گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگربجز از خدمت رندان نکنم کار دگرخرم آن روز که با ديده گريان برومتا زن…
انتشار: 2026/08/18 06:15 UTCدریافت: 2026/08/18 12:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 12:05 UTC
گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگربجز از خدمت رندان نکنم کار دگرخرم آن روز که با ديده گريان برومتا زنم آب در ميکده يک بار دگرمعرفت نيست در اين قوم خدا را سببيتا برم گوهر خود را به خريدار دگريار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناختحاش لله که روم من ز پي يار دگرگر مساعد شودم دايره چرخ کبودهم به دست آورمش باز به پرگار دگرعافيت مي طلبد خاطرم ار بگذارندغمزه شوخش و آن طره طرار دگرراز سربسته ما بين که به دستان گفتندهر زمان با دف و ني بر سر بازار دگرهر دم از درد بنالم که فلک هر ساعتکندم قصد دل ريش به آزار دگربازگويم نه در اين واقعه حافظ تنهاستغرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر#کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان🌞 @khorshide_arefan


