🔅شیخِ ما گفت: خلیفهای را دختر عمّی بود که دل او بدو آویخته بود. پس روزی هر دو بر طرف چاهی نشسته بو…
انتشار: 2026/07/29 16:29 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/03 10:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 10:47 UTC
🔅شیخِ ما گفت: خلیفهای را دختر عمّی بود که دل او بدو آویخته بود. پس روزی هر دو بر طرف چاهی نشسته بودند، انگشتریِ خلیفه در چاه افتاد آن دختر انگشتری خویش بیرون کرد و به چاه انداخت. خلیفه دختر را پرسید که چرا کردی؟ گفت: فراق آزموده داشتم. چون میان ما وصل و انس بود نخواستم که انگشتریِ تو را وحشتِ جدایی بوَد. انگشتریِ خود را مونسِ وی کردم. ✍محمد بن منوّر/#اسرار_التوحید╭❁───────♡♡─╮🪞@minagar_eshgh╰───♡♡─────❁╯
