⚜ @Krendan ⚜حکایت گرگ و گله !گرگی به سبب هوشیاریِ چوپان نمیتوانست به گله بزند و گوسفند شکار کند.از…
انتشار: 2026/08/15 18:53 UTCدریافت: 2026/08/16 10:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 10:37 UTC
⚜ @Krendan ⚜حکایت گرگ و گله !گرگی به سبب هوشیاریِ چوپان نمیتوانست به گله بزند و گوسفند شکار کند.از قضا روزی پوست میشی را یافت.پس آن را به بر کرد و به میان گله رفت.برهای گرگ را در پوستین میش دید و خیال کرد که مادرش است و او را دنبال نمود.گرگ بره را به دنبال خود به گوشهای کشاند و خورد.او مدتها گوسفندان را به همین حیلت فریب میداد و دلی از عزا در میآورد.گرگ این را خوب میدانست که اگر بخواهد از چماق چوپان محفوظ باشد و بدون نگرانی از گوسفندان بخورد، باید هم رنگ آنان باشد.چون بسی ابلیس آدم روی هستپس به هر دستی نشاید داد دست⚜ @Krendan ⚜

