اگر نفوذ در بالاست، چرا خبرنگار را مجازات میکنید؟نقدی بر طرح مجلس برای محدودکردن ارتباط با رسانهه…
انتشار: 2026/08/17 02:49 UTCدریافت: 2026/08/17 10:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 10:52 UTC
اگر نفوذ در بالاست، چرا خبرنگار را مجازات میکنید؟نقدی بر طرح مجلس برای محدودکردن ارتباط با رسانههای خارجیطرح جدید مجلس درباره مقابله با نفوذ و محدودکردن ارتباط شهروندان، خبرنگاران و کارشناسان با رسانهها و نهادهای خارجی، دیگر صرفاً یک بحث درباره مقررات رسانهای نیست. مسئله این است که آیا قرار است نهاد امنیتی درباره اینکه یک ایرانی با چه کسی سخن بگوید، با کدام رسانه گفتوگو کند، چه تصویری ارسال کند یا با کدام دانشگاه همکاری پژوهشی داشته باشد تصمیم بگیرد؟اینجا باید یک مرز روشن را حفظ کرد: امنیت ملی با امنیت حکومت یکی نیست.در یک نظام سیاسی، جاسوسی، انتقال اطلاعات محرمانه نظامی، همکاری عملیاتی با سرویس اطلاعاتی خارجی و اقدام خشونتآمیز علیه کشور میتواند جرم امنیتی باشد. اما مصاحبه یک روزنامهنگار، گفتوگوی یک اقتصاددان، ارسال تصویر یک حادثه، گفتوگوی یک استاد دانشگاه یا همکاری پژوهشی با یک دانشگاه خارجی، ذاتاً جاسوسی نیست.اگر این مرز پاک شود، مفهوم امنیت ملی از حفاظت از کشور به کنترل جامعه تغییر ماهیت میدهد.اگر یک نظام امنیتی واقعاً از نفوذ میترسد، پرسش ساده است: چرا به جای شکار شبکههای نفوذ، سراغ شکار ارتباطات شهروندان با جهان رفته است؟اینجا با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «برونسپاری ترس» نامید؛ یعنی حکومت به جای اصلاح ضعفهای امنیتی در ساختارهای اطلاعاتی، نظامی و مدیریتی، هزینه شکست امنیتی خود را به جامعه منتقل میکند.نفوذ در ساختارهای حساس اتفاق افتاده است؟پس خبرنگار نباید با رسانه خارجی مصاحبه کند.اطلاعات محرمانه به بیرون رفته است؟پس شهروند نباید عکس و فیلم بفرستد.ساختار امنیتی نتوانسته شبکه نفوذ را شناسایی کند؟پس استاد دانشگاه باید برای همکاری علمی با دانشگاه خارجی اجازه بگیرد.این منطق، اگر ادامه پیدا کند، نتیجهای جز جرمانگاری ارتباط نخواهد داشت.مسئله از جایی خطرناک میشود که نهاد امنیتی بخواهد تعیین کند یک روزنامهنگار با چه رسانهای حق گفتوگو دارد، یک استاد با کدام دانشگاه میتواند همکاری کند و یک شهروند چه تصویری را میتواند منتشر کند.اگر خبرنگار برای مصاحبه با رسانه خارجی نیازمند مجوز امنیتی باشد، دیگر از رسانه مستقل چه باقی میماند؟ در این وضعیت، نهاد امنیتی دیگر فقط حافظ امنیت نیست؛ به «دروازهبان اطلاعات» تبدیل میشود.اینجاست که «پیشسانسوری امنیتی» شکل میگیرد؛ سانسوری که پیش از انتشار، پیش از گفتوگو و حتی پیش از برقراری ارتباط، شهروند را وادار میکند درباره حق ارتباط خود از نهاد امنیتی اجازه بگیرد.اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست:اگر نفوذ یک تهدید امنیتی است، چرا هزینه شکست امنیتی باید از جیب جامعه پرداخت شود؟اگر شبکه نفوذی در ساختارهای حساس شکل گرفته، باید همان شبکه شناسایی شود. اگر اطلاعات محرمانه از مجاری امنیتی خارج شده، باید مجرای خروج اطلاعات مشخص شود. اگر دستگاههای مسئول نتوانستهاند نفوذ را کشف کنند، باید درباره ضعف خود پاسخگو باشند.خبرنگار و شهروند نباید تاوان شکست ساختار امنیتی را بدهند.از سوی دیگر، اگر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور ضعیف، جانبدار یا فاقد اعتبارند، چرا حکومت از گفتوگوی شهروند ایرانی با آنها میترسد؟رسانه را میتوان با رسانه شکست داد؛ روایت را میتوان با روایت دقیقتر پاسخ داد؛ دروغ را میتوان با سند افشا کرد.حکومتی که به روایت خود اطمینان دارد، از یک میکروفن نمیترسد.نکته اصلی همینجاست: امنیت ملی با بستن پنجرههای جامعه به جهان ساخته نمیشود. امنیت ملی با ساختارهای امنیتی کارآمد، حفاظت واقعی از اطلاعات محرمانه، شناسایی شبکههای نفوذ، رسانههای حرفهای، شفافیت و پاسخگویی صاحبان قدرت ساخته میشود.کشوری که برای مصاحبه خبرنگار، عکس شهروند، تحقیق استاد دانشگاه و گفتوگوی کارشناس با جهان خارجی مجوز امنیتی میخواهد، بیش از آنکه با نفوذ خارجی بجنگد، دارد با جامعه خودش میجنگد.مسئله دیگر فقط این نیست که چه کسی از خارج نفوذ میکند؛ مسئله این است که چرا حکومت برای حفظ خود میخواهد میان شهروند ایرانی و جهان دیوار امنیتی بکشد؟اگر هدف واقعاً حفاظت از کشور است، باید با جاسوس برخورد کرد، نه با خبرنگار؛ با شبکه نفوذ برخورد کرد، نه با ارتباط؛ با انتقال غیرمجاز اطلاعات محرمانه برخورد کرد، نه با گفتوگو.این دیگر صرفاً طرح مقابله با نفوذ نیست؛ طرح مقابله با ارتباط است.و پرسش نهایی، ساده و بیپرده باقی میماند:اگر نفوذ در بالاست، چرا خبرنگار را مجازات میکنید؟t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo
