ذهن و رابطه آن با مغز . ایا ما به غیر از سازه مغز و شبکه عصبی امکان دیگری برای فهم خود و جهان بیرون…
انتشار: 2026/08/04 18:11 UTCدریافت: 2026/08/08 14:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 14:40 UTC
ذهن و رابطه آن با مغز . ایا ما به غیر از سازه مغز و شبکه عصبی امکان دیگری برای فهم خود و جهان بیرون از خود داریم ؟ مغز ما در مرکز یک شبکه بزرگ و پیچیده قرار دارد به نام حس ها . عصب ها وو... این شبکه گسترده هوشی تمامیت سازه بدن را در اختیار مغز قرار می دهند…ذهن و رابطه آن با مغز 2ذهن همان فرد بدنمند در زیست جهان است که مغز بر اساس داده های دریافتی از طریق حواس آن را پردازش کرده است.اگر تصویر و تصور مغز مطابق با واقعیتی باشد که او جزیی از آن است سلامتی می نامیم.در حالت سلامت مغز مدل ذهن را طوری می سازد که با قوانین فیزیکی و زیست جهان همخوانی داشته باشد،در این صورت مدل انتزاعی مغز با مدل واقعی یعنی فرد واقعی،بدنمند مطابقت دارد.اما در حالت بیماری انتزاع مغز از واقعیت جهان جدا می شود و فرد در جهانی زندگی می کند که صرفاً محصول محاسبات خطا یا نقص در پردازش است.در این حالت ذهن به مثابه فرد انتزاعی که مغز برای خود ساخته با فردی که مغز در کاسه سر اوست دچار تعارض و نا هم خوانی می شود و رفتار هایی از فردسر می زند که با خودش و با زیست جهانش در تعارض است.« ذهن» پردازش شده سالم و مطابق با واقع دقیقا همان فرد سالم واقعی است،با بدنمندی اش،با در جهان بودن اش، با تنانگی و روحانیت اش.زبان مغز،کنش و واکنش مغزی به گونه ی سیگنال های الکتروشیمیایی است. بین زبان مغز و زبان فرد زبان ذهن کار انتقال یا تبدیل آن سیگنال ها به نماد های زبانی است.به قول حافظ که می گوید،در اندرون من خسته دل ندانم کیست،که من خموش و او در فغان و در غوغاست. این او که در درون در فغان و در غوغاست،تپش ها،هورمون ها،سیگنال های عصبی،ناخودآگاه،که پیش از آن که ما کلامی بر زبان بیاوریم در حال بودن و کنشگری هستند،« من اندیشنده» در واقع تلاش می کند این غوغای بی پایان را تا آنجا که می تواند روایت کند. در حقیقت فکر کردن تلاشی برای به نظم در آوردن این آشوب درونی در قالب نمادهای زبانی ست.ذهن بدنمند و زبانمند نقش تبدیل سیگنال های الکتروشیمیایی مغز به گزاره های انسانی را بر عهده دارد و این یعنی فکر کردن.ما در حال فکر کردن چه می کنیم؟ آیا جز این است که احساسات خودمان را،نا خود آگاه خودمان را،داده های حواس به مغز را تبدیل به گزاره ی انسانی و به زبان انسانی بدل می کنیم. ما تا زمانی که احساس گل سرخ را به زبان انسانی ترجمه نکنیم نمی دانیم از گل سرخ دستگاه شناختی ما چه تصوری دارد، فکر کردن یا ذهن اندیشی ترجمه احساس گل سرخ از زبان سیگنال ها به زبان انسانی ست.اگر ذهن یا مدل پردازش شده مغز از فردی که خود عضوی از اوست مطابقت نداشته باشد همه این روایت های غوغای درون به بیرون را دچار اختلال می سازد، خطا،نا درستی،بدفهمی،تفسیر وارونه از خود و جهان می تواند محصول آن باشد. در نتیجه سوژه با خودش و با زیست جهان اش بیگانه می شود چرا که فرد در جهان مدل هایی زندگی می کند که با واقعیت خود و جهان مشترک با دیگران مطابقت ندارد.Azizit.me/marzockacademy