نفهمیدم چیشد یهو ، ولی به خودم اومدم دیدم زندگی وقتی تو نباشی اصلاً قشنگ نیست. انگار یهو رنگها از…
انتشار: 2026/08/07 12:25 UTCدریافت: 2026/08/10 17:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 17:57 UTC
نفهمیدم چیشد یهو ، ولی به خودم اومدم دیدم زندگی وقتی تو نباشی اصلاً قشنگ نیست. انگار یهو رنگها از توی روزهام پاک شدن. قبلاً میتونستم تنهایی از کنار یه درخت رد بشم و فقط به سبزیِ برگهاش فکر کنم، اما حالا همه چیز رو با تو متر میکنم. انگار حالا همه چیز ناتمومه. جادهای که به خونه ختم نشه، فیلمی که آخرش تیتراژش تنهایی باشه، و شعری که قافیهاش با اسم تو جور نشه.عجیبه ، نه؟ اینکه چطور یه نفر میتونه بشه تمامِ «بودنِ» آدم. قبلاً فکر میکردم زندگی یعنی مجموعهی اتفاقها ؛ حالا میفهمم زندگی یعنی مجموعهی لحظههایی که تو توشون نفس کشیدی و کنارم بودی. بدون تو، روزها فقط دارن سپری میشن، فقط دارن تکرار میشن، اما زندگی نمیکنن. حالا که به اینجا رسیدم، تازه میفهمم چقدر خوشبختم که اون « نقطه ضعفِ » قشنگِ زندگیِ من، تویی. که اگه قراره دلم برای چیزی تنگ بشه، بهتره اون چیز « تو » باشی. ± بمان، که بودنِ تو، تنها دلیلِ اینه که هنوز قشنگیها رو باور دارم🤍🌱 .!⇠ #ثریا_میم
