#کلام_امیر💢 ارزش علم و حکمت♦️و درود خدا بر او ، فرمود :🔹« خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ…
انتشار: 2026/08/16 04:34 UTCدریافت: 2026/08/16 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 10:30 UTC
#کلام_امیر💢 ارزش علم و حکمت♦️و درود خدا بر او ، فرمود :🔹« خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.»« حكمت را در هر جا كه باشد فراگير كه گاه در سينه منافق باشد و در آنجا آرام نگيرد تا بيرون آيد و، با همانندان خود در سينه مؤمن جاى گيرد »📚 نهج البلاغه - حکمت ۷۹♦️🔹♦️🔹♦️🔹♦️✍شرح مختصر ♦️ارزش علم و حکمت🔹خلاصه این کلام گهربار این است که سخنان حکمت آمیز را از هرکس باید پذیرفت حتى اگر گوینده آن منافق باشد. 🔹سپس به دلیل آن اشاره میفرماید :«زیرا حکمت گاهى در سینه منافق است; اما در سینه او آرام نمى گیرد تا از آن خارج شود و در کنار حکمت هاى دیگر در سینه مؤمن جاى گیرد»🔹تعبیر به «تَلَجْلَجُ...» با توجه به اینکه این واژه به معناى اضطراب و ناآرامى است اشاره به آن است که جایگاه کلام حکمت آمیز سینه منافق نیست، ازاین رو در آنجا پیوسته ناآرامى مى کند تا خارج شود و در جایگاهى که متناسب آن است یعنى سینه شخص مؤمن در کنار سایر سخنان حکمت آمیز قرار گیرد.🔹نتیجه این سخن همان است که از روایات مختلف معصومان(علیهم السلام) استفاده کردیم که علم و دانش هیچ محدودیتى ندارد; نه از نظر زمان: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ مِنَ الْمَهْدِ إلَى اللَّحَدِ» و نه از نظر مکان: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ وَلَو بِالصّینِ» و نه از نظر مقدار تلاش و کوشش: «أُطْلُبُوا الْعِلْمِ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَشَقِّ الْمُهَجِ» و نه از نظر گوینده همان گونه که در این حکمت و در حکمت بعد آمده است.🔹آرى علم وحکمت به حدى اهمیت دارد که هیچ محدویتى را به خودنمى پسندد.🔹در اینجا این سؤال مطرح مى شود که در بعضى از روایات از جمله روایتى که از امام باقر(علیه السلام) در ذیل آیه شریفه (فَلْیَنْظُرِ الاْنْسانِ إلى طَعامِهِ) آمده است که امام(علیه السلام) فرمود: منظور از طعام «عَلْمُهُ الَّذى یَأخُذُهُ مِمَّنْ یَأخُذُهُ; دانشى است که فرا مى گیرد باید نگاه کند از چه کسى فرا مى گیرد» بنابراین گرفتن سخن حکمت آمیز از منافق چه معنا دارد.🔹پاسخ سؤال این است که گاه سخن حکمت آمیز به قدرى واضح و روشن است که از هرجا و از هرکس که باشد باید آن را پذیرفت ، ولى در موارد دیگر که انسان مطالب را به اعتماد استاد فرا مى گیرد باید نزد کسى برود که از نظر دیانت و علمیت مورد اعتماد باشد.🔹در شرح نهج البلاغه علاّمه شوشترى اشاره به نکته جالبى شده است که با ذکر آن این سخن را پایان مى دهیم، نقل مى کند: «ابن مبارک» به عنوان نظارت بر شهر در کوچه ها راه مى رفت چشمش به مرد مستى افتاد که آواز مى خواند و مى گفت:أضَلَّنى الْهَوى وَأنَا ذَلیلٌ *** وَلَیْسَ إلى الَّذى أهْوى سَبیلٌهواى نفس مرا ذلیل کرد و افسوس که راهى به آن کس که به او علاقه دارم، نیست.ابن مبارک از آستین خود کاغذى درآورد و این بیت را نوشت. به او گفتند: شعرى را از شاعر مست مى نویسى؟او گفت: مگر ضرب المثل معروف را نشنیده اید که «رُبَّ جَوْهَرَة فى مَزْبَلَةً» اى بسا گوهرى در میان زباله ها افتاده باشد؟ گفتند: آرى. گفت: این هم گوهرى بود از مزبله!@maarefeahlebeit
