📛 *زیرمیزی؛ ننگِ سفیدپوشی در قامت تقدس!*✍ به قلم: دکتر پرویز اکبری – قاضی بازنشسته و مدرس دانشگاه🔸 این قلم امروز از عدل نمینویسد، از ظلم مینویسد...نه ظلم شاهان، نه ستم دیکتاتوران... بلکه ظلم کسانی که لباس شرافت را پوشیدهاند اما با دستان خود، وجدان را ذبح میکنند؛📌 پزشکانی که زیرمیزی میگیرند!🔻 زیرمیزی؟ نه!این دیگر «واژه» نیست؛این لکه ننگیست بر دامن سفید پزشکی!این سیلیایست بر صورت بیمار مستأصل!این دستدرازیایست به سفرهی خالی خانوادهها!⚠ چه کسی گفته است پزشک مقدس است، حتی اگر جیب مردم را با لبخند بدرَد؟کدام مکتب، کدام قانون، کدام دین گفته «طبابت» مجوز دوشیدن بیمار است؟🩺چگونه برخی پزشکان دستشان را به پول حرام آلوده میکنند، آن هم با بهانههای نخنما: «تعرفه پایینه»، «دستمزد واقعی نیست»، «ما خاصایم»..🔴 خاص؟!خاص کسیست که با جان مردم مهربان است؛ نه کسی که جیب مردم را طعمه کند.🎯 زیرمیزی گرفتن، نه فقط تخلف است، نه صرفاً جرم؛بلکه فساد اخلاقی نهادینهشده در روپوش سپید است.🔘 پزشکی که به بیمار ضعیف، فقیر، یا بیپناه میگوید:«اگر زیرمیزی ندهی، عملت را انجام نمیدهم!»دیگر پزشک نیست؛📛 او تاجر جانهاست!تاجری که در بازار بیرحم سلامت، جان آدمی را به مزایده گذاشته است.🟡 نظام درمانی یا نظام تجاری؟!این روزها برخی بیمارستانها و مطبها دیگر مکان درمان نیستند؛بلکه سالن حراجیاند!🔻 هرکه بیشتر بدهد، زودتر جراحی میشود.🔻 هرکه آشنا داشته باشد، از نوبت میپرد.🔻 هرکه جیبش پر نباشد؟ باید صبر کند... تا وقت مرگ!📍 بیمارستان دولتی با پول بیتالمال ساخته شده؛ اما پزشک متخصصش با وقاحت میگوید:"اگه بخوای من عملت کنم، باید فلان قدر بریزی!"📢 این چیست جز «باجخواهی»؟این چه نام دارد جز «رشوهگیری موجهشده»؟⚖ آیا اگر یک کارمند ساده شهرداری برای صدور یک مجوز، پولی بگیرد، با او برخورد نمیشود؟پس چرا پزشک رشوهبگیر، آزادانه لبخند میزند و همچنان در صف جراحی، بیمار تهیدست را تحقیر میکند؟❌ سکوت کافیست؛ جامعه باید فریاد بزند!🎙 تا کی باید مردم خجالت بکشند از گفتن اینکه برای جراحی بچهشان، ناچار شدهاند زیرمیزی بدهند؟تا کی باید بیماران، غرورشان را بشکنند و با التماس، پول قرض کنند، فقط برای آنکه پزشک به آنها نگاه کند؟📛 این ننگ را دیگر نمیتوان تحمل کرد؛🔹 نه عدالت میپذیرد🔹 نه شریعت میبخشد🔹 نه وجدان آرام میگیرد📌 پیشنهاد من؟ نه، مطالبهی من از حاکمیت:۱️⃣ اسامی پزشکان زیرمیزیبگیر، علناً اعلام شود!۲️⃣ مجازاتها فقط مالی نباشد؛🔹 تعلیق پروانه پزشکی🔹 حبس قطعی🔹 محرومیت دائمی از بخش دولتی۳️⃣ سازوکار دریافت گزارش مردمی بینام، واقعی و بدون ترس راهاندازی شود.۴️⃣ قضات محترم، این جرائم را با اشد مجازات کیفری تعقیب کنند، نه با ریشسفیدی!📣 اگر یک معلم، یک کارگر، یک قاضی یا یک کارمند بابت خطایی کوچک تنبیه میشود، چرا این «تاجران سلامت» همچنان تافته جدابافتهاند؟📌 آیا وقت پایان دادن به این تبعیض ساختاری نرسیده؟⚠ زیرمیزی گرفتن یعنی دزدیدن جان و کرامت مردمیعنی خوردن مال حرام با دستکش جراحییعنی دفن وجدان در اتاق عمل...❗ به عنوان یک قاضی بازنشسته، که عمرم را در ترازوی عدل سپری کردهام،میگویم:🔴 پزشک زیرمیزیبگیر، فقط مجرم نیست؛ خائن به انسانیت است.🔹 او باید نه فقط محاکمه،بلکه از عرصه سلامت، برای همیشه اخراج شود!📛 و در پایان:به تمام مردمی که خستهاند، زخمخوردهاند، ساکت ماندهاند...به آنان که از ترس لغو جراحی، خفت زیرمیزی را تحمل کردهاند میگویم:🟥 حق با شماست🟥 درد از شماست🟥 خشم هم، باید از شما برخیزد...فریاد بزنید! فریاد بزنید که جان انسان، کالای مزایده نیست!✍️ دکتر پرویز اکبری⚖ قاضی بازنشسته و مدرس دانشگاه📚 تهیهشده برای کانال کَشکول قضایی[ به میمنت در حال نهایی شدن طرح مقابله با زیرمیزی پزشکان ]🆔@kparastar
🌎 امنیت نظام سلامت یا امنیتِ باندهای قدرت !🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 دیوان محاسبات به میزان پرداختهای وزارت بهداشت دسترسی ندارد و نمی داند این واریزی ها چگونه و بر چه اساسی پرداخت می شود. با وجود بودجههای هنگفت که به وزارت بهداشت سرازیر می شود ؛ اما مردم خدمات مناسب دریافت نمیکنند و مشکلات پرستاری هم همان طور که می بینیم دارد روز به روز برای پرسنل بدتر می شود. علت اصلی هم نبود شفافیت در پرداختها و عملکردهاست که از دههٔ ۷۰ به بعد با قفل های امنیتی متعدد و محصور شده از دسترس دیوان محاسبات و سازمانهای نظارتی به کل خارج شده است. در کشورهای توسعه یافته و مدرن ؛ شفافیت در پرداختها و عملکرد گروههای درمانی ؛ یکی از شاخصهای اصلی حکمرانی ست. در مقابل اما در وزارت بهداشتِ این کشور که ادعای عدالت خواهی دارد ؛ چنین شفافیتی وجود ندارد و این عدم شفافیت ؛ ریشهٔ اصلی ناکارآمدی و نارضایتی در نظام سلامت است.🌐 محمد شریفی مقدم ؛ دبیر کل خانه پرستار این بار نیز پرده های واقعیت را کنار زده و صریح و بی پرده اعلام کرده که وزارت بهداشت با قفل های امنیتی ؛ دیوان محاسبات را پشت درهای خود معطل گذاشته تا کار نظارت و حسابرسی بایکوت شود و عملا سیستم بده و بستان ها همچنان پنهان بماند. آنچه امروز در وزارت بهداشت میگذرد ؛ مدیریت بودجه نیست که یک شعبده بازی تاریک با پول های درشت است که از کیسهی ملت برداشته و در چاهِ دهان گشاد ناکارآمدی ها ریخته می شود. وقتی دستگاهی با وظیفه ذاتیِ حسابرسی بر تمام امور مالی میگوید به پرداختهای یک وزارتخانه دسترسی ندارد ؛ یعنی عملاً آن دستگاهِ نظارتی مضحکه شده است. دیوان محاسبات اگر نمیتواند وارد حریم مالیِ وزارت بهداشت شود پس بگوید دقیقاً چه کاره است؟ در حال تماشایِ فروپاشیِ نظام سلامت است؟ یا نقشِ دکور برای مشروعیت دادن به بودجههایی را بازی میکند که هیچ کس نمیداند کجا خرج میشوند؟ وقتی مرجعِ قانونیِ حسابرسی، نامحرم تلقی میشود ؛ یعنی وزارت بهداشت دیگر وزارت خانه نیست یک دولتِ خود خوانده در دلِ ساختار حاکمیت است که برای خودش قانون میبافد و برای خودش میبرد و میدوزد. 🌐 از دهه ۷۰ تا امروز ؛ هر گاه صحبت از شفافیتِ ریالی شده حضرات به حریم امنیتی پناه بردهاند. کدام امنیت؟ امنیتِ نظامِ درمان ؛ یا امنیتِ باندهایِ ذی نفع که در هزارتویِ پرداخت هایِ غیر شفاف ، جیب هایشان را پر میکنند؟ این که بگوییم هزینههای وزارت بهداشت امنیتی ست ؛ بزرگ ترین توهین به شعورِ ملت است. مگر جراحی و دارویِ مردم اسرارِ نظامی ست که باید با قفل های درشت از چشمِ ناظران پنهان بماند؟ البته که این قفلها نه برای محافظت از نظام سلامت که دقیقا برای حصارکشیِ دزدان تعبیه شده است. آنها میخواهند در حیاط خلوتِ تاریکِ خودشان ؛ بدون مزاحمتِ هیچ بازرس و حسابرسی ؛ با خونِ مردم کاسبی کنند. در حالی که بدنه کارشناسی و پرستارانِ این مملکت در زیر بارِ فشارِ معیشت و اضافه کارِ اجباریِ استثماری کمر خم کردهاند ؛ بودجههایِ میلیاردی وارد این وزارتخانه میشود و در سیاه چالهیِ عدم شفافیت ناپدید میگردد. چرا نباید بدانیم حقوقهایِ نجومی در لایههایِ مدیریتیِ این وزارتخانه چگونه توزیع میشود؟ چرا وقتی خانه پرستار فریاد میزند که شفافیت وجود ندارد ؛ مدعی العموم به جایِ برخورد با متخلفانِ وزارت بهداشت خود را به خواب زده و در سکوتِ مطلق فرو میرود؟ ما در مرحلهیِ مطالبه نیستیم که ما در مرحلهیِ هشداریم. وزارت بهداشتی که از نظارت میترسد ؛ وزارتِ بیماران نیست که وزارتِ پیمانکاران و ذی نفعانِ پشتِ پرده است.t.me/hichjbb
📺 فیلم/دیوان محاسبات نیز به میزان پرداختهای وزارت بهداشت دسترسی ندارد💬 محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران:🗣️با وجود بودجههای هنگفت ورودی به وزارت بهداشت، مردم خدمات مناسب دریافت نمیکنند و مشکلات پرستاری روزبهروز بدتر شده است؛ علت اصلی، نبود شفافیت در پرداختها و عملکردهاست که از دههٔ ۷۰ بهبعد با ۱۰ قفل امنیتی، حتی از دسترس دیوان محاسبات و سازمانهای نظارتی نیز خارج شده است.🗣️ در کشورهای توسعهیافته، شفافیت در پرداختها و عملکرد گروههای درمانی، یکی از شاخصهای اصلی حکمرانی است، اما در وزارت بهداشت ایران، چنین شفافیتی وجود ندارد و این عدم شفافیت، ریشهٔ اصلی ناکارآمدی و نارضایتی در نظام سلامت است.✅ کانال آخرین اخبار و تحلیلهای روز اقتصاد ایران🔤 @NavadeEghtesadi
🌎 ثروتِ بی پایان جراحان در بیمارستان های دولتی ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 در نظامهای دموکراتیک و حتی در مدلهای مدیریت سلامت در دنیا که در عالی ترین سطوح رخ نمایی می کند ؛ توزیع درآمدِ تیم درمان بر پایه تخصص و مسئولیت است. اما آنچه امروز در بیمارستانهای دولتی کشورمان در جریان است ؛ نه مدیریت تخصصی که یک جنایت ساختاری و سرقت از حقوق عمومی ست. یک تبعیض آشکار و کاملا سازمان یافته. زمانی که محمد شریفی مقدم ؛ دبیر کل خانه پرستار ایران به طور رسمی و شفاف از جهش خیره کننده اختلاف پرداختها سخن میگوید در حقیقت ما با یک بحران اخلاقی در جامعه ی پزشکی کشور روبرو هستیم. وقتی در یک تیم درمان ؛ اختلاف درآمد از چند میلیون تومان به چند صد میلیون تومان میرسد ؛ یعنی ما دیگر با یک تیم پزشکی روبرو نیستیم که ما با یک طبقه اشراف پزشکیِ متمول روبرو هستیم که در سایه بودجههای عمومی و مالیات ؛ خونِ مردم را به راحتی می مکند و بی باکانه در حال تجمیع ثروت اند. بیمارستان های دولتی با پول مردم اداره میشود. وقتی بیمار با امید به عدالت و خدمات عمومی وارد این مراکز میشود ؛ نباید شاهد این باشد که بخشی از حقوق او از طریق کارانههای میلیاردی جراحان از چرخه سلامت خارج و به جیبهای خصوصی منتقل شود. 🌐 چگونه ممکن است در سیستمی که ادعای عدالت اجتماعی دارد یک جراح میلیاردها تومان کارانه دریافت کند و پرستاری که ستون فقرات این سیستم است و با جان خود از بیمار محافظت میکند با چند میلیون تومانِ ناقابل سر کند؟ این دیگر تبعیض نیست که این فروپاشی اخلاق در مدیریت سلامت در کشور است. بسیار تلخ است که یادآوری کنیم پزشکیان در دوران پیش از ریاست جمهوری ؛ این نابرابری را یک مشکل ساختاری میدانست و با لحنی دلسوزانه میگفت من که نمی گیرم. اما امروز ؛ وقتی سکان هدایت این ساختارِ ناکارآمد را در دست گرفت ؛ نه تنها خبری از اصلاح دیده نشد بلکه شکاف طبقاتی در کادر درمان ؛ عمیقتر و وحشیانهتر از قبل هم شد. سؤال اصلی این نیست که مشکل چیست که البته مشکل را همه میدانند. سؤال این است که چرا با وجود تشخیص درست ؛ برخی مسئولین در وزارت خانه و نهادهای دیگر سکوت اختیار کرده اند. چرا وقتی ساختار معیوب با تمام وجود در حال بلعیدن بودجههای عمومی و فلج کردن انگیزه کادر درمان به ویژه پرستاران و کارشناسان است ؛ مسئولین همچنان چشم بر این واقعیتِ تلخ بسته اند. آیا این سکوت ؛ ناشی از ناتوانی ست یا از آنجا که این ساختارِ ناعادلانه منافع گروهی خاص را تأمین میکند؟ فعلا که سلامت مردم قربانی ثروت اندوزی پزشکان شده است. عدالت در سلامت یک حق است ؛ نه یک امتیاز برای چند نفرِ خاص.t.me/hichjbb
📺 فیلم/اختلاف پرداخت در تیم درمانی از چند میلیون به چند صد میلیون رسیده💬 محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران:🗣️در یک تیم درمانی (جراح، بیهوشی، پرستار، هوشبری، کارشناس اتاق و...) اختلاف پرداختها از چند میلیون در گذشته به چند صد میلیون تومان رسیده است؛ در حالی که بیمارستان دولتی با بودجهٔ عمومی (مالیات مردم) اداره میشود، برخی جراحان میلیاردها تومان کارانه دریافت میکنند و پرستاران چند میلیون.🗣️ آقای پزشکیان در دوران قبل از ریاستجمهوری، مشکل را ساختاری میدانستند و میگفتند «من که نمیتوانم نگیرم»، اما اکنون که در رأس اجرا قرار دارند، نه تنها ساختار اصلاح نشده، بلکه نابرابری شدیدتر نیز شده است؛ سؤال این است که چرا با وجود تشخیص درست، اقدامی صورت نگرفته است؟✅ کانال آخرین اخبار و تحلیلهای روز اقتصاد ایران🔤 @NavadeEghtesadi
تبعیض در نظام پرداخت؛ مسئلهای فراتر از اختلاف میان گروههای شغلیسیاستگذاری در وزارت بهداشت، بهجای ایجاد همدلی و عدالت میان گروههای مختلف نظام سلامت، عملاً به سمت ایجاد شکاف و اختلاف میان کارکنان پیش رفته است؛ رویکردی که یادآور سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. وقتی گروههای مختلف را در برابر یکدیگر قرار میدهند، مطالبهگری جمعی تضعیف میشود و ریشه تبعیض و بیعدالتی پنهان میماند.در چنین شرایطی، اصل مسئله به حاشیه میرود: چرا باید در یک مجموعه دولتی، فاصله دریافتی برخی گروهها با سایر کارکنان تا این اندازه گسترده باشد؟سالهاست درباره اختلاف فاحش دریافتی میان برخی پزشکان و سایر کارکنان نظام سلامت گزارشها و اعتراضهای متعددی منتشر شده است؛ حتی در مقاطعی از اختلافهای بسیار بزرگ میان دریافتی برخی پزشکان و پرستاران سخن گفته شده است.سؤال اساسی اینجاست:در کدام وزارتخانه کشور، فاصله دریافتی میان گروههای شغلی تا این اندازه گسترده است؟ در هیچ وزارتخانه ای فاصله دریافتی وزیر آن وزارت با پایین ترین رده شاغل در آن وزارت حتی به صد میلیون هم نمیرسد در حالیکه در وزارت بهداشت شاهد اختلاف دریافتی بیش از یک میلیارد تومانی هستیم!!چرا باید پرستار، ماما، پیراپزشک، کارکنان اداری و سایر نیروهای نظام سلامت برای حقوق و مزایای خود ماهها مطالبهگری کنند، اما همزمان برای برخی گروههای خاص، مسیرهای درآمدی بسیار متفاوتی وجود داشته باشد؟مسئله، مخالفت با درآمد پزشک یا متخصص نیست؛ مسئله، اعتراض به ساختار ناعادلانهای است که امکان ایجاد شکافهای نجومی در دریافتیها را فراهم میکند.اگر پرداختها عادلانه و شفاف است، چرا فیش حقوقی و مجموع دریافتی همه گروههای نظام سلامت، از وزیر تا پایینترین رده شغلی، بهصورت شفاف و قابل مقایسه منتشر نمیشود؟شفافیت، بهترین راه برای پایان دادن به اختلافات و ابهامات است.جامعه سلامت نیازمند جنگ میان گروهها نیست؛ نیازمند عدالت، شفافیت و نظام پرداخت عادلانه است.تا زمانی که گروههای مختلف نظام سلامت را مقابل یکدیگر قرار دهیم، اصل مسئله فراموش خواهد شد؛ اما اگر همه گروهها کنار یکدیگر بایستند و مطالبه مشترک خود را مطرح کنند، دیگر نمیتوان تبعیض در پرداخت را پشت اختلافات صنفی پنهان کرد.🆔@kparastar
🌎 پزشکان و زیر میزیهای میلیاردی ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 محمد شریفی مقدم ؛ دبیر کل خانه پرستار ایران پرده از یک راز هولناک در سیستم درمان در کشور برداشته و صراحتا گفته که قیمتِ جان در این مملکت ؛ به یک بازار آزاد سیاه تبدیل شده است. بازاری که چند ده میلیونِ دیروزش که پنهان و بود ناپیدا ؛ امروز به چند صد میلیون و حتی میلیاردها تومان در روز روشن رسیده است. این ادعا اگر درست باشد که فعلا هیچکس هم جرئت نکرده آن را تکذیب کند ؛ نه یک گزارشِ ساده که یک اعترافِ رسمی از نابودیِ پیکره ی سیستم درمان در این کشور است. وقتی دبیر کل خانهٔ پرستار میگوید زیر میزی به میلیارد تومان رسیده یعنی ما داریم در بارهٔ عددی حرف میزنیم که در یک اقتصادِ فرو پاشیده ؛ معادلِ چند ده سال حقوق یک پرستار ؛ معادلِ چند خانهٔ استیجاری در یک شهرستان و معادلِ کل سرمایهٔ یک خانوادهٔ متوسط است. 🌐 یعنی اینکه برای یک عمل جراحی ؛ مردم مجبورند تمام دارایی خود را بفروشند تا زنده بمانند و نمیرند. اما نکته ای که این اعتراف را ویرانگر می کند ؛ خودِ عدد نیست. فاصلهٔ میانِ عدد و عدالتی ست که به سخره گرفته شده است. گرچه هر نگاهِ سطحی حتی گفته های شریفی مقدم را به جراح بد تقلیل میدهد و آن را به فسادِ فردی گره میزند ؛ نه این که جامعه ی پزشکی را تمام هدف آماج تهمت و افترا کند. زیرمیزی اما محصولِ حرص و زیاده خواهی نیست ؛ محصولِ سیستمِ تعرفه گذاریِ بیمار و دستور العملی ست که در آن دستمزدِ رسمیِ پزشک به قدری مضحک و غیر واقعی ست که خودِ بازار ؛ به واسطهٔ بیمارانی که چاره ای جز درمان ندارند ؛ حقوقِ واقعی را به صورت سیاه و زیر میزی بازتولید میکند. یعنی ما با یک معماریِ ظالمانه و معلولیت زا هم در این ماجرا روبروییم. کسی که برای عملِ قلبش مجبور است خانه بفروشد ؛ دیگر با یک «رشوه دهندهٔ اختیاری طرف نیست که با یک باجگیرِ غیر رسمی طرف است که تصمیمِ زنده ماندن یا مردن را گروگان گرفته است.🌐 در یک نظام سلامتِ سالم ؛ درمان یک حق است. در نظام ما اما در این آشفته بازار اما درمان به یک بازارِ احتکار تبدیل شده که در آن کسی که پولِ میلیاردی دارد پرداخت می کند و زنده می ماند و کسی که ندارد یکراست عازم قبرستان می شود. و این دقیقاً همان جایی ست که دامنهٔ این معضل از اقتصاد به اخلاق و کرامت انسانی تنزل یافته است. وقتی خرید و فروشِ امید به زندگی به شکلِ زیر میزی رخ میدهد ، ما دیگر در حال ادارهٔ یک نهادِ درمانی نیستیم که در حقیقت داریم رقابتِ زندگی و مرگ را بر اساسِ حجمِ حساب بانکیِ طرف مقابل مان ارزیابی میکنیم. قطعا و بی تردید حسابِ پزشکانِ شریف و سالم از این ناپزشکان جداست و هستند در جامعه ی پزشکی ؛ پزشکانی که پای تعهد و سوگتد خود مردانه ایستاده اند و در این رسوایی هیچ جایی ندارند. در نهایت وقتی قیمتِ زنده ماندن به میلیارد است مرگ ؛ تنها چیزی ست که هنوز برای مردم رایگان است.t.me/hichjbb