♦️وقتی مادر برای شهادت «پسرش» سجده شکر کرد؛ روایتی از صبوری مادر شهیدخانم صلواتی، مادر شهید مسعود…
انتشار: 2026/08/18 06:33 UTCدریافت: 2026/08/18 07:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 07:45 UTC
♦️وقتی مادر برای شهادت «پسرش» سجده شکر کرد؛ روایتی از صبوری مادر شهیدخانم صلواتی، مادر شهید مسعود جوانمردی در گفتگو با مهر:🔹آخرین مکالمه ما فقط یک دقیقه و ۲۲ ثانیه طول کشید. یک جمله گفت که سریع اصلاحش کرد تا ناراحت نشوم. گفت: اگر ماندم، پیشت میآیم. اما بلافاصله گفت: منظورم این است اگر در شهر ماندم، پیش شما میآیم. گفتم: مامان، هر جا هستی خدا پشت و پناهت باشد. من چیزی ازت نمیخواهم جز سلامتی.🔹چند روزی بود که خبری از مسعود نداشتیم که خبر شهادتش را آوردند. در آن سه، چهار روز بیخبری، مدام دعا میکردم. خواهرانش مدام صلوات و آیتالکرسی میخواندند و من به بچهها میگفتم: خیر است، هیچی نیست، فقط دعا کنید که خیر باشد. آن روزها بهشدت سخت گذشت. گاهی به بهانه شستن جوراب میرفتم در حمام، آب را باز میکردم و گریه میکردم تا کسی نفهمد. وقتی بیرون میآمدم، صورتم را آب میزدم تا سرحال به نظر برسم 🔗 mehrnews.com/x3cQ53📡 @mehrnews♦️وقتی مادر برای شهادت «پسرش» سجده شکر کرد؛ روایتی از صبوری مادر شهیدخانم صلواتی، مادر شهید مسعود جوانمردی در گفتگو با مهر:🔹آخرین مکالمه ما فقط یک دقیقه و ۲۲ ثانیه طول کشید. یک جمله گفت که سریع اصلاحش کرد تا ناراحت نشوم. گفت: اگر ماندم، پیشت میآیم. اما بلافاصله گفت: منظورم این است اگر در شهر ماندم، پیش شما میآیم. گفتم: مامان، هر جا هستی خدا پشت و پناهت باشد. من چیزی ازت نمیخواهم جز سلامتی.🔹چند روزی بود که خبری از مسعود نداشتیم که خبر شهادتش را آوردند. در آن سه، چهار روز بیخبری، مدام دعا میکردم. خواهرانش مدام صلوات و آیتالکرسی میخواندند و من به بچهها میگفتم: خیر است، هیچی نیست، فقط دعا کنید که خیر باشد. آن روزها بهشدت سخت گذشت. گاهی به بهانه شستن جوراب میرفتم در حمام، آب را باز میکردم و گریه میکردم تا کسی نفهمد. وقتی بیرون میآمدم، صورتم را آب میزدم تا سرحال به نظر برسم 🔗 mehrnews.com/x3cQ53📡 @mehrnews



