🔳 ماجرای شهادت جانگداز حضرت رقیّه علیهاالسلام✔️ عمادالدین طبری(ره)عالِم و مورّخ شیعه در قرن هفتم در…
انتشار: 2026/07/20 10:04 UTCدریافت: 2026/08/02 13:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 13:27 UTC
🔳 ماجرای شهادت جانگداز حضرت رقیّه علیهاالسلام✔️ عمادالدین طبری(ره)عالِم و مورّخ شیعه در قرن هفتم در کتاب کامل بهائی ماجرای شهادت حضرت رقیّه علیه السلام را اینگونه نقل کرده است که در ایام اسارت آل الله،زنان خاندان نبوّت،شهادت پدران را از فرزندان خردسال پنهان مىداشتند و مىگفتند: پدرانتان به سفر رفتهاند و این چنين بود تا يزيد لعنتاللهعلیه آنان را به خرابهی همجوار کاخ خويش در شام آورد.✔️امام حسين عليهالسلام را دختركى خردسال بود.شبى سخت پريشان از خواب برخاست و گفت:«پدرم كجاست كه من اكنون او را ديدم؟!»چون زنان اين سخن بشنيدند، بگريستند و از كودكان ديگر هم شيون برخاست و يزيد ملعون نیز از این سر و صدا بيدار شد و پرسيد: چه خبر است؟ تفحّص كردند و قضيه را به آن ملعون باز گفتند.يزيد گفت:«سر پدرش را نزد او ببريد!»آن ملاعین نیز بر روی آن رأس شريف،دستمال ديبقى افكنده و پيش آن دختر نهادند سپس روپوش از آن برداشتند و گفتند:«اين سرِ پدر توست!»حضرت رقیّه علیهاالسلام سر مطهّر را از طشت برداشت و در دامن نهاد و گفت: «كيست كه تو را به خون خِضاب كرده؟ اى پدر!چه کسی رگ گلوى تو را بريده؟ اى پدر،چه کسی مرا به اين كوچكى يتيم كرده؟ اى پدر،پس از تو به كه اميدوار باشيم؟اى پدر،اين دختر يتيم را چه کسی بزرگ كند؟» تا اینکه دهان بر دهان شريف پدر نهاد و گريهی سختی كرد چنانكه بيهوش افتاد!...او را تکان دادند اما از دنيا رفته بود و چون اهل بيت اين وضعیت غمبار بديدند،صدا به گريه بلند كردند و داغشان تازه شد و هر كس از اهل دمشق(زن يا مرد)بر آن آگاه شد،گريان شدند.📚 کامل بهائی، ج ۲، ص ۱۷۹ نَفَس المَهموم، ص ۴۵۶ دَمعُ السُّجوم، ص ۴۱۶🏴 شهادت جانسوز دردانهی سهسالهی سیدالشهداء؛حضرت رقیّه علیهماالسلام تسلیت باد.🔳 @masire_aramesh_114

