نقد سرمایهداری در کانون بحث بحران کنونی مالی و اقتصادی، از نظر فیلسوف و جامعهشناس، یورگن هابرماس،…
انتشار: 2026/08/15 09:09 UTCدریافت: 2026/08/17 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 02:15 UTC
نقد سرمایهداری در کانون بحث بحران کنونی مالی و اقتصادی، از نظر فیلسوف و جامعهشناس، یورگن هابرماس، بحرانی نظاممند در سرمایهداری جهانیشده است. بااینحال، هابرماس برخلاف دههٔ ۱۹۷۰، دیگر مانند مارکس و انگلس از بازسازی ماتریالیسم تاریخی دفاع نمیکند. نوشتهٔ…«دیگر گریزی از جهانِ سرمایهداری وجود ندارد؛ مسئله فقط میتواند متمدنکردن و مهار پویایی سرمایهداری باشد.»اما آیا میتوان سرمایهداری را مهار کرد؟ در بحرانی که بههیچوجه پایانیافته به نظر نمیرسد، تاکنون از سوی محافل اقتصادی تقریباً هیچ نقدی از خود دیده نشده و سیاست نیز اقدامهای ناکافی انجام داده است. در بهترین حالت، در عرصهٔ عمومی بحث گستردهای دربارهٔ طمع شکل گرفته است: طمع انسانها بهطور کلی، و طمع بانکداران و مدیران بهطور خاص. اما یورگن هابرماس، و نیز دیگرانی مانند هاوکه برونکهورست، فیلسوف اهل فلنسبورگ، بههیچوجه با این شیوهٔ عمدتاً اخلاقگرایانهٔ برخورد با مسئله موافق نیستند.«این بحث دربارهٔ طمع، اخلاق کسبوکار و فروپاشی اخلاق، کاملاً بیراه بود؛ مسئله اساساً هیچ ارتباطی با این چیزها ندارد، بلکه با سازوکارهای نظاممندِ اقتصاد بازاریِ رهاشده از قیدوبندها سروکار داریم. البته برای این اقتصاد بازارِ رهاشده نیز استدلالهایی در موافقت با آن وجود دارد؛ از جمله اینکه تاکنون، این پربازدهترین شکل اقتصادی بوده که بشر ابداع کرده است. بنابراین مسئله طمع نیست، بلکه منطق سرمایه و سازوکارهای عینیِ این نظام اقتصادی، کنشگران را ناگزیر میکند چنین رفتار کنند. آنها در چارچوب نظام، کاملاً درست عمل میکنند. اگر یک بانکدار از نظر اخلاقی رفتار کند، کارش احمقانه خواهد بود؛ من چنین کسی را استخدام نمیکنم. این حرفها بیمعناست. بانکدار فقط از طریق قوانین و نظارتهای بیرونی میتواند بهگونهای کنترل شود که نتایج عملکردش بیش از آنکه در خدمت منافع سهامداران باشد، به خیر و منفعت عمومی نزدیک شود.»ادامه دارد...t.me/marzockacademy