پیروزی از آنِ زندگی استعلیه سیاست مرگ در جمهوری اسلامی و اپوزیسیون راست هفت سامورایی کوروساوا با دی…
انتشار: 2026/08/14 17:29 UTCدریافت: 2026/08/15 11:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 11:35 UTC
پیروزی از آنِ زندگی استعلیه سیاست مرگ در جمهوری اسلامی و اپوزیسیون راست هفت سامورایی کوروساوا با دیالوگی درخشان به پایان میرسد؛ جایی که یکی از دو سامورایی بازمانده از جنگ فاتحانه کنار دهقانان در مقابل راهزنان، به کار شادمانۀ دهقانان روی زمین (و همرزمشان که به آنان پیوسته) و به گور رفقای کشتهشدۀ خودشان مینگرند و سامورایی پیر به جوان میگوید: «در نهایت، ما این جنگ را هم باختیم. پیروزی از آن این دهقانهاست.»کسانی که روی زمین کار میکنند، چیزی میآفرینند، از زندگی و کار لذت میبرند و به دیگران زندگی عرضه میدارند، پیروزند و ساموراییهای سرگردان که کارشان کشتن و کشتهشدن است، نصیبی از این زندگی توأم با مرگ نمیبرند. کشاورزان هستند که معنی زمین، آب و آفتاب را میفهمند و این معانی فراتر از «راز سنگر و ستاره» است. تمام جنگها برای دست یافتن به منابع زمین و آب است؛ و جنگ بهخودی خود ارزشی ندارد که مردن در آن داشته باشد. هدف به وسیله بدل نمیشود.کسی که تنها به مقاومت و مبارزۀ کورکورانه میاندیشد و میل طبیعی مردم را به زندگی کردن درک نمیکند (چه این میل ویرانگر را با خودخواهی خود توجیه کند، چه آن را به پیجویی منافع جمع نسبت دهد)، عاقبت خودش را به کشتن خواهد داد و شاید دیگران را هم. کسی که شیوۀ معقول و معتدل زیستن نمیداند و ارزش آن را پاس نمیدارد، در میان کشتن و کشته شدن سرگردان خواهد ماند: اگر جنگ او را نکشد، خود از گرسنگی و پوچی خواهد مرد، بیآنکه بفهمد معنای غایی و ارزش الوهی در کار نبوده است، بلکه همهچیز همان درک ضرورت سهل اما ممتنع زیستن است؛ فراتر از «شستن یک بشقاب» در تعبیر سهراب، که «دشواری وظیفه» در بیان شاملو: «توانِ دوستداشتن و دوستداشتهشدن / توانِ شنفتن / توانِ دیدن و گفتن / توانِ اندُهگین و شادمانشدن / توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان ...» که همانا خواستن زندگی باکرامت برای خود و دیگری است.کسانی که هرگز نتوانستهاند دیگری را دوست داشته باشند و حق زیستن او را پاس بدارند، در حفظ زندگی خود و درک ضرورت پاسداری از آن هم عقیم خواهند ماند. چنانکه دیالوگ دیگری از همان فیلم میگوید که طبیعت جنگ این است: «با حمایت از دیگران، خود را هم حفظ خواهی کرد. اگر تنها به خودت بیندیشی، خودت را هم ویران خواهی کرد.» این همان معنای همکاری اجتماعی در ایدۀ «یاری متقابل، عامل تکامل» کروپتکین است که در مقابل منطق جنگ و رقابت تنازع بقا و تکامل داروینی قرار میگیرد.میل کورکورانه به جنگ و مقاومت بینهایت، نمود «رانۀ مرگ» (Thanatos) است که در مقابل «رانۀ زندگی» (Eros) قرار میگیرد و نتیجهای جز نابودی برای روان فرد و نیز جامعه ندارد. چنین کسی اگر روزی فرصت زیستن در آزادی و صلح به دست آید، نمیتواند از آن لذت ببرد و ممکن است خودش یا دیگران را بکشد. شخصیت بروکس در رمان استیون کینگ و فیلم رستگاری در شائوشنگ، پیرمرد زندانی که پس از آزادی در پیری، نتوانست با آزادی کنار بیاید و خودکشی کرد، چیزی بیش از شخصیت داستانی و سینمایی است؛ همچون شخصیتهای کهنهسرباز ویتنام در هالیوود که نمیتوانند با زندگی و جامعه کنار بیایند.اما در ایران هم مصادیقی واقعی از آن روحیات را میشد از همان زمان جنگ یافت که گروهی از رزمندگان در روزهای مرخصی از جبهه در خیابانها دست به خشونت علیه زنان میزدند. رزمندگانی که پس از پایان جنگ، سرخورده از عدم توفیق «شهادت» خود که آمادۀ زندگی نبودند و میخواستند مثل شخصیت فیلم آژانس شیشهای زندگی مردم عادی را به نام «شاهد»، گروگان بگیرند. کسانی که با پذیرش قطعنامه و زندگی در شهر کنار نیامدند و گروه وحشت (و نه تعبیر نادرست «گروه فشار») «انصار حزبالله» را تشکیل دادند تا مبادا مردم روزهای جنگ را فراموش کنند و از زندگی لذت ببرند، از همان قماش مرگاندیش هستند.البته ریشۀ چنین جریانی به ماهیت «مرگسالار، مذهبسالار و مردسالار» انقلاب اسلامی بازمیگشت که نزدیک به پنج دهه بعد، جریان «زندگیمحور، آزادیمحور و زنمحور» جنبش ژینا در تقابل با آن شکل گرفت، هرچند جای خود را به جریان راست برانداز دحول «سلطنتطلبی، جنگطلبی و مردسالاری» داد که با انقلاب اسلامی تفاوت ماهوی نداشت؛ اپوزیسیونی سلطنتطلب علیه رژیم اسلامی که همچون اپوزیسیون اسلامگرا علیه رژیم سلطنت، از همان ابتدا بوی مرگ برای تمام دیگریها میداد و مرگ خودی و غیرخودی را در مقیاس وسیع در اعتراضات دی و جنگ چهلروزه دامن زد، بیآنگه گشایشی در زندگی مردم پدید آید و بیآنکه مسئولیت تحمیل این مرگها و تشدید رنجها را بپذیرد.همانطور که حکومت و طرفداران و ذینفعانش که همیشه از مردم وظیفۀ شرکت در مقاومت و پذیرش هزینههای آن را، به بهای از دست رفتن تمامی کیفی زندگی، انتظار دارند، بیآنکه درکی از اولویت «زندگی» برای مردم داشته باشند،[ادامه دارد]@RezaNassaji
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- جامعهشناسانِ ایرانی · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۱۳
- Reza Nassaji · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۹
- حسن معین - خودشناسی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
