یک انیمیشن، یک گفتوگو، یک تجربه مشترک#باهم_ببینیم#باشگاه_انیمیشن✍🏻سمیه صوفیاندر یک بعداز ظهر داغ ت…
انتشار: 2026/07/29 07:19 UTCویرایش: 2026/08/01 00:11 UTCدریافت: 2026/08/15 03:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:30 UTC
یک انیمیشن، یک گفتوگو، یک تجربه مشترک#باهم_ببینیم#باشگاه_انیمیشن✍🏻سمیه صوفیاندر یک بعداز ظهر داغ تابستانی همراه با بچهها به تماشای انیمیشن پر سر و صدا و جذاب «شکارچیان شیاطین کیپاپ» (KPop Demon Hunters) نشستیم. تا جایی که به خاطر دارم تنها انیمیشن «یخزده» (Frozen) توانسته بود چنین اقبال و محبوبیتی بین کودکان و نوجوانان به دست آورد. بچهها با آنکه پیشتر بارها انیمیشن را دیده بودند و قصه را میدانستند اما باز هم همراه بقیه انیمیشن را تماشا کردند، هیجانزده و مشعوف شدند، و در آخر راضی از پیروزی خیر و قهرمانهایشان خوشحال بودند.بچهها شیفتهی موزیکهای انیمیشن بودند، آهنگها و ترانهها را با دقتی بسیار همخوانی میکردند که نشان میداد بارها آن را دیده و شنیده و تکرار کردهاند.بچهها مضمون انیمیشن را روبهرویی با ترسها، اعتماد به نفس، اعتماد به دیگری، پذیرفتن خود و صداقت میدانستند. آنها معتقد بودند نقص ظاهری، چیزی که قهرمان اصلی انیمیشن با آن درگیر بود، را میتوان طبیعی انگاشت، به قول خودشان میتوان با «عادیسازی» با این نقص کنار آمد. آنها از تجربهی زیستهی خود صحبت کردند؛ کنار آمدن با ویژگیهای ظاهری که از آن شرم داشتند یا ویژگیهایی که به نظر غیرعادی میآمد.بچهها به خوبی میدانستند که گفتگوی آرام و صلحآمیز و در میان گذاشتن احساسهای خودشان با دیگری میتواند مشکلات را حل کند. آنها شخصیت «میرا» را از بقیهی دخترها بیشتر دوست داشتند. چرا که به نظرشان قوی و حامی بود و مراقب بقیهی گروه.بچهها ایدههای زیادی در مورد بخش بعدی انیمیشن داشتند؛ حضور پدر شخصیت اصلی، پیشینیهی شر و چگونگی شکلگیری نقش و نگارهای شیطانی، ترکیب دو گروه موسیقی دخترها و پسرها و بازگشت ضدقهرمان محبوبی که حذف شده. آرا و نظرات بچهها نشان از موفقیت انیمیشن داشت. انیمیشن توانسته بود ذهن و تخیل کودک و نوجوان را طوری معطوف به خود سازد که آنها جهان ساخته شده را ادامه داده و مطابق نظر و سلیقهی خود تغییر دهند.



