🎥بمباران ۱۹ مرداد سال ۶۲ اوج دد منشی رژیم بعث صدام و سند مظلومیت مردم بی دفاع گیلانغرب در دوران دفا…
انتشار: 2026/08/10 15:33 UTCدریافت: 2026/08/10 23:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 23:11 UTC
🎥بمباران ۱۹ مرداد سال ۶۲ اوج دد منشی رژیم بعث صدام و سند مظلومیت مردم بی دفاع گیلانغرب در دوران دفاع مقدس بود ▬▬▬▬▬▬▬▬ عضویت در رسانه گیلانغرب در روبیکا 🆔 rubika.ir/matlaelfajr ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🖤 ۱۹ مرداد ۱۳۶۲؛ روزی که گیلانغرب خون گریست۱۹ مرداد ۱۳۶۲ برای بسیاری یک تاریخ در تقویم است؛اما برای مردم گیلانغرب، و برای من که آن روز در شهر حضور داشتم، یک خاطره زنده و فراموشنشدنی است.آن روز، هواپیماهای رژیم بعث عراق بر فراز گیلانغرب ظاهر شدند.ما در محدوده حریم تپه شهر بودیم و پدافند هوایی نیز روی تپه مستقر بود. نخستین حمله، پدافند روی تپه را هدف قرار داد. خدمه پدافند در همان حمله به شهادت رسیدند و پس از آن، هواپیماهای دشمن با آزادی بیشتری وارد فضای شهر شدند و گیلانغرب را زیر بمباران گرفتند.صدای انفجار لحظهای قطع نمیشد؛دود و آتش همه جا را فرا گرفته بود و مردم وحشتزده به دنبال جایی برای پناه گرفتن بودند.در خیابان شهدا (علیرضاوندی)، کانالی برای عبور آب وجود داشت. تعدادی از مردم برای در امان ماندن از بمباران، خود را به داخل آن کانال رسانده بودند؛ اما دشمن حتی به مردم پناهگرفته در آنجا هم رحم نکرد.با بمبهای خوشهای و تیربار هواپیماها، داخل کانال را هدف قرار دادند.مردمی که تصور میکردند با پناه گرفتن در آنجا جانشان حفظ میشود، در همان پناهگاه به خاک و خون کشیده شدند.این صحنهها را نمیتوان با چند جمله و چند عدد توضیح داد.در همان روز، وقتی مردم برای کمک و بیرون آوردن مجروحان و شهدا وارد خانههای بمبارانشده شدند، صحنهای دیده شد که هنوز هم یادآوری آن قلب انسان را به درد میآورد:مادری در میان آوار به شهادت رسیده بود و سر از تنش جدا شده بود، اما نوزادش همچنان در آغوش او بود و شیر میخورد؛ نوزادی که صورت و بدنش به خون مادر آغشته شده بود.این تصویر، برای همیشه در حافظه کسانی که آن را دیدند باقی ماند.اما در میان آن همه مرگ و ویرانی، مردم گیلانغرب دست از کمک به یکدیگر نکشیدند.هرکس هرچه داشت، به میدان آورد.گاری، وانت و هر وسیلهای که امکان حرکت داشت، تبدیل به وسیله انتقال مجروحان و پیکر شهدا شد. مردم، مجروحان را از نقاط مختلف شهر جمع میکردند و به بیمارستان ولیعصر(عج) میرساندند.من هم در همان روز، با فرغون چند مجروح را از محدوده حریم تپه داخل شهر به بیمارستان منتقل کردم.اما حادثه برای من به همینجا ختم نشد.در همسایگی ما، خانم جوانی بر اثر بمباران مجروح شده بود. سیمهای برق از روی تیر برق افتاده و روی بدن او قرار گرفته بود و خطر برقگرفتگی وجود داشت.من با یک گونی توانستم سیمهای برق را از روی بدن آن زن کنار بزنم و او را از خطر برقگرفتگی نجات بدهم.آن روز، هر لحظهاش یک حادثه بود؛هر کوچه یک صحنه دردناک؛و هر خانه، داستانی از مظلومیت و مقاومت.آمارها از ۱۵۰ شهید و ۴۷۲ مجروح در بمباران آن روز حکایت میکنند؛ اما برای ما که در شهر بودیم، این اعداد فقط آمار نبودند.پشت هر عدد، یک انسان، یک خانواده، یک مادر، یک پدر و یک زندگی قرار داشت.۱۹ مرداد برای من فقط یادآور صدای هواپیما و انفجار نیست؛یادآور چهره مجروحانی است که برای نجاتشان تلاش میکردیم؛یادآور پیکرهای شهداست؛یادآور مادری است که در آغوش خاک آرام گرفت اما نوزادش هنوز شیر میخورد؛یادآور مردمی است که با گاری و وانت، به کمک همشهریانشان شتافتند؛و یادآور لحظهای است که سیم برق را با یک گونی از روی بدن یک زن کنار زدم تا شاید جانش نجات پیدا کند.۱۹ مرداد ۱۳۶۲ را نمیشود فقط در کتابها نوشت؛باید آن را از زبان کسانی شنید که آن روز در گیلانغرب بودند و دیدند، کمک کردند و با چشم خود شاهد آن همه مظلومیت بودند.من آن روز را دیدهام.گیلانغرب را در خون دیدم؛اما مردمش را تسلیم ندیدم.🖤 یاد و خاطره شهدای مظلوم ۱۹ مرداد ۱۳۶۲ گیلانغرب و همه مجروحان و آسیبدیدگان آن روز گرامی باد.🌹 روح همه شهدای آن روز و شهدای مظلوم دفاع مقدس شاد و یادشان جاودان باد.۱۹ مرداد؛ روزی که گیلانغرب خون گریست، اما زانو نزد.✍️درویشی☑️باما در ایتا و روبیکا بروز باشیدeitaa.com/matlaelfajr rubika.ir/matlaelfajrmatlaelfajr.ir
