🔴 تاراجِ سازمان یافته ی تراستی ها ! ✍ جعفر بخشی بی نیاز ، نویسنده و روزنامه نگار 📝 حداقل ۱۵ نفر از تراستی ( افراد مورد اطمینان نظام برای انتقال پول نفت ) از ایران فرار کردهاند و میلیارد ها دلار ثروت ملی را با خودشان بردهاند. این را مجید رضا حریری ؛…🔴 تاراجِ سازمان یافته ی تراستی ها ! ✍ جعفر بخشی بی نیاز ،نویسنده و روزنامه نگار 📝 حداقل ۱۵ نفر از تراستی ( افراد مورد اطمینان نظام برای انتقال پول نفت ) از ایران فرار کردهاند و میلیارد ها دلار ثروت ملی را با خودشان بردهاند. این را مجید رضا حریری ؛ رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفته. 📝 روایتی دردناک نه از زبانِ یک منتقدِ مغرض یا یک روزنامه نگارِ سیاه نما بلکه از زبانِ یکی از استوانههای نظامِ اقتصادی کشور که پرده را کنار کشیده تا عمق فاجعه را بیش از پیش عیان کند. این خبر تنها یک گزارشِ ساده از یک تخلفِ مالی نیست ؛ این گزارشِ مرگِ حاکمیتِ قانون و سقوطِ اخلاق در ساختارِ حکمرانی ست. 📝 وقتی میشنویم ۱۵ نفر که قرار بوده امینِ نظام برای دور زدنِ تحریمها و انتقالِ پولِ نفت باشند ؛ حالا با جیبهای پر از دلار در آن سوی مرزها مشغولِ ساختنِ زندگیهای اشرافی هستند باید پرسید این امین ها را چه کسی گزینش کرده بود ؟📝 مردم میپرسد چرا نهادهای امنیتی کاری نمیکنند. مگر میشود بدون چراغ سبز یا غفلتِ عامدانه ی همین نهادها میلیاردها دلار ثروتِ این ملت را در چمدان گذاشت و از مرزها خارج شد؟ این تراستیها نه دزدانِ عادی بلکه مُهرِ تاییدِ سیستم بر پیشانی شان بوده است. این یعنی فساد نه در حاشیه بلکه دقیقاً در بطنِ همان سازوکارهایی ست که برای حفظِ نظام طراحی شده است.📝 وقتی در توجیه عدم پرداخت حقوق کارگران یا معلمان ذره ذرهی بودجه را با کمبودِ اعتبار توجیه میکنند ؛ چطور میتوان پذیرفت که میلیاردها دلار از همین ثروت ملی این گونه به راحتی دود شود و به آسمان برود؟ این یعنی سفرهی مردم نه به دلیل تحریم بلکه به دلیلِ تاراجِ سازمان یافته در حالِ کوچک شدن است. سوالِ اصلی این نیست که چرا آنها فرار کردند ؛ سوالِ اصلی این است که سیستمِ امنیتی که برای کنترلِ یک اعتراضِ سادهی مدنی یا یک نوشتهی انتقادی هزاران چشم در خیابانها دارد ؛ چطور در برابرِ سرقتِ کلان از ثروت ملی به چنین کوریِ مصلحتی دچار شده است؟📝 آیا این نهادها فقط برای سرکوبِ منتقدان ابهت دارند و در برابر غارتگرانِ خودی خلع سلاح میشوند؟ این تراستیها تنها پولِ نفت را نبردهاند که آنها اعتمادِ آخرین بقایایِ معتقد به این ساختار را هم با خود برده اند. آنها به ما یادآور شدند که در این بازیِ نابرابر تعهد به نظام برای عدهای پوششی بوده برای ذخیرهی ثروت در بانکهای خارجی و برای مردم چیزی جز فقر تورم و بی عدالتی باقی نگذاشته است.📝 بی گمان سکوت در برابرِ این غارت خیانت است. وقتی امنیتِ اقتصادیِ این ملت فدایِ نفوذِ آقا زادهها و تراستیهایِ موردِ اطمینان میشود ؛ دیگر چه چیزی برای دفاع باقی میماند؟ این خبر سندِ ورشکستگیِ اخلاقی کسانی ست که ادعایِ پاسداری از ثروتِ این ملت را دارند. تاریخ نامِ این غارتگرانِ عزیز کرده و ناظرانِ خواب زده را در کنارِ هم ثبت خواهد کرد و روزی حتما پاسخ شان را خواهد داد.https://t.me/LAWCONFERENCES/19341
🌐دوره آموزشی مسئولیت مدیران اشخاص حقوقیمسئولیت حقوقی و کیفری مدیران عامل و هیئتمدیره شرکتها🔳 مدرسین: ◻️ دکتر رضا معبودیوکیل پایه یک دادگستری ، عضو هیات مدیره کانون وکلای دادگستری خراسان ، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد ◻️دکتر عباس شیخالاسلامی📅 دوشنبه ۲۶ امرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ تا ۱۹ ساختمان مرکزی اتاق بازرگانی خراسان رضوی، طبقه سوم، سالن جلسات با پرداخت شهریه: ثبتنام از طریق لینک زیر:https://www.afmma.ir/hvk🎓 همراه با ارائه گواهینامه معتبر 🌐همایش ها و رویدادهای حقوقی🆔 @LAWCONFERENCES
#بنزین#انرژی#بحران_بنزین🔴 اوضاع نظم حقوقی کشور هیچگاه تا این اندازه آشفته نبوده✍کامبیز نوروزی، حقوقدان:🔴صعود قیمت بنزین در کرمان محصول آشفتگی تصمیمگیری ۲۱ مرداد ۱۴۰۵چه مرجعی تصمیم گرفته است در استان کرمان بنزین آزاد(نرخ چهارم) به نرخ تمام شده پالایشگاهی، هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته شود؟معاون استاندار کرمان خبر را اعلام کرده است ولی نگفته این تصمیم را چه مرجعی و بر اساس کدام صلاحیت یا مجوز قانونی اتخاذ کرده است؟اعراق نیست اگر گفته شود اوضاع نظم حقوقی کشور هیچگاه تا این اندازه آشفته و مختل نبوده است.اگرچه میگویند این تصمیم فقط شامل پمپبنزینهای استان کرمان است. ولی به شکل کوته بینانهای توجه نکردهاند که:اولا افزایش قیمت بنزین در کرمان از نظر روانی روی همه کشور اثر میگذارد. همه در انتظار این افزایش هولناک در قیمت بنزین خواهند بود. در اقتصاد ایران هم سالهاست که شرایط روانی بسیار موثر است. پیشاپیش ممکن است این واکنش روانی اثرش را بر قیمتها در تمام کشور بگذارد.ثانیا بی شک سطح قیمتها، از کرایه تاکسی گرفته تا قیمت نان و خوراک هر چیز دیگر تحت تاثیر قیمت چهارم بنزین به شدت بالا میرود. بسیاری از محصولات و تولیدات کرمان به سراسر کشور صادر میشود. قیمت این کالاها با قیمت تمام شده گران استان کرمان به ناگزیر در جاهای دیگر فروخته میشود. درنتیجه یا این کالاها قدرت رقابت با تولیدات سایر نقاط کشور را نداشته و بفروش نمیروند و تولید کننده کرمان باید متحمل زیانهای هنگفت شود. یا قیمت بالای آنها بهانه ای برای افزایش قیمت تولیدات سایر مناطق کشور میشود.ثالثا در بحرانیترین دوران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور و ادامه سایه جنگ و شاخص فلاکت ۷۵ درصدی آثار این تصمیم حیرت آور بر زندگی مردم چه خواهد بود؟ آیا مردم باید فدای سیاستهای غلط اندر غلط تصمیمگیران بیمسئولیتی شوند که هیچ درکی از واقعیتهای زندگی مردم ندارند؟ اگر مردم اعتراض کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باز هم گردن موساد و سرویسهای بیگانه و براندازن میاندازند؟تمامی تصمیماتی که در دستگاههای حکمرانی گرفته میشوند بخشهای مهمی از نظام حقوقی کشور رادتشکیل میدهند.هراندازه این تصمیمات مبهمتر و ناسازگارتر با زندگی مردم باشد آثار مخربتر بجا میگذارد.در همین تصمیم به نرخ چهارم بنزین به بهای هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان:مرجع تصمیم معلوم نیست؛مستند قانونی تصمیم معلوم نیست؛رابطهاش با قیمت کشوری بنزین معلوم نیست؛رابطهاش با ضوابط مربوط به قیمتهای کالاهای اساسی مانند نان، دارو، درمان، مواد خوراکی و ... معلوم نیست؛دولت هم که تا الان سکوت کرده است.نظام حکمرانی که باید مولد و حافظ نظم باشد، خود بانی تشدید روزافزون اختلال نظم است و مردم هزینه سنگین و کمرشکن این اختلال نظم گسترده را باید به دوش کشند؟اگر دولت این تصمیم استانی را بفوریت لغو نکند، خود و مردم را در معرض آثاری مهلک قرار داده است.
🔴 تورم ۱۵۰ درصدی لبنیات و ناتوانی مردم در خرید🔹یخچال فروشگاهها پر از شیر، ماست، پنیر و دوغ است، اما این تصویر لزوماً نشانه رونق بازار نیست. مسئله اصلی بازار لبنیات ایران کمبود کالا نیست؛ کاهش قدرت خرید مردم است. خانوارها همچنان به لبنیات نیاز دارند، اما گرانی باعث شده ابتدا مقدار خرید را کاهش دهند و سپس برخی اقلام را از سبد مصرف حذف کنند.🔹دادههای مرکز آمار از شدت این فشار حکایت دارد. در تیر ۱۴۰۵، قیمت شیر پاستوریزه نسبت به تیر سال قبل ۱۴۸.۴ درصد، پنیر پاستوریزه ۱۵۶.۴ درصد، ماست ۱۲۷.۴ درصد و دوغ ۱۳۰.۹ درصد افزایش یافته است. در فاصله خرداد تا تیر نیز قیمت پنیر ۱۵.۲ درصد، دوغ ۸.۷ درصد، ماست ۷.۹ درصد و شیر ۶.۶ درصد بالا رفته است.🔹این افزایش قیمت مستقیماً به سفره خانوار منتقل شده است. شیر که زمانی کالایی روزمره بود، برای بسیاری به خریدی محدودتر تبدیل شده و پنیر و ماست نیز با بستههای کوچکتر یا دفعات خرید کمتر جای خود را در سبد خانوار حفظ میکنند. برآوردهای مطرحشده از سقوط مصرف سرانه لبنیات از حدود ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۸۹ به نزدیک ۴۰ کیلوگرم حکایت دارد؛ افتی که نمیتوان آن را صرفاً با تغییر ذائقه توضیح داد.🔹کاهش مصرف لبنیات فقط مسئلهای اقتصادی نیست و میتواند کیفیت تغذیه را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ بهویژه برای کودکان، سالمندان و خانوارهای کمدرآمد. در همین حال، دامدار، کارخانه و فروشنده نیز زیر فشار افزایش هزینهها و کاهش تقاضا قرار دارند.🔹بنابراین راهحل صرفاً کنترل دستوری قیمت نیست. ترمیم قدرت خرید، حمایت هدفمند از اقشار کمدرآمد، شفافیت در زنجیره قیمت و سیاستهای پایدار برای تأمین لبنیات ضروری میتواند هم تولیدکننده و هم مصرفکننده را از این دور باطل خارج کند. قفسه پُر، زمانی نشانه رونق است که مردم توان خرید کالای داخل آن را داشته باشند.https://avash.ir/n/UW0
چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟ ✍️ زهرا عبدی ، نویسنده و مدرس دانشگاه 📝متن یادداشت در فرسته ی پسین 👈https://t.me/LAWCONFERENCES/19350چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟✍ زهرا عبدی ، نویسنده و مدرس دانشگاه 📝عروس خانم ابتکار که اقامت دائمش در آمریکا لغو شده، وکیلی حرفهای گرفته و از دولت آمریکا شکایت کرده، به این امید که اقامتش برگردد و غرامتش را از اموال بلوکه بگیرد. او نامهای خطاب به مردم آمریکا نوشته: من عاشق آمریکا هستم، فرزندانم فارسی بلد نیستند، و مادرشوهرم در اشغال سفارت آمریکا فقط مترجم بود. استدلال نامه و وکیل ایشان این است که فرزندان نباید بهجای والدین مجازات شوند. استدلالی که در ذاتش درست است؛ او معتقد است وکیلش بر همین اساس خواهد بُرد و غرامت را از اموال بلوکهی ایران خواهد گرفت.اتفاقاً همین منطق خوبی است برای شروع یک بازخواستِ تاریخی.خانم ابتکار، آقای لاریجانی، روحانی، خاتمی، ظریف، هاشمی و دیگر سران نظام، دیگر سؤال این نیست که چرا فرزندان شما زندگی در آمریکا و اروپا را ترجیح دادند. این سؤال کهنه شده است.سؤال جالبتر این است:چرا وقتی به خانوادههای «سازندگان جمهوری اسلامی» میرسیم، میبینیم خودشان حاضر نشدهاند در «آیندهای» که برای دیگران ساختهاند زندگی کنند؟این بحث آمریکا یا مهاجرت نیست. حتی ریاکاری هم نیست. بحثی عمیقتر است.سؤال تاریخی این است:چرا شما از «محصول» خودتان استفاده نکردید؟ کشوری مبتنی بر ایدئولوژی خود ساختید و وقتی نوبت به عزیزترین آدمهای زندگیتان رسید، آنها را از نتیجهی همان «محصول» دور کردید. صادقانهترین داوری دربارهی جمهوری اسلامی در تاریخ، نه داوری مخالفانش خواهد بود، نه گزارش سازمانهای حقوق بشری، نه تحلیل اقتصاددانان، بلکه در انتخاب خانوادهی خودِ سازندگانش است. برای مردم انواع آرمانها را انتخاب کردند و برای فرزندشان «واقعبینی» . برای مردم کاخهای بهشت در آسمان، برای فرزندانشان، خانه روی زمین.بله میشود برای مردم از «مقاومت» گفت، اما خب برای فرزند باید دانشگاه انتخاب کرد.برای مردم میشود از «فضیلتِ رنج» گفت، اما وقتی پای بچهی خودت وسط باشد، رنج فضیلت نیست.و همینجاست که انتخاب فرزندانتان از ۴۷ سال سخنرانی شما راستگوتر میشود.حال بنا بر بنا بر منطق وکیل صدهزار دلاری عروس خانم ابتکار، میپرسیم:اگر فرزند نباید تاوان تصمیم والدینش را بدهد، چرا فرزندان ما باید میدادند؟چرا نیکایی که در ۱۳۸۴ به دنیا آمده بود، باید هزینهی تصمیمی را میداد که در ۱۳۵۸ نگرفته بود؟چرا منطق وکیل شما که «هرکس مسئول اعمال خویش است»، دربارهی خانوادهی شما بدیهی است، اما دربارهی یک ملت از یاد میرود؟بگذارید سؤال را جور دیگری بپرسم: چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارثِ مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانوادههای شما؟ما گذشتهی شما را به ارث بردیم؛ فرزندان شما امکان انتخاب آیندهشان را داشتند.ما پیامدِ تصمیمها را گرفتیم؛ آنها پاسپورت برداشتند.ما در کشوری ماندیم که حاصلِ سیاستهای شما بود؛ خانوادهی شما رفتند ببینند کشورهای حاصل سیاستهای دیگران چه شکلیاند.آقایان و خانمهای نظام:چرا به فرزندانتان نگفتید بمان و «محصول» کار ما را زندگی کن؟چه چیزی دربارهی آیندهی ایران میدانستید که پشت تریبون نمیگفتید، اما برای فرزندتان به یاد میآوردید؟چرا ایدئولوژی شما پشت درِ خانهتان متوقف میشد؟چه بود آن سیاستی که برای نود میلیون نفر «استقامت» بود، اما برای یک فرزند آیندهای بود که باید از آن نجاتش داد؟از فرزندان این خانوادهها هم سؤال دارم؛ نه بهعنوان متهم، بلکه شاهد.شما که هر دو جهان را دیدهاید، شهادت بدهید: پدران و مادرانتان برای ما چه ساختند، و برای شما چه خواستند؟خانم لیلا حاتمی از پدرت بپرس: اگر ایران برای من خوب نبود، چرا برای میلیونها فرزند بود؟آقای مهدی ظریف از پدر امیرکبیرت! بپرس: تو که پشت بیمارستانی که شاه بستری بود، عربده کشیدی، چرا کشوری نساختی که من دلم بخواهد در آن بمانم؟ملت شریف ایران: رفتنِ اینها فقط مهاجرتِ یک خانواده نیست، یک رأی است. رأیی که در هیچ صندوقی انداخته نشده، هیچ ناظری نشمرده، و هیچ روزنامهای نتیجهاش را اعلام نکرده. اما معنایش روشن است: انتخابِ خصوصی سران نظام چیزی را اعتراف میکند که زبانِ سیاسیشان نمیگوید.خانم ابتکار، کاش روزی شجاعت به خرج دهید و پشت تریبون بگویید چرا برای خانوادهی خودتان «خانه» جایی شد که روزی سفارتش را اشغال کردید، اما برای میلیونها ایرانی، خانه همان جایی ماند که باید عواقبِ آن اشغال را نسلاندرنسل زندگی میکردند؟درست است که هرگز نگذاشتند رفراندومی برگزار شود، اما فرزندان بسیاری از سران جمهوری اسلامی سالهاست رأی خودشان را در فرودگاهها دادهاند:«نه» به «محصول» جمهوری اسلامی.انتخاب محل زندگی فرزندان نظام، صادقانهترین رأی به «محصول و میراث» جمهوری اسلامی بود.https://t.me/LAWCONFERENCES/19349?single