☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۵ امرداد سالروز درگذشت حميد زرينكوب ( زاده ۱ فروردین ۱۳۱۵ بروجرد -- درگذشته ۲۵ امرداد ۱۳۶۶ ) نویسندهزرینکوب پس از تحصيلات ابتدایی بهدانشسرای مقدماتی تهران رفت و از آنجا ديپلم گرفت و سپس بهزادگاهش بازگشت و آموزگار شد. او در سال ۱۳۴۱ ليسانس و در سال ۱۳۴۸ فوق ليسانس گرفت و در سال ۱۳۵۲ رساله دكتریاش را باعنوان "بررسی و نقد فنی و تاريخی در باب صنايع بديعی، با توجه بهسير تكاملی تشبيه در شعر فارسی از رودكی تا ارزقی" دفاع کرد و با موفقيت، دانشنامه دكتری دريافت داشت و در سال ۱۳۵۴ برای سفری مطالعاتی به امريكا رفت. وی در بيشتر مباحث ادبی تبحر داشت، همچنان كه در علم بديع و بلاغت غور میكرد و در شناخت ادبيات معاصر ايران نيز صاحبنظر بود. "چشم انداز شعرنو فارسی" در سال ۱۳۵۸ كار ارزشمندی از اوست كه در واقع بهبحث شعر امروز فارسی میپردازد، بهويژه که از جهت محتوا و بنيانهای فكری شاعران ايران از مشروطيت تاعصر حاضر اختصاص دارد. وی چندی در دانشگاه مشهد تدريس كرد و سردبيری مجله دانشكده ادبيات مشهد (۱۳۵۰) را برعهده گرفت. دكتر زرينكوب بهزبان انگليسی و عربی تسلط كامل داشت. مقالات بسياری از او در جرايد ادبی بهچاپ رسيده است كه جوانب گوناگون ادبيات از كهن تا نو را در بر میگيرند. از تصحيح كتابهای حوزه ادبيات میتوان به "ديوان مجمر اصفهانی" كه ناتمام ماند، "قلندر نامه خطيب فارسی" "سيرت جمالالدين" كه باحواشی و تعليقات وی بهچاپ رسيد نام برد."قلندرنامه" منظومهای متعلق بهقرن هشتم هجری قمری كه ۱۷۷۰ بيت دارد و موضوع آن زندگینامه جمالالدين ساوجی مجرد و ديگر پيران معروف بهقلندريه است، بهقول زندهياد زرينكوب: "اگر بتوان از بعضی مسامحات خطيب فارسی در اين كتاب چشم پوشيد، بايد آن را يكی از مآخذ جالب توجه و مفيد در باب قلندريه دانست" اين اثر در سال ۱۳۶۲ بهچاپ رسيده است. زرينكوب در سال ۱۳۶۴ دانشيار دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد. مجموعه مقالات، چشمانداز شعر معاصر، مجموعه سخنرانیهای دومين كنگره تحقيقات ايران (دو جلدی) فرهنگ لغات و اصطلاحات ادبی و بلاغت و بديع، سخنرانیهای اولين و دومين هفتهنامه فردوسی (۱۳۶۶) از جمله آثار اوست. دکتر حميد زرينكوب در ۶۱ سالگی درگذشت. 🆔 @bargi_az_tarikh#برگی_از_تقویم_تاریخ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
اینجا #سوریه ،قبرستان باب الصغیر #دمشقسرداب و قبر اصلی سکینه دختر امام حسین و قبر اصلی حضرت ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین است.سُکَینه دختر امام حسین(ع) و حضرت رباب از حاضران در واقعه کربلا و اسیران کربلا بود که پس از شهادت پدرش با کاروان اسیران به کوفه و شام برده شد.#کربلا#امام_حسین#حضرت_سکینه#حضرت_ام_کلثوم
◼️در اربعین امام شهید◼️ز داغ تو برخاست هرسو فغانهارسید آه عشاق تا کهکشانهاچهل شب گذشت و ندیدیم رویتدر اندوه و تشویش و هول و تکانهامن اینجا یتیم و تو نزد نیاکانمن اینجا اسیر و تو در بیکرانهاپناهم تو بودی نخواهد رسیدنبه تار عبای تو این سایبانهابمیرم برایت که با دست زخمیرخی داشتی سرخ چون ارغوانهادر اوج سیادت فقیری گزیدیبه رغم فلان تیره و خاندانهابمیرم برایت که نشناختندتبه غیر از شهیدان و عرشآشیانهانه تنها تو را کشت خصم حرامیخودی نیز کشتت به تیغ و سنانهانه تنها سگ زرد یا گرگ صهیونتو را پیش از این کشت زخم زبانهاشریکند در قتلت ای جان عاشقفلانها فلانها فلانها فلانهاهمانان که از ظلمشان خشم مردمبه ناگه بدل شد به آتشفشانهاهمانان که کبریت غارتگریشانزد آتش دمادم به روح و روانهاشریکان قدرت حریصان ثروتسهیمان هلدینگها و دکانهاتو را کشت جولان بیعرضهگیها تو را کشت کمکاری ناتوانهاچه کس داد جرأت به دشمن که ریزدشرر بر کنام هژبر زمانها؟که داد این جسارت به قاتل که آیدپی کشتن اسوهی قهرمانها؟پی کشتن رادمردی مجاهدکه تاریخ گوید از او داستانهایلی شرزه و روبهرویش رجزخوانبسی پنبه در کسوت پهلوانهالبانش دعاگوی ملت ولیکنبه دشنام او باز هر سو دهانهابه جای مقامات خاطی به سویشکشیدند بس تیر کین از کمانهاچپاولگران، خود مصون از قضاوتولی رهبر، آماج حدس و گمانهاچه رندان به نام جناح سیاسیپی ساز و برگ از دل سازمانهازغنها و زاغان که کردند با همبهار وطن را شبیه خزانهاهمانان که جای رجز پیش دشمنز تسلیم گفتند چون نوحهخوانهاپی نفی آموزههای بلیغتنوشتند فهرست سود و زیانهانیندوختند از تو زاد معانینیاموختند از تو طرز بیانهابمیرم که مرگ تو شد آرزوشانگروهی دلآزرده زین حکمرانهاجفا از چپ و راست دیدی ولیکنروادار بودی به اینها و آنهاچه شیادها در پی کاخسازیچو شدادها نزد بیخانمانهاپسرها و دامادها و رفیقانکه با رانت خوردند خون جوانهاچه بسیار کوتوله رفتند بالابه هر دولت از پلهی نردبانهاکسانی که دادند دریای ثروتبه افراد کوچکتر از استکانهارئیسان اخمو مدیران فاسدکه از خلق بر لب رساندند جانهادر این خون شریکند زاهدنمایانکه شد برملا فسقشان در نهانهاچه نوکیسهگانی که با پول مردمرسیدند از خاک تا آسمانهابه چشمت خلیدند بس هرزهخارانگلویت فشردند بس استخوانهابسا نورچشمی که گمنام و نادانرسیدند یکیک به نام و نشانهاشریکند در خونت ای پیر عاشقرفیقان مردود در امتحانهاشریکند در خونت آن همرکابانکه دادند در دست دشمن، عنانهامن از قاتلانت ننالم که گشتیشهید قلمها شهید زبانها✍️ افشین علا
🥀سینه_زنی_حضرت_سکینه_س 🎧مداح سید_مهدی_حسینی🎧🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»پا به پایِ پدر سفر کردم ، آه حسیندر میان خرابه سر کردم ، آه حسینپدرم بین ریسمان بودُ ، آه حسینبا رقیه پدر پدر کردم ، آه حسیندر میان خرابه سرکردم ، آه حسینپا به پای پدر سفر کردم ، آه حسینعمه ام تا به روی خاک افتاد ، آه حسیندیده ام را ز اشک تر کردم ، آه حسیناز همان روز تلخ تا امروز ، آه حسینگریه هر روز تا سحر کردم ، آه حسین🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»تا سه ساله میان راه افتاد ، آه حسینپدرم را خودم خبر کردم ، آه حسینسُم مرکب بویِ گلاب گرفت ، آه حسیناز تنی که به آن نظر کردم ، آه حسینآنقدر داغ دارم از آن دم ، آه حسینکه ازاین زهرخون جگرکردم ، آه حسین🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»