🔴 مدافعان نظم کهنه؛ از دیوار برلین تا تنگه هرمز✍ وحید جلیلیوضعیت امروز غرب گراهای ایران درست مثل چپ…
انتشار: 2026/07/24 09:00 UTCدریافت: 2026/08/01 00:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:04 UTC
🔴 مدافعان نظم کهنه؛ از دیوار برلین تا تنگه هرمز✍ وحید جلیلیوضعیت امروز غرب گراهای ایران درست مثل چپ ها در اوائل دهه 90 میلادی است.با خریّت ترامپ که حاصل طغیان نمرودی و فرعونی اش بود، تنگه هرمز به دیوار برلینِ لیبرال-سرمایه داری تبدیل شده است و امروز؛ نماد فروپاشی نظم کهنه است.همان طور که خمینی پشت چپ ها را با پیش بینی شکستن استخوان های کمونیسم لرزاند و فروریختن دیوار برلین را پیش بینی کرد؛ خامنه ای هم با خون تاریخ سازش، لیبرال سرمایه داری را در سراشیبی انداخت و پیروانش تنگه هرمز را به کابوسِ لیبرال ها تبدیل کردند. اسم تنگه هرمز که می آید به چهره غربگراهای ایران نگاه کنید! همان اضطراب و استیصال چپ های دهه 90 میلادی را پای دیوار برلین می بینید.این که دهان به ناسزاگویی به ملت و امام شهید، باز کرده اند فقط به خاطر وقاحت شان نیست، اینها فکر می کردند اگر کدخدای مودب و باهوش و مدرن و لیبرالشان؛ خون خامنه ای و دختر و نوه و عروس و دامادش را بریزد، پایان جمهوری اسلامی و آغاز حاکمیت کامل لیبرال سرمایه داری را در ایران جشن خواهند گرفت اما تیرکدخدایشان کمانه کرد و آغاز فروپاشی هیمنه آمریکا شد.دست در خون زهرای چهارده ماهه و ماکان نصیری 7ساله زدند و با این حنابندان آماده بودند تا ایران را به حجله کدخدا ببرند که ته کوچه بن بست؛ گیر "اقلیت رانتی" افتادند.دهها میلیون آحاد "اقلیت رانتی" از تجریشِ موحد دانش تا خانی آبادِ تختی و از فسای خادمی تا خنداب پاکپور و از آبادان تنگسیری تا اهواز شمخانی و از آمل لاریجانی تا قم عبدالرحیم موسوی و از سُنقر سعید ایزدی تا قنات ملکِ قاسم سلیمانی به میدان آمدند و مجبورشان کردند لحظاتی از دنیای مجازی و موازی شان خارج و با حقیقتِ "واقعیتی عمیقا دردناک و غیر قابل تحمل " مواجه شوند.واقعیتی که وظیفه ای برای خود (در صد سال گذشته و خصوصا بعد از انقلاب اسلامی) جز انکار و تکذیب آن نمی شناختند. الان "اقلیت رانتی" ایران؛ یقه آمریکا بلکه تمدن غرب و کاسه لیسانش را محکم در تنگه هرمز چسبیده و رهایش نمی کند. غرب پرست ها انگار یکی دارد پدرمحترم و محبوبشان را کتک می زند به دفاع از او برخاسته اند و به جمهوری اسلامی آویزان شده اند،یکی فحش می دهد،یکی پنجه می زند،یکی جیغ بنفش می کشد،یکی مسخره می کند، یکی تهدید می کند تا شاید یقه کدخدایشان از چنگ ایران رها بشود و بتوانند از ترک خوردن دیوار برلین، نجات پیدا کنند. دل و قلوه ای که ترامپ و مخالفان جمهوری اسلامی در کودتای دیماه به هم قرض دادند و قرار بود ادامه بدهند تا "کمک های در راه" برسد، اثر عکس داشت و مصداق "یخربون بیوتهم بایدیهم" شد.دل هایشان غنج زد که عموسام دارد می آید و ما محمد علی فروغی اش می شویم ؛حتی بینشان دعوا شد که فروغی 1404 این یکی است یا آن یکی؟ سرگرم فروغی بازی شان بودند که دیدند عمو نیامد.فروغ جاویدانشان، دروغ از کار درآمد. هی به ساعتشان نگاه کردند، سیگار کشیدند، دوباره چشم به جاده دوختند، ویژه نامه هایی را که آماده کرده بودند پایین بالا کردند، به یکدیگر قوت قلب دادند که قتل عام کودکان میناب را محکوم نکنیم؛ به زودی کار تمام است و آنهایی را که محکوم کردند محاکمه خواهیم کرد،یک روز، دو روز، سه روز، یک هفته، دو هفته،سه هفته،یک ماه،دوماه، سه ماه گذشت و خر کدخدا و کدخدای خر در باتلاق تنگه هرمز گیر افتادند.نه فقط در جنگ سخت افزاری ناکام شدند که حالا جمهوری اسلامی با سر افراشته و سینه ستبر ؛ کلا کدخدا را به سخره گرفته و از " استقلال تمدنی" دم می زند و برای مقابله با " تهاجم زبانی و فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی" نفس تازه می کند .


