🔹فؤاد حبیبی در گفتوگو با ایبنا: این که بگوییم دوران ترجمه تمام شده و باید تالیف کنیم، تحمیل یک فرم…
انتشار: 2026/08/17 16:16 UTCدریافت: 2026/08/19 04:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 04:30 UTC
🔹فؤاد حبیبی در گفتوگو با ایبنا: این که بگوییم دوران ترجمه تمام شده و باید تالیف کنیم، تحمیل یک فرم پیشینی به خود مسئله است. خودم الان راجع به یک مسئلهای که دغدغه خودم است، یعنی فاشیسم، مواد و مطالبی آماده کردهام که تالیفی انجام دهم، اما نه به این دلیل که فکر میکنم الان ترجمه دور از شان من است یا الان چتجیپیتی و هوش مصنوعی هم میتوانند ترجمه کنند، پس بهتر است که من تالیف کنم. به نظر من خود مسئله باید فرابخواند که به چه فرمی متوسل شویم. چه بسا بتوان ژانرهای دیگر از آثار مثل کامیکبوکها یا میمها را تجربه کرد. البته میدانم که به لحاظ استدلالی و منطقی جایگاه کتاب، متفاوت است و این فرمها یا ژانرها استحکام و ژرفای کتاب را ندارند. اما دلیل این که میگویم باید به این ژانرها هم نگاه کرد، مسئله affect یا ایجاد یکسری «تاثیرات» است که تواما ذهنی و بدنی است، عاطفی و عقلانی است. به عبارت دیگر دو چیز مهم است، یکی این که مسئله چیست و دیگر این که مخاطب کیست. با در نظر گرفتن این دو، به سوال دیگری میرسیم: کدام فرم و ژانر از تولید متن است که میتواند با مسئله به تمامی رودررو شود و میتواند آن را برای ما بشکافد و روی مخاطب هم effect «اثر» مطلوب بگذارد. با این سبک طرح سوال دیگر اهمیتی ندارد که ترجمه باید انجام دهیم یا تالیف. اگر بخواهیم پیشینی تصمیم بگیریم، گویی برای یکی از این فرمها قداستی قائلیم. و مثلا میگوییم یک دوران ترجمه داشتیم و الان دوران تالیف است. من طور دیگری مسئله را میفهمم.📎متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید@Philosophy_of_Encounter


