✍دلنوشته محمد رضا شفیعی تهیه کننده سینما و تلویزیون در بدرقه آقای شهید ایراننشستم مقابلشانمثل جايگا…
انتشار: 2026/07/25 10:02 UTCدریافت: 2026/08/06 07:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 07:37 UTC
✍دلنوشته محمد رضا شفیعی تهیه کننده سینما و تلویزیون در بدرقه آقای شهید ایراننشستم مقابلشانمثل جايگاهشان در حسينيه امام خمينيمثل هميشهدو زانو و مودبمثل حسينيه حيا مي كردم خيلي جلو بيايمشروع كردم به درد دلاما اين بار با كلام آرام و كم صدااين بار نه مثل حسينيه و نه به زبان دل!گويي ايشان حاضرند و ناظركه اينگونه هم هستاما كو چشم بينا!مداح كه گفت شما مرجع ما بوديدمرا برد به سالهاي دوراوايل دهه هفتادچند سالي از رهبري شان نگذشته بودمن هم در سنين تكليف بودم و بايد مرجع تقليد انتخاب مي كردمطلبه بودم و پرسشگر!فضاي غبارآلود آن روزهاي حوزه هاي علميه به عدم مرجعيت ايشان تاكيد مي كردند و ايشان به احترام مراجع قم از قبول مرجعيت سر باز مي زدنمن اما سر در گم!تا روزي رفتم پيش استاد منطق مانآقاي حقاني كه خدا حفظ شان كندجمله كليدي گفتند و ترديدها بر طرف!آقاي شفيعي دلت چه مي گويد! همان را عمل كن… بي درنگ!اينها از ذهنم در ثانيه اي گذشتبي اختيار گفتم آقا سيد شما از دوران نوجواني مرجع و رهبر من بوديدو در همه اين چند دهه همه سعي ام اين بوده كه خود را در عمل و كلام به آنچه در مشي شماست نزديك و نزديك تر كنيمنه عقب تر نه جلو ترحالا اما شما در راه همين آرمان ها به بالاترين درجه رسيده ايد و ما آخرين ديدارمان با شما در حال سپردي شدن است!چه بخواهم كه بهترين تقاضا از شما باشد!گويي هيچ صدايي اطراف خود حس نمي كردمصداي مداح خوش صدا و شيون هاي حاضرين همه و همه مثل رعد و برقي مي گذشتآقا جانما با شما قد كشيديمبا شما اين تلاطم هاي ٣٠ را ساله گذرانديمو حالا شما به منتهي اليه آرزوي ت رسيدي و ما تنها و ويرانيم!آقا جاندر من همه چيز رو به پايان است جز غم شما!بازگشت شما كه محال است اما غم بي پايان شما ممكن!اين را كه گفتم به خودم آمدمهمين است!همين… غم بي بايان شما شدتقاضاي من از رهبر شهيد!ديدن شما در اين دنيا كه ديگر محال استو ما حالا به جايي رسيديم كه براي ديدن دوباره شما بايد شهيد شويم!آقا جانما شما را ديديمدست شما را بوسيديمبا شما هم كلام شديماين گونه ايماين جوانان ده هشتادي و نوديكه با امواج رسانه هاي كينه توز مواجه اند، چه مي گويند!اينا چرا اشكشان بند نمي آيد!آري…شهادت هنر استپس شما هنرمند بي بديلو ما هنرمند نماهاي بي هنر!.دور اَز رُخِ تو دَم به دَم از گوشهٔ چَشمَمسیلابِ سِرشک آمَد و طوفانِ بَلا رَفتاز پای فُتادیم چو آمَد غَمِ هجراندَر دَرد بِمُردیم چو اَز دَست دَوا رَفتستاد کنگره سردارانو ۴۰۰۰ شهید منطقه ۱۷دارالشهدای تهران@Kongereshohadaye17





