چرا بر خاک می گرید؟!این روز ها در شبکه های اجتماعی فیلمی دست به دست میشود که در آن مردی آشفته برخاک…
انتشار: 2026/07/20 12:23 UTC
چرا بر خاک می گرید؟!این روز ها در شبکه های اجتماعی فیلمی دست به دست میشود که در آن مردی آشفته برخاک چنگ انداخته، ضجٓه می زند مثل کسی که عزیزش را از دست داده باشد.برخی اورا عاشق توصیف کرده اند و برخی اورا دیوانه پنداشته اند . ارزیابی هردو گروه درست است ، او عاشقٍ دیوانه ایست مثل بسیاری از باستان شناس ها و محیط زیست شناس ها و آب شناس ها و جنگل شناس ها و ایران شناس های دلواپس و نگران از آینده این آب وخاک!او «اسماعیل یغمائی» هشتاد ساله و بچه تهران است که به گفته خودش رگ و ریشه در «خور»، روستایی در دل کویر دارد.اسماعیل باستان شناسی جان سخت و پر ماجرا است .او شاهد پر پر شدن گل های زندگیش ، زن و فرزندش بود و شگفتا که آن ها را که قادر به راه رفتن نبودند، تا زنده بودند به دوش می کشید و باخود به دست و بیابان می برد تا از کاوش و پژوهش باز نماند. در سال۱۳۷۴ در تپه حصار دامغان من شاهد عشق بازیهایش با خاک و خانواده اش بودم!او خود گفته است: «کاوش هایم همیشه درد سر ساز بود مثل کاوش تپه حصار که منجر به باز نشستگی اجباری و تعلیق دوساله حقوقم شد»(در پی کاوش تپه حصار وکشف آثار ارزشمند معماری و گٍلنوشته های میخی یغمایی پیشنهاد داده بود که خط دوم راه آهن را از دلٍ تپه حصار عبور ندهند و دادند!)یغمایی مثل بیشتر باستان شناس ها عاشق خاک و درد مند و گله مند است زیرا خاک و رمز رازهای دلٍ خاک را می شناسد و می بیند که دیگران حرمت خاک را پاس نمی دارند و به بهانه های گوناگون خاک را می کاوند و لایه های تمدنی خاک را مضطرب و اشفته می کنند و خاک را می آلایند و خاک را قاچاق می کنند و از زمین خجالت نمی کشند! او خوب می داند که لایه های تمدنی در هر تپه باستانی به منزله شناسنامه و سند هویت ملت اند و با کاوش علمی و مطالعه و تجزیه و تحلیل داده های باستان شناسی آن لایه ها ، باستان شناس می تواند جوامع ساکن در آن تپه و حتی منطقه را از جهات مختلف بشناسد و به بسیاری از پرسشها پاسخ دهد.مویه های اسماعیل در آن فیلم، بر خاکٍ «ارجان» نزدیک بهبهان است ، محوطۀ باستانی بسیار مهم حاصل انهدام شهری با عظمت از دوران عیلام و هخامنشی که در سال ۱۳۱۰ خ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و در سال ۱۳۶۱ به دنبال خاکبرداری از آن محوطه جهت استقرار سد مارون کشف شاهکارهای هنری طلایی و مفرغی منحصر به فرد از آن جا جهان را به شگفتی وا داشت و اخیرا برای لوله کشی بر روی آن کانال حفر شده است .اسماعیل از خاندان فرهیخته «یغمائی» ها و نه تنها باستان شناسی پر تلاش که نویسنده ای توانا است او در محوطه های باستانی زیادی کاوش و پژوهش کرده و علاوه بر مقالات متعدد، آخرین کتابش با عنوان «شوش(کاوش های باستان شناسی شهر پانزدهم) » را اخیرا منتشر کرده و اینک کتاب های«گیسوی هزارساله», «تخت جمشید»,«قلایچی»و«بردک سیاه» را نیز منتشر کرده یا آماده انتشار دارد فریاد های اسماعیل یغمایی فریاد همه ایرانیان آگاه به ظرفیت ها و قابلیت های سرزمین اهورایی ایران است. آیا فریادرسی هست؟



