⚜ @Krendan ⚜روزی «اندوه» به روستای ما آمد.گفتیم رهگذر است؛اما ماند.گفتیم مسافر است،خستگی در میکند…
انتشار: 2026/07/29 17:57 UTCدریافت: 2026/08/02 11:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 11:02 UTC
⚜ @Krendan ⚜روزی «اندوه» به روستای ما آمد.گفتیم رهگذر است؛اما ماند.گفتیم مسافر است،خستگی در میکند و میرود؛ باز هم ماند و نشست و شروع کرد به بلعیدن ذخیرهی امیدمان؛گفتیم مهمان بد قدمیست،دو سه روز دیگر میرود؛و باز هم ماند و ماند و ماند و تبدیل شد به یکی از اعضای دهمان!اکنون اندوه، کدخدا شدهو تمام کوچهها بوی «آه» میدهد.تمام امیدها را بلعید و به جایش «حسرت» در دلها انبار کرد. پیران ده هنوز به یاد دارند: روزی که اندوه آمد،«جهل» نگهبانِ دروازهی روستا بود...⚜ @Krendan ⚜

