توکل؛ آنگاه که امید، تقدیر را دگرگون میکندآوردهاند که در روزگار حضرت موسی (ع)، خشکسالی سختی فرا…
انتشار: 2026/07/23 13:54 UTC
توکل؛ آنگاه که امید، تقدیر را دگرگون میکندآوردهاند که در روزگار حضرت موسی (ع)، خشکسالی سختی فرا رسید. دشتها تشنه بودند و جویبارها از خروش افتاده بودند. آهوان، ناتوان از تحمل عطش، نزد حضرت موسی (ع) آمدند و با زبان حال عرضه داشتند:«ای پیامبر خدا! تشنگی ما را از پای درآورده است؛ از پروردگار بخواه تا باران رحمتش را بر این سرزمین فرو فرستد.»حضرت موسی (ع) دست به دعا برداشت و درخواست آنان را به پیشگاه پروردگار عرضه کرد. اما خطاب آمد که هنوز زمان نزول باران فرا نرسیده است. موسی (ع) نیز همان پاسخ را به آهوان رساند.در این میان، یکی از آهوان برخاست و گفت:«اجازه دهید خود به فراز کوه بروم و با پروردگارم راز و نیاز کنم. اگر هنگام بازگشت، مرا شادمان و جستوخیزکنان دیدید، بدانید که باران در راه است؛ و اگر چنین نبود، امیدی نمانده است.»آهو رهسپار قله شد و با خدای خویش به مناجات پرداخت. او نیز همان پاسخ را شنید که موسی (ع) شنیده بود: «هنوز هنگام باریدن باران نیست.»آهو با دلی اندوهگین راه بازگشت را در پیش گرفت؛ اما هنوز از کوه پایین نیامده بود که نگاهش به چشمان پر از انتظار یارانش افتاد. لحظهای درنگ کرد و با خود گفت:«اگرچه هنوز پاسخی نگرفتهام، اما چرا دل دوستانم را از امید تهی کنم؟ تا وقتی در راه بازگشتم، هنوز درِ رحمت خداوند بسته نیست. من به او توکل میکنم.»پس با شادمانی آغاز به جستوخیز کرد و با امید از کوه پایین آمد. هنوز به دامنه کوه نرسیده بود که ابرهای رحمت آسمان را فرا گرفتند و باران، سخاوتمندانه بر زمین تشنه باریدن آغاز کرد.حضرت موسی (ع) با شگفتی عرضه داشت:«پروردگارا! به من فرمودی زمان باران نرسیده است؛ پس این باران چگونه نازل شد؟»خطاب آمد:«ای موسی! به آهو نیز همان پاسخی را دادم که به تو دادم؛ اما او با وجود آن پاسخ، نومید نشد. با توکل، امید و اعتماد به رحمت من، راه خود را ادامه داد و این باران، پاداش همان توکل و امید اوست.»پس هیچگاه ناامید نشوید. چه بسیار که سرنوشت، در واپسین لحظه دگرگون میشود و گشایش، درست زمانی فرا میرسد که گمان میکنیم همه راهها بسته است.توکل کنید؛ زیرا رحمت خداوند، فراتر از محاسبات ماست.@massoumehebtekar

