درک هرمنوتیکی و فواید آن محمدامین مروتی مبنای هرمنوتیک این است که هر کسی اطلاعات و داده ها و فاکت های بیرونی را در ظرف ذهن و زبان خود می ریزد و آن اطلاعات را به قالب ذهن خود در می آورد و به عبارتی به اندازه عقل خود، آن ها را دریافت و تحلیل می کند. هر کسی ذهنیت ها و سوابق ذهنی خودش را دارد و ادراک و فهمش از دنیا، از فیلتر این افق های معنایی می گذرد. با مثال هایی موضوع را باز می کنم.اول: می گویند کسی از شیعیان متعصب، خلفای سه گانه و به خصوص خلیفه دوم را دشنام می داد. متعصبانی از اهل سنت خواستند تنبیهش کنند. عاقلی از میان ایشان، این کار را منع کرد. از او دلیل خواستند. گفت آن عُمری که در ذهن اوست در ذهن شما نیست. آن عمر او با عمر شما فرق دارد. عمر او غاصب خلافت و دشمن اهل بیت است و عمر شما خلیفه برحق و دوست نزدیک علی است. لذا او از منظر خویش حق دارد دشنامش دهد.دوم: ایرج پزشکزاد خالق "دایی جان ناپلئون" می گوید من این کتاب را در نقد توهم توطئه ایرانیانی چون دایی جان و مش قاسم نسبت به انگلستان نوشته بودم. روزی در مجلسی شخصی برگشت و به من گفت دست مریزاد! خوب دست انگلیسی ها را در کتابت رو کرده ای و من حیرت زده از برداشت این شخص، سخنی برای گفتن نیافتم.سوم: فیلم "اخراجی ها"ی ده نمکی با این تلقی که ده نمکی حکومت را با زبان تند نقد کرده، مورد استقبال اقشار عظیمی از جامعه قرار گرفته بود. در حالی که اهل فن می دانستند ده نمکی خود نماینده تندترین گرایش های سیاسی است.چهارم: کسروی نگران بود که مردم از حافظ، خراباتیگری و بی مسئولیتی و تن آسانی بیاموزند، در حالی که مردم چنین برداشتی از او ندارند، بلکه او را زبان خدا و لسان الغیب می دانند. هر کس برداشتی متناسب با شخصیت و ذهنیت خود، از حافظ دارد. مطهری او را عارفی پاک می داند و شاملو او را رندی لابالی و بی خدا. این امثله، بدان آوردم که بگویم برداشت ها و به قول معروف، قرائت های مختلفی از متون وجود دارد که به سوابق ذهنی و تیپ شخصیتی ما برمی گردد و علت بسیاری از اختلافات و دعواهای ما، نشناختن این مبانی اختلاف است. و اما:تبصره اول: این بدان معنا نیست که این اختلافات چاره ناپذیر است. بلکه بدان معناست که اولاً نباید انتظار حل فوری و قطعی این اختلافات را داشته باشیم. ثانیاً بهترین راه کاستن از این اختلافات، درک دیگری و قرار دادن خود به جای دیگری و برخورد همدلانه تر با دیگران است.تبصره دوم:همچنین این به معنی هم ارزی ادراکات مختلف نیست. قطعاً بعضی از ادراکات به واسطه سعه صدر و وسعت نظر و دید وسیع، حاوی حقایق بیشتری از ادراکات کوته نظرانه و سطحی و متعصبانه است و بر واقعیات و فکت های خارجی انطباق بیشتری دارد.تبصره سوم: میزان اختلاف در برداشت هر چه از علوم طبیعی به پژوهش های انسانی(مثل سیاست و دین) و ادبی (مثل شعر) و هر چه از متون جدید به متون کهن، حرکت کنیم، بیشتر می شود. 24 مرداد 1405