من زخمهایش را دیده بودم؛ او از درون شکسته بود. آرزو داشتم برای او کسی شوم که با دیدن زخمهایش از…
انتشار: 2026/08/09 18:52 UTCدریافت: 2026/08/13 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:15 UTC
من زخمهایش را دیده بودم؛ او از درون شکسته بود. آرزو داشتم برای او کسی شوم که با دیدن زخمهایش از من دوری نکند، کسی که عشقش به من خالی از ترس باشد. هر بار که به او نزدیک میشدم، میدیدم چقدر از شکستن دوباره میترسد؛ ترسی که او را به احتیاط وا میداشت. حتی در احساسش نسبت به من، ملاحظهکار بود. اما من چنان او را دوست میداشتم که فراموش کرده بودم خودم نیز شکستهام. گویی در عشق به او، تکههای وجودم را در سایه نگه داشته بودم و هرگز فکر نکردم که درمان زخمهای او به من نیز احتیاج دارد ..#الهام_پورعبدالله

