💥 هر شب یک داستان کوتاه ❤️ همدیگر با منطق خودمون قضاوت نکنیم معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی…
انتشار: 2026/08/14 17:12 UTCدریافت: 2026/08/15 13:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 13:05 UTC
💥 هر شب یک داستان کوتاه ❤️ همدیگر با منطق خودمون قضاوت نکنیم معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟حالا پسرها می گویند : تمیزه !معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست استمعلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت استنکته : لطفاً همدیگرو با منطق خودمون قضاوت نکنیم برای وارد شدن به کانال روی لینک زیر بزنید 👇💐 روستای نمونه گردشگری خورهه👇eitaa.com/khorhe_khabar%F0%9F%94%98%D9%84… پست ها رو برای دوستان خود هم ارسال کنید🙏


