#دقایقی_با_قرآن💢 هجرت پیامبر اکرم (ص)🔮 آیه ۴۰ سوره توبه « لَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ…
انتشار: 2026/08/15 06:02 UTCدریافت: 2026/08/15 09:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 09:31 UTC
#دقایقی_با_قرآن💢 هجرت پیامبر اکرم (ص)🔮 آیه ۴۰ سوره توبه « لَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِىَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِى الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْيَا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»اگر پیامبر را یارى نكنید، همانا خدا آن زمان كه كافران او را (از مكّه) بیرون كردند یارى كرد، در حالى كه او نفر دوّم از دو تن بود، زمانى كه آن دو در غار (ثور) بودند، (پیامبر) به همراهش (ابوبكر) مىگفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا، آرامش خویش را بر او نازل كرد واو را با سپاهیانى كه آنها را ندیدید یارى كرد و سخن و طرح كافران را (كه قصد كشتن پیامبر را داشتند،) پستتر (وخنثى) قرار داد وكلمه (و اراده) خداوند (براى نصرت پیامبرش ) برتر (و پیروز) است و خداوند توانا وحكیم است.✍ نکته ها🔹آیه، اشاره به توطئه خطرناك مشركین براى كشتن پیامبر دارد. 🔹در داستانِ «لیلة المبیت» از هر قبیلهاى شخصى آماده شد و تصمیم گرفتند شبانه پیامبر را بكشند. آن حضرت، علىبن ابىطالب را به جاى خود خواباند و شبانه همراه ابوبكر به سوى غار ثور رفت. كفّار در تعقیب پیامبر تا در غار آمدند، ولى با دیدن تار عنكبوت بر غار، منصرف شدند و برگشتند و پیامبر پس از سه روز به مدینه عزیمت فرمود. در آن مدّت، غلام ابوبكر، (عامربن فهره) براى آنان غذا مىبرد و على(ع) مقدّمات سفر به مدینه را فراهم مىكرد. پس از سه روز، سه شتر آماده شد و پیامبرصلى الله علیه وآله، ابوبكر و راهنما، عازم مدینه شدند. [تفاسیر المیزان و درّالمنثور]🔹چند سؤال و جواب :❓سؤال: آیا همراهى ابوبكر، براى دفاع از جان پیامبر(ص) بود؟🔹پاسخ: یك پیرمرد در برابر بسیج عمومى مشركان، چه دفاعى مىتوانست بكند؟❓سؤال: اطلاق كلمه «صاحبِ پیامبر» در آیه به ابوبكر، نشان لیاقت او براى جانشینى پیامبر(ص) نیست؟🔹پاسخ: كلمه صاحب، مفهوم لایق ندارد. گاهى دو نفر با دو فكر و سلیقه و روش متفاوت، مصاحب مىشوند. چنانكه در آیه 37 كهف مىخوانیم: «قال له صاحبه وهو یحاوره» با آنكه میان آن دو نفر تفاوت بسیار بود.❓سؤال: اینكه از میان همه اصحاب، تنها ابوبكر با پیامبر بود، آیا این بالاترین ارزش براى او نیست؟🔹پاسخ: همان شب، على(ع) هم در بستر پیامبر خوابید. ابوبكر آن شب به خاطر وظیفه، همراه پیامبر بود. دو نفر دو وظیفه انجام دادند.❓سؤال: ترس ابوبكر بر جان خودش بود یا بر جان پیامبر(ص)؟🔹پاسخ: اگر بر جان پیامبر نیز ترسیده، وظیفه هر مسلمان است كه در موقع خطر، نگران حال رهبر باشد.❓سؤال: اصحاب كساء كه فضیلت دارند، پنج نفر بودند و اصحاب غار دو نفر، آیا این خصوصىتر و مهمتر نیست؟🔹پاسخ: دعاهاى پیامبر براى اصحاب كساء كه اهلبیت او بودند و در تشهّد هر نماز بر مسلمانان واجب است بر آنان صلوات بفرستند، هر شب و روز و همیشه و همه جا، حساب این دو صحنه را جدا مىكند.❓سؤال: در این آیه پیامبر مىفرماید: «انّ اللَّه معنا»، پس خدا با ابوبكر است. آیات دیگر، خدا را با متّقین و محسنین مىداند. پس او نیز از متّقین و محسنین است؟🔹پاسخ: مادامى كه انسان در مدار احسان و تقوا باشد، خدا با اوست، ولى اگر از مدار خارج شد، مشمول لطف خدا نیست. باید دید مسیر حركتها، موضعگیرىها، عكس العمل در برابر غدیر خم و بیعت به كجا انجامید؟❓سؤال: آیه مىفرماید: خدا بر او (ابوبكر) آرامش نازل كرد، آیا این امتیاز نیست؟🔹پاسخ: در این آیه، پنج ضمیر است كه همه به پیامبر بر مىگردد، چگونه ضمیر «علیه» به ابوبكر برگردد؟!📣پيام ها1- اسلام وابسته به حمایت ما نیست، حامى اسلام خداست. پس به نصرت خود مغرور نشویم2- خداوند پیروزى مسلمین را در تبوك تضمین كرد3- پیروزىهاى مسلمین، نمونهاى از قدرت الهى است.4- خروج پیامبر از مكّه، به خاطر جوّ ارعاب وتحت فشار قرار دادن كفّار بود.5 - اگر خدا اراده فرماید، اشرف المخلوق (پیامبر) را با اوهن البیوت (تار عنكبوت) حفظ مىكند.6- آرامش و اطمینان، هدیه الهى است و با ابزار مادّى فراهم نمىشود.7- فرشتگان به فرمان خدا، مؤمنان را امداد مىكنند.8 - هجرت، سبب عزّت اسلام و فروپاشى كفر است.9- اراده خداوند، برتر از هر اراده و خواستهاى است.10- نیروهاى استكبارى، در مقابل مؤمنانى كه سكینه و اطمینان دارند، با همهى تخصّصها و امكاناتشان عاجزند. [اشاره به آیهى 30 سوره انفال «واذ یمكر بك الذّین كفروا ...»] 11- عزّت و اعتلاى كلمة اللّه و خنثى شدن توطئههاى كفّار، نمودى از عزّت و حكمت خداوند است.📚 تفسير نور (10جلدى) ، محسن قرائتی ، جلد 3 - صفحه 425@maarefeahlebeit
