آیین سکس دستهجمعی تومان توکدی یا چراغکُش در این رشتو ضمن معرفی مختصر این مراسم، به مرور برخی متون…
انتشار: 2026/08/10 05:12 UTCدریافت: 2026/08/13 01:29 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:29 UTC
آیین سکس دستهجمعی تومان توکدی یا چراغکُش در این رشتو ضمن معرفی مختصر این مراسم، به مرور برخی متون تاریخی که به آن اشاره کردهاند، میپردازیم. #تومان_توکدی #چراغ_کُشواضح است که یک الگو در این اتهامات وجود دارد: اهداف همیشه فرقهگرایانی از نوع معنویتگرا، گنوسی و یا آنتینومیایی هستند که به دلیل تفاوت اساسی باورهایشان با باورهای همسایگانشان، پنهانکاری میکنند. عدم پایبندی آنها به قوانین مذهبی کشور با بیبندوباری برابر دانسته میشود. متهمکنندگان لزوماً همیشه در این گمان که آنتینومیایی فرقهگرایان به مسائل جنسی نیز سرایت میکند، اشتباه نمیکردند، اما این را نمیتوان از اتهام برگزاری ضیافتی خاموشکنندهی نور توسط آنها استنباط کرد. دونمههای سالونیکا، که از میان پیروان مسیح یهودی قرن هفدهم، سابتای زوی، به اسلام گرویده بودند، نیز به برگزاری ضیافتی خاموشکنندهی نور شهرت داشتند و شولم، که با همدلی در مورد آنها مینوشت، متقاعد شده بود که این موضوع صحت دارد، تا حدی به این دلیل که شکی در مورد آنتینومیایی افراطی آنها وجود نداشت و تا حدی به این دلیل که ماهیت این ضیافت توسط اعضای نسل جوانتر برای بیگانگان آشکار شده بود. او معتقد بود که دونمهها یک فرقه قدیمی باکانالیایی با منشأ بتپرستی را که ظاهراً در آسیای صغیر وجود داشته، با باورهای عرفانی خود تطبیق دادهاند: آنها همچنین به ارزش مقدس تبادل همسران اعتقاد داشتند.اما، اگرچه ممکن است آنها همسران خود را مبادله کرده باشند، آنچه در آسیای صغیر وجود داشته، تنها شایعاتی درباره چنین جشنی بوده است که گاهی به این فرقه و گاهی به آن فرقه مرتبط بوده است.اگر حقیقت آنچه همه گمان میکردند را تأیید کنند، این احتمال وجود دارد که آنها صرفاً آرزوی پذیرفته شدن به عنوان مسلمانان جریان اصلی را داشتند: تکرار اتهامات قدیمی علیه اجدادشان به عنوان نوعی فرمول تبرئه عمل میکرد. مسلماً شواهد پیچیدهای در یک نسخه خطی نصیری قرن نوزدهم وجود دارد که توسط تندلر آشکار شده است: در اینجا نویسنده، لیله الإباحه (تحت این نام و نامهای دیگر) را به عنوان یک عمل رایج در فرقه نُصیری، همراه با خاموش کردن چراغ، ارائه میدهد. اما این روایت چنان ترکیبی عجیب از کلیشه آشنا و دکترین اصیل نصیری است که تا زمانی که تندلر کار خود را در مورد آن تمام نکرده است، تنها میتوان گفت که نوعی پذیرش کلیشه خصمانه ممکن است در میان باشد. تا آنجا که به خرمیها مربوط میشود، به نظر میرسد میتوان با اطمینان نتیجه گرفت که این کلیشه صرفاً یک نشانگر فرهنگی برای کسانی است که فراتر از محدوده هستند.

