🔻مسئله حجاب نیست؛ مسئله یله گی حکمرانی است🔻مسئله امروز دیگر بیحجابی نیست. دوگانه قدیمی باحجاب و بیحجاب را رها کنید؛ مساله امروز برهنگی هم نیست. آنچه زشت است بی حجابی نیست؛ یله گی حکمرانی است. 🔻وقتی شهروند از حاکمیت این پیام را دریافت میکند که هیچ قاعده و مرز روشنی وجود ندارد و عبور از هر مرزی فقط ایده جدید نیاز دارد، چرا باید انتظار داشت رعایت کند؟ اساسا چه چیز را رعایت کند؟ در هر جامعهای آدمهای مختلف وجود دارند؛ یکی از سر ناآگاهی، یکی تحت فشار محیط، یکی متأثر از عادیسازی، یکی گرفتار بازار نمایش و خودنمایی و دیگری تحت تأثیر فضای روانی و اجتماعی اطرافش، یکی هم چه بسا مزدور. هنر حکمرانی دقیقا همینجاست که قاعده را روشن کند، مرز را معلوم کند و اجازه ندهد جامعه در ابهام دائمی زندگی کند.🔻سؤال بسیار ساده است؛ دقیقاً کجا قرار است صدای حاکمیت دربیاید؟همین را هم روشن کنند، بخش مهمی از این آشفتگی حل میشود.🔻مشکل اینجاست که به محض طرح چنین سؤالی، پاسخ آماده است: «الان وقتش نیست.» میگویند عدهای مترصد آشوباند، دشمن سوءاستفاده میکند. گوئی از منظر آقایان حکمرانی فقط دو حالت دارد؛ یا بی قانونی یا قهریه و زور.🔻این دقیقا نشانه فقر ابزار حکمرانی است. در عصر داده، رسانه، فناوری، هوش مصنوعی، تنظیمگری هوشمند، ابزارهای جدید و غیره اگر تنها گزینهای که برای اجرای یک قاعده به ذهن مدیر میرسد «برخورد فیزیکی» باشد، مشکل قبل از آنکه امنیتی باشد، مشکل دانش و توان حکمرانی است.مشکل این است که مسئلهای شکل میگیرد، رشد میکند، از هر خط قرمزی عبور میکند و دستگاه مسئول، بهجای حل آن، چشم خود را میبندد تا مجبور نشود صورت مسئله را ببیند.🔻ضعف فاحش مدیریتی را که با استدلال امنیتی نمی شود پوشاند. نباید بیسوادی، فقدان تخصص و ناتوانی در حل مسئله را پای امنیت نوشت. بدتر آنکه آقایان عجز در حکمرانی را پشت عنوان مردمداری پنهان میکنند.🔻مگر می شود روزی باشد که وقت حل مساله نباشد؟ مگر روزی داریم که در آن حکمرانی تعطیل باشد؟ الحق ماجرای عجیب است.@mahdian_mohsen
آخرین برگ ترامپ چیست؟ چه باید کرد؟ ترامپ از «تحریمهای سخت و شکننده اقتصادی» علیه ایران گفته است. این یعنی چه؟ بازگشت از میدان به اقتصاد. شکست مطلق در میدان و دیپلماسی. و حالا دوباره به همان ابزاری برگشته که پیش از جنگ در اختیار داشت: تحریم.اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد. ترامپ به نقطه قبل از جنگ برنگشته است. معادلات صحنه تغییر کرده است. اولا ایران در این جنگ تبدیل به یک ابر قدرت نوظهور شده است.این همان حرفی است که ولی نصر؛ استاد دانشگاه جانز هاپکینز و تحلیلگر برجسته خاورمیانه می گوید که موازنه جنگ به نفع ایرانست و ایران بعد از جنگ اعتماد به نفس بالاتری پیدا کرده استفارنپالیسی رسانه معتبر سیاست خارجی آمریکا نیز همین را می نویسد.ثانیا اینکه ترامپ نیز به گذشته بر نمیگردد. آسوشیتدپرس بازگشت ترامپ به «جنگ اقتصادی» را در کنار دو واقعیت قرار داده: اول فرسایشیشدن جنگ. یعنی دیگر تهدید نظامی جواب نمی دهد. و دوم کاهش ذخایر مهم تسلیحاتی آمریکا.جالب اینکه سی ان و ان و گاردین و نیویورکر و حتی اکسیوس نزدیک به ترامپ نیز همین تحلیل را دارند. یعنی کسری قدرت نظامی باعث اتخاذ چنین تصمیمی شده است.پس مسئله فقط تحریم نیست. مسئله کاهش گزینههاست. رابرت مالی نماینده سابق ویژه آمریکا در امور ایران می گوید:اگر فشار نظامی جواب نداده، این تصور که فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب میدهد، یک مغالطه است.ریچارد نفیو، از معماران اصلی تحریم ایران در دولت اوباما، هم نسبت به بی اثری تهدید جدید ترامپ همین مسئله هشدار داده است. اما سؤال مهمتر تحریم جدید قرار است چه کاری انجام دهد؟اولا ابزارهای تحریم علیه ایران تماما قبلاً بهکار گرفته شده است. ایران هم مسیر دور زدن را کاملا مسلط است. چین و روسیه نیز به عنوان شرکای استراتژیک ایران صریحا گفته اند که تحریم های جدید را به رسمیت نمی شناسند.پس تحریم تازه فقط یک مسئله اقتصادی نیست. یک عملیات روانی هست. علیه مسوولین و مردم. یعنی فشار آنقدر بالا برود که مردم بگویند دیگر نمیشود.مسئولان هم بگویند پس باید امتیاز بدهیم. حالا ایندو را بزند که چه دستاوردی داشته باشد؟همان کهنه پروژه سابق یعنی آشوب.اینجاست که «خیابان» مهم میشود. چطور؟ تحریم اقتصادی چه ربطی به خیابان دارد؟ اما دقیقاً ربط دارد.چون قدرت خیابان فقط در تجمع نیست. باطن خیابان مهم است. و باطن خیابان چیست؟ انسجام. ایستادن مردم کنار یکدیگر.حول چه چیزی؟ حول ایران.اگر این انسجام حفظ شود، فشار اقتصادی دشوار است، اما شکننده نیست. فشار وقتی خطرناک میشود که به اختلاف تبدیل شود. وقتی هر مسئله اقتصادی تبدیل به یک دوقطبی شود. از سویی وقتی مسئول مردم را در میدان ببیند، محاسبهاش تغییر میکند.همشهری@mahdian_mohsen
🔻نقدی بر تلقی آقای قالیباف از پیروزی🔻آقای قالیباف برای چندمین بار گفتند معنای پیروزی ایران این نیست که ارتش آمریکا را شکست دادیم، بلکه این است که آمریکا و اسرائیل به هیچیک از ۹ هدف اعلامی خود نرسیدند.این سخن علی الاصول درست است. اما این تنها بخشی از واقعیت است؛ بلکه حداقل واقعیت است.با این تعریف، حماس به عنوان یک گروه چریکی نیز در غزه به پیروزی رسید؛ چراکه رژیم منحوس به اهداف اعلامی خود دست نیافت. اما مواجهه جمهوری اسلامی با آمریکا در سطح دیگری قرار دارد. مسئله فقط ناکامی دشمن در تحقق اهدافش نیست؛ آمریکا در این نبرد، شکست خورد.🔻اساسا در این جنگ ترکیبی اشاره به ارتش آمریکا آدرس غلط است. صحنه را راهبردی باید روایت کرد. آمریکا در این رویارویی تحقیر شد. پایگاههایش در منطقه زیر ضرب رفت. نمادهای نظامیاش که دههها افسانه شکستناپذیری برای آنها ساخته بود، فرو ریخت. هزینه سنگین جنگ به خودش بازگشت. فشار این جنگ حتی آرایش نیروهای نظامی آمریکا در جهان را نیز تحت تأثیر قرار داد. تنگه هرمز از یک آبراه به باتلاق سیاسی و نماد محدودیت قدرت آمریکا و یکی از ابزارهای بازدارندگی ایران تبدیل شد.آمریکا نتوانست معادله منطقه را به سود خود تغییر دهد؛ بلکه ناچار شد با معادله جدیدی که ایران به عنوان ابرقدرت نوظهور تحمیل کرده بود کنار بیاید. ناچار شد در مذاکرات و حداقل روی کاغذ پای قدرت ایران امضا بزند. جنگی را آغاز کرد که دیگر تعیین زمان و شرایط پایان آن فقط در اختیار خودش نبود.این جنگ، شکافهای داخلی آمریکا را نیز آشکارتر کرد، اعتبار چتر امنیتی واشنگتن را نزد متحدانش زیر سؤال برد، آسیبپذیری پایگاهها و سامانههای پدافندی آمریکا را به نمایش گذاشت، افسانه مصونیت ارتش آمریکا را ترک عمیق انداخت، هزینههای سنگینی را بر اقتصاد و توان نظامی این کشور تحمیل کرد و پروژه چند دهساله ایرانهراسی را شکست داد. مردم آمریکا که سالها فقط اخبار جنگ را از رسانه ها می شنیدند حالا سر سفره شان احساس می کنند. امروز آمریکا نه در غرب و نه حتا در میان کشورهای عربی نیز آبرویی ندارد. بزودی منطقه را هم باید ترک کند. این جنگ مشروعیت ایران را سرزبان ها انداخت و افکار عمومی دنیا را علیه آمریکا جهت داد. جریانهای فاسدی که وامدار و باردار حمایت آمریکا بودند نیز با این شکست، بیآبرو کرد. 🔻بنابراین، سخن فقط این نیست که آمریکا به اهداف ۹گانه خود نرسید. این، حداقل معنای پیروزی است. تحقیر و خوار شد. حرمت و هیبت و شوکت دروغینش شکست. پیروزی ایران فقط این نیست که آمریکا پیروز نشد، بلکه آمریکا شکست خورد. 🔻آمریکا سالهای سال با نماد و تصویر فرمانروایی کرده است و حالا آمریکا در این جنگ، بخش مهمی از مهمترین سرمایه راهبردی خود یعنی «هیبت قدرت» را از دست داد. 🔻دلیل نوشتن این نقد نیز روشن است. اگر روزی دوباره پای مذاکرهای در میان باشد، تفاوت بسیاری وجود دارد میان اینکه طرف مقابل را صرفا ناکام در تحقق اهدافش بدانیم یا او را قدرتی بدانیم که در هویت و هیبت راهبردی خود شکست خورده است. این دو تلقی، دو دستگاه محاسباتی متفاوت میسازند و دو نوع رفتار کاملا متفاوت را در میز مذاکره رقم میزنند.همشهری@mahdian_mohsen
🔻نقشه عدالت در تهران عوض شد🔻شهردار تهران میگوید ۶۵ درصد پروژههای شهرداری در محدوده پایینتر از خیابان انقلاب اجرا میشود و حجم فعالیت مدیریت شهری در جنوب تهران دو برابر شده است. معنای این تغییر، کاهش فاصلهای است که سالها میان شمال و جنوب تهران، نمادی از تبعیض و بیعدالتی شهری بود.این تغییر را میتوان در سه لایه دید.🔻لایه اول؛ کالبدی و محیطی.سیاستگذاری عمرانی و شهرسازی به سمت کاهش تبعیض در توزیع امکانات رفته است. ۷۰ درصد پروژههای شاخص پایتخت، یعنی ۱۷۳ ابرپروژه تهران، در مناطق جنوبی احداث شده و بودجه جنوب شهر نیز ۱۱ برابر افزایش یافته است.🔻لایه دوم؛ انسانی.عدالت شهری فقط به ساختوساز محدود نمیشود. رشد متوازن کالبد شهر لازم است، اما کافی نیست؛ نوع خدمترسانی به شهروندان نیز باید عادلانه باشد. در چهار سال اخیر، ۳ خط جدید مترو و ۲۲ ایستگاه در مناطق جنوبی احداث شده است. همچنین ۵۷ درصد بازارهای میوه و ترهبار جدید، که نقش مهمی در تنظیم بازار و ارزانسازی کالاهای مورد نیاز مردم دارند، در مناطق کمبرخوردار ایجاد شدهاند.🔻لایه سوم؛ هویتی.این لایه از کالبد و حتی خدمات فراتر میرود؛ نگاهی که مردم کمبرخوردار را میراثدار و محور انقلاب اسلامی میداند و خدمات فرهنگی و اجتماعی را نیز متناسب با همین هویت سامان میدهد؛ از خدمترسانی اربعین و راهپیمایی غدیر تا امامرضاییها، «قهرمان شهر» و برنامههای محلهمحور و بهویژه مسجدمحور.🔻با اتکا به این سه لایه میتوان گفت فاصله ناعادلانه شمال و جنوب تهران کاهش یافته است؛ هرچند هنوز راه زیادی باقی مانده و این مسیر در ابتدای راه است.همشهری@mahdian_mohsen
🔻چه کسی مجوز انتشار زندگی رجب زاده را داده است؟درباره حمیدرضا رجبزاده روایتهای مختلفی منتشر شده؛ از انگیزههای سیاسی قتل تا ماجرای نسبت او با یک بلاگر خانم. فارغ از صحت هرکدام، سؤال مهمتری وجود دارد:🔻اطلاعات یک پرونده در حال تحقیق، با چه قاعدهای در اختیار رسانهها قرار میگیرد؟وقتی هنوز ابعاد پرونده روشن نیست، چه کسی اجازه میدهد جزئیاتی که ممکن است به حریم خصوصی مقتول و خانوادهاش مربوط باشد، منتشر شود؟ اگر فردا این اطلاعات ناقص یا نادرست از آب درآمد، چه کسی آبروی ازدسترفته را بازمیگرداند؟🔻خانوادهای که داغ جوانش را تحمل میکند، چرا باید همزمان گرفتار صدها قضاوت و شایعه نیز شود؟@mahdian_mohsen
🔻خونخواهی را از روز خبرنگار شروع کنید🔻معیار انتقام چیست؟ عاملیت یا مباشرت؟ مشاورت یا معاونت؟ مشارکت یا مساعدت؟ یا عنوانی دیگر؟🔻با هر معیاری حساب کنیم، اینترنشنال بیش از یک عنوان مجرمانه بر دوش میکشد.قطعاً یکی از عوامل اصلی جنگ امروز، ثمره انباشت جهل است؛ ثمره تحریف، ثمره جعل، ثمره دروغ.اینترنشنال ابداً یک رسانه نیست. حتی ژست رسانه هم نمیگیرد؛ حتی بلد نیست ادای رسانه را دربیاورد. اینترنشنال عضو مؤثر اتاق جنگ اسرائیل است و در تمام جنایتهای جنگی سهمی روشن دارد.🔻هر تیری که به جسمها شلیک شده، پیش از آن به قلبها و ذهنها شلیک شده است.پیش از آنکه ایران را در میدان هدف بگیرند، ایران را در روایت جعل کردند.🔻آنکه درباره مردم ایران محاسبه غلط کرد و امروز هم مثل حیوان در گل فرومانده، با خطای محاسباتی همین اعضای مؤثر اتاق جنگ اسرائیل دست به خطا زده است.🔻آنکه بالای سر عزای این مردم، چه در میناب و چه کشوردوست، رقصید و هلهله کرد نیز با تیر مسموم همین خبائث رذل و حرامی آلوده شده است.🔻پیشنهاد روشن به نیروهای امنیتی و نظامی این است که از همین رسانه فاسد شروع کنید.🔻از روز خبرنگار شروع کنید؛ تک تک خبرنگاران و اتاق سردبیری اینترنشنال را در اهداف مشروع تان قرار دهید. @mahdian_mohsen