترش بیعفتی (که بارها درباره آن سخن گفته) به تن این سازمان ِ "اشد من الزنا" زار میزند! آیا این سازمان ایدئولوژیک راضی شده تا با افساد و معصیتکاری، مردم را به راهی که به صلاحشان میداند، هدایت کند؟!آن امام عادل و استواری که خود را مفتخر به پیروی از او میدانند گفته بود: «مىدانم داروى درد شما چيست و اين كژى را چگونه راست توان كرد ولى نمىخواهم شما را اصلاح كنم در حالىكه خود را تباه كرده باشم (هرگز با افساد خويشتن شما را اصلاح نخواهم كرد).» (خطبه ۶۹ نهجالبلاغه)چهارم) جریانی مرتب «جبهه پایداری» (نزدیک به جریان فکری مرحوم آیتالله مصباح یزدی و سعید جلیلی و مسلط بر مدیریت کنونی صداوسیما) را متهم به سوءاستفاده از این سازمان به نفع خود و ایدئولوژی محبوب خود میکند. تخطئه عملکرد صداوسیما در حد نسبتدادن این عملکرد به تامین منافع یک گروه خاص در حالیکه هم حضور و رشد این گروه در ساخت قدرت بدون جواز بالادستی مطلقاَ میسر نبوده و هم رئیس عالی صداوسیما منصوب شخص ولیفقیه (بر اساس حق قانونی او)ست، صادقانه نیست. «گروهک پایداری» (آنچنان که کسانی آن را چنین خطاب قرار میدهند) صرفاً از فرصت فراهمشده، به نفع آمال و نظرات خود بهرهی قانونی میبرد!⚖️ @mmoeeni1
«افراط همیشه انتخابی راحت و بعضا دکان است» حال آنکه اعتدال «چیزی جز اصطکاک محض» نیست؛ اصطکاکی که از سعی در حفظ تماس با دو قطب متضاد واقعیت و آرمانگرایی ناشی میشود. خستگی ناشی از این اصطکاک است که خیلیها را به سمت این افراط و تفریط سوق میدهد. #کتاب لیبرالیسم….«او (آلبر کامو) درک میکند که زندگی بیامید «سخت ابتر» است. امید برای دفع ِ نه فقط نومیدی، بلکه برای دفع مردمگریزی و بیحسی نسبت به رنج ِ انسان نیز ضرورت دارد: همین که امید جوانه زد، «سلطهی طاعون پایان مییابد.» اما خوشبینی هم خطرناک است چرا که مانع احتیاط میشود. امیدی که قهرمان کامویی به آن احتیاج دارد، با خوشبینی بسیار متفاوت است.»#کتاب لیبرالیسم در روزگار ظلمت ص ۱۰۸ در بررسی آرای آلبر کامو📚 @mmoeeni1
.👁🗨 بیصاحاب؟!«بامداد» امروز (سهشنبه، ۳۰ تیرماه)، حوالی ساعت ۱۲/۵ بعد از نیمهشب، سخنران سوپرانقلابی در تجمع خیابانی میدان انقلاب (مرکز شهر زنجان) میگفت که فقط ده تا پانزده نماینده کنونی مجلس، نماینده واقعی مردماند و بقیه غربگرا و فلاناند! چند شب پیشتر (و ساعت ۱ بامداد) یک فعال سیاسی مشهور سوپر انقلابی دیگر، پشت تریبون از اهمیت تجمعات خیابانی سخنرانی میکرد!در مواجهه با این واقعیت که این جماعت از نعمت «آزادی بیان» در حد اکمل آن برخوردارند (در حد زیر سؤال بردن ارکان نظام در مرکز شهر و از پشت بلندگو در حالی که ماموران انتظامی مسلح، نظم گردهماییهای آنها را تامین میکنند)، فعلا فقط میتوان حسودی کرد یا دستکم غبطه خورد(!) اما مسئله بعدی این است که حتی اگر تعداد و وزن اجتماعی این جماعت ِ آزاد را در شهر نیممیلیوننفری زنجان قابل توجه هم فرض کنیم، کدام قانون و سلیقه و وجدان اجازه داده است تا پاسی از شب با سخنرانی از پشت بلندگو، مخل آسایش خانوارهای مستاصل ِ ساکن در مرکز شهر باشند؟!شهر اگر «صاحاب» ندارد، «وجدانهای بیدار»ی که حقالناس سرشان بشود هم ندارد؟ 💊 @mmoeeni1
. «سرلشکر شهید محمد باقری روایت میکردند در سال ۶۲، وقتی رزمندهها در خط مقدم برای ۲کیلومتر پیشروی با کمبود تجهیزات میجنگیدند، عدهای در تهران با توهم فتح بغداد، فرماندهان میدان را خائن میخواندند.» (منبع) یکسال گذشت ... 🖤کیهان نوشته: «آتشبس با عراق زمانی پذیرفته شد که دشمن درسی بزرگ گرفته بود و جهان نیز فهمیده بود که تعرض به ایران، هزینهای سنگین و تاریخی در پی خواهد داشت... باید به همان نسخهای بازگردیم که ما را در دفاع مقدس به عزت و سربلندی رساند ... امروز نیز زمان آن رسیده است که آن شکوه و عظمت را بازآفرینی کنیم. گاهی باید تاریخ را دوباره خواند تا بتوان پیروزیها را دوباره ساخت.»! (منبع)🔹 تابناک در واکنش نوشته که «پذیرش قطعنامه ۵۹۸ که برای رهبر فقید به مثابه نوشیدن زهر بود دارای کدام شکوه و سربلندی بود؟»🔹 این دروغگویی آشکار درباره رخدادی که هنوز بسیاری از مردم «واقعیت»های آن را به یاد دارند، آیا نشانه «خباثت انتخابی» نیست؟ تلاشی کثیف برای «تغییر گذشته» جهت «مدیریت دلبخواه اکنون»؟!🔹 ویدئو: صحبتهای سرلشگر شهید محمد باقری درباره روزهای پایانی جنگ.💊 @mmoeeni1
دیدگاههای مختلف 👆👆🔹 نظر: «مسئله شجاعت یا ترس نیست، مسئله مصادره حق انتخاب دیگران است. هیچکس نمیتواند از طرف دیگرانی که خانه، آب، برق، درمان و درآمدش را از دست میدهد، اعلام آمادگی برای شهادت کند. فداکاری زمانی اخلاقی است که فرد هزینه انتخاب خودش را بپردازد، نه اینکه زندگی دیگران را خرج آرمان خود کند.» (منبع)➕ مرتبط: «... هیچکس اختیار را مثل حسین بن علی ثابت نکرد ... هیچ کسی رو اجبار نمیکرد ... حتی نگفت که مثلا اگر بلند شید برید، روز قیامت مسئولید ...»🔹 چون نداری ناخن درنده تیز / با بدان آن به که کم گیری ستیزهر که با فولاد بازو پنجه کرد / ساعد سیمین خود را رنجه کرد - سعدی💊 @mmoeeni1دیدگاههای مختلف 👆👆🔹 نظر: «مسئله شجاعت یا ترس نیست، مسئله مصادره حق انتخاب دیگران است. هیچکس نمیتواند از طرف دیگرانی که خانه، آب، برق، درمان و درآمدش را از دست میدهد، اعلام آمادگی برای شهادت کند. فداکاری زمانی اخلاقی است که فرد هزینه انتخاب خودش را بپردازد، نه اینکه زندگی دیگران را خرج آرمان خود کند.» (منبع)➕ مرتبط: «... هیچکس اختیار را مثل حسین بن علی ثابت نکرد ... هیچ کسی رو اجبار نمیکرد ... حتی نگفت که مثلا اگر بلند شید برید، روز قیامت مسئولید ...»🔹 چون نداری ناخن درنده تیز / با بدان آن به که کم گیری ستیزهر که با فولاد بازو پنجه کرد / ساعد سیمین خود را رنجه کرد - سعدی💊 @mmoeeni1
. 👁🗨 دو واقعیت مهیب 🔹 واقعیت مهیب اول) عقبنشینی و تسلیم «جمهوری اسلامی ایران» در برابر «آمریکای ترامپ» و «اسرائیل نتانیاهو» یعنی اعتبارزایی برای این دو پلید ِ شرور و اعتبارزدایی از توان مقابله با زور و زر و تزویر. این البته معلول ِ راه و روش – به نظر….همه کسانی که باور و عملشان ایرانی و ایران را با منابع سرشار و کمنظیرش، سر دو راهی خسارتبار «یا جنگ / یا بَردگی» رسانده است، خود جزئی از مشکلاند و آیا حالا «عقل» حکم نمیکند تنظیم و تدبیر و تعیین مقدرات ملت از دسترسشان دور شود؟! آیا «عدالتطلبی» حکم نمیکند کسایی که مردم را صندوق پرداخت هزینههای اوهام خود میدانند، از «همه مردم» نظر بخواهند؟ (منبع تصویر)➕ یادداشت مرتبط (پارسال)💊 @mmoeeni1
. «خونریزی حتی اگر گاهی هم تاریخ را به پیش ببرد، سمت و سوی پیشرفتاش به جانب بربریّت و نکبت بیشتر خواهد بود.» نقل از آلبر کامو در #کتاب لیبرالیسم در روزگار ظلمت، ص۱۱۲ 📚 @mmoeeni1.«دموکراسیهای خوب و واقعی» به فروتنی به عنوان یک ویژگی مدنی احتیاج دارند. دموکرات «کسی ست که قبول دارد شاید حق با مخالف او باشد و به همین خاطر به او اجازهی صحبت کردن میدهد و حاضر است استدلالهای او را نیز در نظر بگیرد. وقتی احزاب و مردم به قدری به استدلالهای خود اطمینان دارند که حاضرند برای ساکت کردن مخالفانشان دست به دامان خشونت بشوند، دموکراسی دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. پس در هر دوره و زمانهای فروتنی برای جمهوریها مفید و مؤثر است.» فروتنی هم تأثیری تعدیلکننده دارد و هم ابزاری انتقادی است. فروتن بودن یعنی خودداری محتاطانه از «قضاوت جبران ناپذیر» اما در عین حال بهمعنی مخالفت اکید با ادعاهای جزمگرایان هم هست. در نتیجه، کامو ابایی از استفادهی نقادانه از فروتنی خود در جهت کم مدعا کردن مغروران و مقابله با متعصبان نداشت. در واقع او استعداد خودش را در این میدید که «به وجدانها بگویم بینقص نیستند و به ادله بگویم چیزی کم دارند» و از مخالفان خود میپرسید: «آیا آنقدر از خودشان مطمئن و آنقدر خطاناپذیر هستند که زمام همه چیز را به آنها بسپاریم؟»#کتاب لیبرالیسم در روزگار ظلمت ص ۱۱۷در بررسی آرای آلبر کامو📚 @mmoeeni1