📌غزل آغازین نشست سعدیخوانی چهارشنبه ۱۴۰۵/۵/۱۴ که برگذشت که بوی عبیر میآید؟که میرود که چنین دلپذیر میآید؟نشان یوسفِ گمکرده میدهد یعقوبمگر ز مصر به کنعان بشیر میآید؟ز دست رفتم و بیدیدگان نمیدانندکه زخمهای نظر بر بصیر میآیدهمی خرامد و عقلم به طبع میگوید«نظر بدوز که آن بینظیر میآید»جمال کعبه چنان میدواندم به نشاطکه خارهای مغیلان حریر میآیدنه آن چنان به تو مشغولم، ای بهشتیروکه یاد خویشتنم در ضمیر میآیدز دیدنت نتوانم که دیده دربندمو گر مقابله بینم که تیر میآیدهزار جامهٔ معنی که من براندازمبه قامتی که تو داری قصیر میآیدبه کشتن آمده بود آن که مدعی پنداشتکه رحمتی مگرش بر اسیر میآیدرسید نالهٔ سعدی به هر که در آفاقهم آتشی زدهای تا نفیر میآید #سعدی