۲۰ امرداد سالروز درگذشت احمد رائض(زاده سال ۱۲۹۸ اصفهان - درگذشته ۲۰ امرداد ۱۳۷۲) نقاش، مینیاتوریست و تذهیبکار برجسته رائض در ۱۲ سالگی بهشوق آموختن نقاشی بهخدمت و شاگردی مصورالملکی درآمد و مدت ۸ سال زیر نظر استاد در رشتههای نقاشی، تذهیب و نگارگری کسب مهارت کرد.سپس کارگاهی در اصفهان دائر کرد و بهخلق آثاری زیبا پرداخت که اکثر این کارها به آلمان صادر شدهاست. او موضوع مینیاتورهای خود را از خمسه نظامی - که در زمره دشوارترین موضوعات در نقاشی بهشمار میرود، انتخاب میکرد.یکی از آثار بسیار جالب و قابل توجه وی تابلو مینیاتوری بود که یکصد و چهل و پنج صورت، در آن تصویر شده بود. این تابلو هماکنون در موزه سویس نگهداری میشود. او ابتدا بهتهیه طرحهای اسلیمی و ختائی برای کارگاههای کاشیسازی و منبتکاری میپرداخت، ولی بعد از مدتی که کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تأسیس شد، تصدی کارگاه مزبور را عهدهدار گردید.آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور در نمایشگاههای مختلف جهانی نمایش داده شد و مورد توجه و استقبال هم واقع گردید. در سال ۱۹۵۹ آثار میناسازی این کارگاه در نمایشگاه جهانی بروکسل عرضه شد و به دریافت مدال نقره و دیپلم هنری افتخاری نائل آمد.از احمد رائض بیش از ۱۴۵ تابلوی نقاشی بهنقش صورت بهسبک مینیاتور باقی است که اکنون در موزههای سویس نگهداری میشوند. همچنین تعدادی از آثار نقرهکاری و قلمزنی وی در موزه هنرهای ملی موجود است.احمد رائض در ۷۴ سالگی درگذشت.🆔 @bargi_az_tarikh#برگی_از_تقویم_تاریخ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
اینجا #سوریه ،قبرستان باب الصغیر #دمشقسرداب و قبر اصلی سکینه دختر امام حسین و قبر اصلی حضرت ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین است.سُکَینه دختر امام حسین(ع) و حضرت رباب از حاضران در واقعه کربلا و اسیران کربلا بود که پس از شهادت پدرش با کاروان اسیران به کوفه و شام برده شد.#کربلا#امام_حسین#حضرت_سکینه#حضرت_ام_کلثوم
◼️در اربعین امام شهید◼️ز داغ تو برخاست هرسو فغانهارسید آه عشاق تا کهکشانهاچهل شب گذشت و ندیدیم رویتدر اندوه و تشویش و هول و تکانهامن اینجا یتیم و تو نزد نیاکانمن اینجا اسیر و تو در بیکرانهاپناهم تو بودی نخواهد رسیدنبه تار عبای تو این سایبانهابمیرم برایت که با دست زخمیرخی داشتی سرخ چون ارغوانهادر اوج سیادت فقیری گزیدیبه رغم فلان تیره و خاندانهابمیرم برایت که نشناختندتبه غیر از شهیدان و عرشآشیانهانه تنها تو را کشت خصم حرامیخودی نیز کشتت به تیغ و سنانهانه تنها سگ زرد یا گرگ صهیونتو را پیش از این کشت زخم زبانهاشریکند در قتلت ای جان عاشقفلانها فلانها فلانها فلانهاهمانان که از ظلمشان خشم مردمبه ناگه بدل شد به آتشفشانهاهمانان که کبریت غارتگریشانزد آتش دمادم به روح و روانهاشریکان قدرت حریصان ثروتسهیمان هلدینگها و دکانهاتو را کشت جولان بیعرضهگیها تو را کشت کمکاری ناتوانهاچه کس داد جرأت به دشمن که ریزدشرر بر کنام هژبر زمانها؟که داد این جسارت به قاتل که آیدپی کشتن اسوهی قهرمانها؟پی کشتن رادمردی مجاهدکه تاریخ گوید از او داستانهایلی شرزه و روبهرویش رجزخوانبسی پنبه در کسوت پهلوانهالبانش دعاگوی ملت ولیکنبه دشنام او باز هر سو دهانهابه جای مقامات خاطی به سویشکشیدند بس تیر کین از کمانهاچپاولگران، خود مصون از قضاوتولی رهبر، آماج حدس و گمانهاچه رندان به نام جناح سیاسیپی ساز و برگ از دل سازمانهازغنها و زاغان که کردند با همبهار وطن را شبیه خزانهاهمانان که جای رجز پیش دشمنز تسلیم گفتند چون نوحهخوانهاپی نفی آموزههای بلیغتنوشتند فهرست سود و زیانهانیندوختند از تو زاد معانینیاموختند از تو طرز بیانهابمیرم که مرگ تو شد آرزوشانگروهی دلآزرده زین حکمرانهاجفا از چپ و راست دیدی ولیکنروادار بودی به اینها و آنهاچه شیادها در پی کاخسازیچو شدادها نزد بیخانمانهاپسرها و دامادها و رفیقانکه با رانت خوردند خون جوانهاچه بسیار کوتوله رفتند بالابه هر دولت از پلهی نردبانهاکسانی که دادند دریای ثروتبه افراد کوچکتر از استکانهارئیسان اخمو مدیران فاسدکه از خلق بر لب رساندند جانهادر این خون شریکند زاهدنمایانکه شد برملا فسقشان در نهانهاچه نوکیسهگانی که با پول مردمرسیدند از خاک تا آسمانهابه چشمت خلیدند بس هرزهخارانگلویت فشردند بس استخوانهابسا نورچشمی که گمنام و نادانرسیدند یکیک به نام و نشانهاشریکند در خونت ای پیر عاشقرفیقان مردود در امتحانهاشریکند در خونت آن همرکابانکه دادند در دست دشمن، عنانهامن از قاتلانت ننالم که گشتیشهید قلمها شهید زبانها✍️ افشین علا
🥀سینه_زنی_حضرت_سکینه_س 🎧مداح سید_مهدی_حسینی🎧🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»پا به پایِ پدر سفر کردم ، آه حسیندر میان خرابه سر کردم ، آه حسینپدرم بین ریسمان بودُ ، آه حسینبا رقیه پدر پدر کردم ، آه حسیندر میان خرابه سرکردم ، آه حسینپا به پای پدر سفر کردم ، آه حسینعمه ام تا به روی خاک افتاد ، آه حسیندیده ام را ز اشک تر کردم ، آه حسیناز همان روز تلخ تا امروز ، آه حسینگریه هر روز تا سحر کردم ، آه حسین🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»تا سه ساله میان راه افتاد ، آه حسینپدرم را خودم خبر کردم ، آه حسینسُم مرکب بویِ گلاب گرفت ، آه حسیناز تنی که به آن نظر کردم ، آه حسینآنقدر داغ دارم از آن دم ، آه حسینکه ازاین زهرخون جگرکردم ، آه حسین🥀«آه .. یابن الزهرا حسین ..»