هارش / نگاه کن(شعر برگزیده جشنواره نوج استان مازندران )بَسوج ای دل ! مِنی اقبالهِ هارِشبَزو غم تَش…
انتشار: 2026/08/15 10:23 UTCدریافت: 2026/08/15 18:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 18:50 UTC
هارش / نگاه کن(شعر برگزیده جشنواره نوج استان مازندران )بَسوج ای دل ! مِنی اقبالهِ هارِشبَزو غم تَش ، مِنی احوالهِ هارشبَخون یک دل، غزل در سوگ گُل گُل تو کوکی لیله این وَرمالهِ هارشتو هارش دال اوئک چشمه ای گَلتریس هیتی تو ای دل ! دالهِ هارشکَهو انگورِ چشمت جانِ گوهربگردم دور چشمت فالهِ هارِشبَئیرَم فال حافظ کوه اوئَکازون سَردیم ، کوهی یالهِ هارِشپِرس با هم بخونیم از جوونیاَزون سَردیم ویو چالهِ هارِشبَزو پر چشمه ای گل سارِ هارِشتو تاشی لا هِرِس یخچالهِ هارشبَچین یک پیله اَمرو سی کوهیهَلییک ترش سی وَرمالهِ هارشبِرا ای دل ! بِهَک اَمرو بَچینیمولیکی سرخ لُپ با خالهِ هارشبهارون فصل گُل بُگذشته ای دل !تو کوهی یال یِل می یالهِ هارِشتو هارش ! کوله جان تایی مِنی دوشبَخونم مَستِ دل ، خوشحالهِ هارِشبَوینم شهر میگون هَسته پیدابَزو پر مُرغ کوهی بالهِ هارِش ✍سید ابوالقاسم میرمحمد میگونی (شهاب )برگرفته از کتاب نوج ( مجموعه اشعار هفتمین جشنواره منطقه ای شعر تبری نوج )برگردان :بسوز ای دل بخت و اقبالم را نگاه کن...غم آتش می زند، احوالم را ببین بلبل در سوگ گلها بخون ای دل !جوجه های کبک را در سینه کوه نگاه کنای دل عقاب را کنار چشمه کوه آبک نگاه کن...از ترس پریدی عقاب را نگاه کنای یار ! گوهر چشمانت به رنگ حبه انگور کال است کبود روشن ..دور چشمت بگردم فالی که گرفتم نگاه کندر کوه آبک فال حافظ می گیرم از قله ، یال کوه را نگاه کنبا هم از دوران جوانی بخوانیم بگوییم از قله کوه ، منطقه ویو چال را نگاه کنسار از کنار چشمه آبک پر کشید...بیا و در میان صخره ها بایست و یخچال آبک را تماشا کنامروز یک پیراهن ، سیب کوهی بچینآلوچه ی کوچک ترش را بچینای دل ! بگذار امروز میوه کوچک کوهی بچینمببین زالزالک سرخ را که شبیه خال استبهار ، فصل گل گذشت ، نگاه کن بچه ها به یال کوه رسیدند ، به قله نزدیک شدند بر دوشم ، کوله را نگاه کنبا مستی می خوانم و خوشحالم. ببین !خوشحال هستم شهر میگون را می بینمپرواز مرغ کوهی را ببین !معنی لغات:بَسوج = بسوز تَش= آتش گل گل = گلها در گویش اهالی میگون چند گونه علامت جمع وجود دارد یکی تکرار است مانند دار دار یعنی درختهاکوکی لیله= جوجه های کبکوَرمال = دامنه ی کوه آن سوهارِش= نگاه کنسَردیم = بالا بِندیم =پایینتاش =صخرههِرِس= بایستیخچال در کوه آبک میان دوصخره بلند شکافی هست که از سقف قطره های آب می چکد وقتی به زمین می رسد تبدیل به یخ بلورین می شود تابستان هم یک دقیقه بیشتر نمی شود در این غار ایستاددر شهر میگون غارهایی وجود دارد اهالی به غار بزرگ اُسپول می گویند اُسپول بزرگ معروف است غارهای آهکی صخره ای آبی چاهی و ...تِریس = درخواب یا بیداری پریدن از ترساَمرو= امروزهارش = نگاه کن پیله = پیرهنی که گوشه ای از آن را گره می زدند و مقداری میوه جای می گرفتولیک سرخ که گاه گوشه میوه خال سیاهی هست ولیک به رنگ سیاه و سرخ هست میوه اش کوچکتر از میوه زالزالک است میوه زالزالک به رنگ زرد استهَلی = گوجهبِهَک = میوه به کوهی کوچک هر کدام از این میوه ها به اندازه نخود هستندهَلییَک =گوجه کوچک✍ سید ابوالقاسم میرمحمد میگونی(شهاب )@Meygunghasrebehesht
