معرفی چند واژه گویش استرابادی (بر گرفته از کتاب «اوُسانِه زندگی» اثر اسدالله معطوفی).۱- چِلیکا = سر…
انتشار: 2026/07/30 10:56 UTCدریافت: 2026/08/01 15:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 15:22 UTC
معرفی چند واژه گویش استرابادی (بر گرفته از کتاب «اوُسانِه زندگی» اثر اسدالله معطوفی).۱- چِلیکا = سرشاخه درختان یا هیزم های بسیار ریز که برای سوخت تنور نان پزی بکار می رفتند. چوچین ، چِلِچو ، تَندور توُ هم گفته می شد.۲- چُس مثقال = مقدار خیلی کم.۳- چَپِرو = پشت رو شده ، دَمبِرو ، چَپِه ، یَکوَر ، لی رفته هم گفته می شد.۴- چو خور = موریانه.۵- چِلیک مار = زن زائو .به مامای محلی هم قابِلِه ، دائیک مار ، دایی مار گفته می شد.۶- چال کِلِه = چاله اجاق که گاه کف زمین در گوشه ای از حیاط یا مُدبَخ (آشپزخانه) برای قرار دادن هیزم حفر می گردید. در چنین صورتی دیگر از «سِلینگِه» (سه پایه فلزی) استفاده نمی کردند.۷- چارُق = کفشی از پوست گاو (بعدها از جنس لاستیک) که بندهای ضربدری به روی ان می خورد و با «پاتوئه» پوشیده می شد.پاتوئه پارچه ای به عرض ۲۰ سانت و طول ۱/۵ تا ۲ متر بود که با پیچیدن ان به دور ساق پا ، ان را تا زیر زانو می پوشاندند.۸- چارُق پاتوُ کردن = یعنی اماده برای رفتن به جایی شدن. «کوُش و کَلوُش کردن» هم گفته می شد.@matoofiasadollah





