۱۰ لغت کاربردی سطح B1–B2 با معنی و مثال:1. Achieve معنی: به دست آوردن، موفق شدن Example: She achiev…
انتشار: 2026/07/31 11:01 UTCدریافت: 2026/08/14 08:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:18 UTC
۱۰ لغت کاربردی سطح B1–B2 با معنی و مثال:1. Achieve معنی: به دست آوردن، موفق شدن Example: She achieved her dream of becoming a doctor. او به آرزوی دکتر شدنش رسید.2. Challenge معنی: چالش، به چالش کشیدن Example: Learning a new language is a challenge. یاد گرفتن یک زبان جدید یک چالش است.3. Improve معنی: بهبود دادن، بهتر شدن Example: You can improve your English by reading every day. با هر روز مطالعه کردن میتوانی انگلیسیات را بهتر کنی.4. Recommend معنی: پیشنهاد کردن Example: I recommend this book to everyone. من این کتاب را به همه پیشنهاد میکنم.5. Avoid معنی: اجتناب کردن، دوری کردن Example: Try to avoid making the same mistake. سعی کن از تکرار همان اشتباه اجتناب کنی.6. Opportunity معنی: فرصت Example: This job is a great opportunity. این شغل یک فرصت عالی است.7. Discover معنی: کشف کردن Example: We discovered a beautiful village during our trip. در سفرمان یک روستای زیبا کشف کردیم.8. Require معنی: نیاز داشتن، لازم داشتن Example: This job requires good communication skills. این شغل به مهارتهای ارتباطی خوب نیاز دارد.9. Comfortable معنی: راحت، آسوده Example: These shoes are very comfortable. این کفشها خیلی راحت هستند.10. Although معنی: اگرچه، با اینکه Example: Although it was raining, we went out. با اینکه باران میبارید، بیرون رفتیم.@lovely_english
