🌺 نخستین ملاقات من با شهید در حسینیه فاطمهًْالزهراء نجفآباد بود. بعد از شهادت آقا موسی، زیاد به ی…
انتشار: 2026/07/23 06:59 UTC
🌺 نخستین ملاقات من با شهید در حسینیه فاطمهًْالزهراء نجفآباد بود. بعد از شهادت آقا موسی، زیاد به یاد جملهامام حسین(ع) میافتادم که بعد از شهادت حضرت علیاکبر(ع) فرمودند «علی الدنیا بعدک العفا» بعد از تو اُف بر این دنیا. گویا دنیا برایم تمام شده بود و هیچ شیرینی در این دنیا نمیدیدم.🌺 مدتی بعد از شهادت آقا موسی خواب دیدم؛ در خانه هستم و دم غروب و تاریک است. هر کدام از پریزهای برق را که امتحان میکردم، هیچ چراغی روشن نمیشد. همان موقع صدای در را شنیدم. رفتم در را باز کردم.🌺 آقا موسی وارد خانه شد. انگار تمام دنیا را به من دادند. با گریه گفتم: ببین تو رفتی و همه دنیای من بعد از تو تاریک شد. آقا موسی گفت: خودت را ناراحت نکن، ظهور نزدیک است. در همان عالم خواب دوست داشتم بدانم چه زمانی این اتفاق میافتد. از زمان ظهور سؤال کردم. آقا موسی گفت: نمیشه بگم کی؛ اما بدون که ظهور نزدیکه. این جمله را سه بار به من گفت. از خواب که بیدار شدم، انگار دنیای جدیدی برایم باز شده بود؛ دنیایی که به قول آقا موسی به سمت ظهور بود.🌺بعد از شهادت شهید حججی در یک برنامه تلویزیونی شنیدم که همسر شهید حججی گفت: من از شهید قول شفاعت گرفتم و کتبی به من قول شفاعت داده است. این را که شنیدم قلبم لرزید و با خودم گفتم: من چقدر بیلیاقت بودم که نمیدانستم باید چه کار کنم.ای کاش از او قول شهادت گرفته بودم. هر بار که اسم سوریه را میآورد آنقدر گریه میکردم که وقت رفتن به من نگفت و رفت. این حرفها از دلم گذشت واشکم جاری شد. همان شب خواب آقا موسی را دیدم. در خواب به پای آقا موسی افتاده بودم و از او قول شفاعت میخواستم. آقا موسی گفت: مطمئن باش شما جزء اولین نفرات هستی.@Khatme_quran313
