طبعاً کارکردگراها مایل بودند بدانند ماهیت این حالات مغزی ذهنی چیست که میتوانند رفتار را موجب شوند.…
انتشار: 2026/08/04 16:53 UTCدریافت: 2026/08/05 16:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:57 UTC
طبعاً کارکردگراها مایل بودند بدانند ماهیت این حالات مغزی ذهنی چیست که میتوانند رفتار را موجب شوند. حالات ذهنی چگونه از دیگر اقسام حالات مغزی متمایز میشوند؟ یک پاسخ این بود که اصلاً این پرسش مناسب فلسفه نیست، چنین پرسشی را باید به روانشناسان و عصب زیست شناسان…سول کریپکی نشان دهنده صلبسول کریپکی استدلالی کاملاً منطقی را علیه هر نوع نظریه فیزیکالیسم ارائه میکند. کریپکی در استدلالش به مفهوم نشان دهنده صلب متوسل میشود. یک نشان دهنده صلب واژه یا عباراتی است که همیشه در هر وضع ممکنی از امور به چیز واحدی ارجاع میدهد. به این ترتیب بنجامین فراکلین یک نشان دهنده صلب است زیرا در کاربردی که هم اینک مد نظر ماست همیشه به یک نفر اجرا میدهد البته ناممکن نیست که کسی مثلاً اسم سگش را بگذارد بنجامین فراکلین اما در این صورت او کاربرد و معنای متفاوتی از آن مفهوم را مد نظر دارد. بنجامین فراکلین در معنای رسمیش یک نشان دهنده صلب است اما عبارت مبدع جلو کشیدن ساعت رسمی جهت بهرهمندی بیشتر از او نور روز. هرچند باز هم به بنجامین فراکلین ارجاع بدهد اما نشان دهنده صلب نیست. زیرا به آسانی میتوان جهانی را تصور کرد که بنجامین فرانکلین مخترع جلو کشیدن ساعت نباشد این سخن معنیدار است که بگوییم شخص دیگری غیر از مبدع واقعی جلو کشیدن ساعت مبدع آن بوده باشد. اما بی معنی است که بگوییم شخصی غیر از بنجامین فراکلین، بنجامین فراکلین باشد.بنابراین بنجامین فرانکلین یک نشان دهنده صلب است حال آنکه مبدع جلو کشیدن ساعت غیر صلب است. کریپکی با به کارگیری مفهوم نشان دهنده صلب، به سنجش و ارزیابی گزاره های این همانی میپردازد. وی مدعی است که گزارههای این همانی آنجا که یک طرف نشان دهنده صلب است و طرف دیگر نیست همیشه ضرورتاً صادق نیستند و ممکن است کاذب باشند. بنابراین جمله بنجامین فرانکلین همان مبدع جلو کشیدن ساعت است صادق است اما صرفاً به نحو امکانی نه ضروری. میتوان جهانی را فرض کرد که در آن این گزاره کاذب باشد اما کریپکی میافزاید جایی که هر دو طرف گزاره نشان دهنده صلب باشند، آن گزاره در صورت صادق بودن ،ضرورتاً صادق است. بنابراین جمله کلمنت همان مارک تواین است ضرورتاً صادق است زیرا ممکن نیست جهانی وجود داشته باشد که در آن کلمنت و مارک تواین باشند اما هر دو مختلف باشند. همچنین است برای بقیه واژههایی که بر انواع چیزها دلالت دارند چ. آب همان H2O و از آنجا که هر دو طرف این همانی دقیق هستند، این همانی ضروری است حالا در خصوص مسئله ذهن-بدن اگر در سمت چپ گزاره این همانی واژه یا عبارتی داشته باشیم که به طور دقیق به نوعی از حالات ذهنی ارجاع بدهد و در سمت راست آن واژه یا عباراتی به طور دقیق به نوعی از آنگاه اگر آن گزاره صادق باشد، ضرورتاً صادق است. پس اگر به واقع درد همان تحریک رشته c باشد در این گزاره درد تحریک رشته c به فرض که درست باشد ضرورتاً صادق است. اما آشکار است که چنین چیزی ضرورتاً صادق نیست در این صورت گزاره اینهمانی ضرورتاً صادق نیست و این همانی که ضرورتاً صادق نباشد اصلاً نمیتواند صادق باشد در این صورت گزاره اینهمانی ضرورتاً صادق نیست و این همانی که ضرورتاً صادق نباشد اصلاً نمیتواند صادق باشد و از این رو کاذب است آنچه برای این همانی درد با رخداد عصب زیست شناختی صادق است برای هر نوع این همانی حالات ذهنی آگاهانه با رویدادهای فیزیکی هم صادق است.پاول چرچلند.ماده و آگاهی پیش درآمدی به فلسفه ذهنt.me/marzockacademy