همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده ای…
انتشار: 2026/07/31 17:10 UTCدریافت: 2026/08/06 15:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 15:57 UTC
همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده ای و بینمهمه جا به هر زبانی بود از تو گفتگوییبه ره تو بس که نالم ز غم تو بس که مویمشده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه موییهمه خوشدل آنکه مطرب بزند به تار چنگیمن از این خوشم که چنگی بزنم به تار موییچه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامیچه شود که کام جوید ز لب تو کام جوییشود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمتمن خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلوییبشکست اگر دل من به فدای چشم مستتسر خم می سلامت شکند اگر سبوییهمه موسم تفرج به چمن روند و صحراتو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویینه به باغ ره دهندم که گلی بکام بویمنه دماغ اینکه از گل شنوم به کام بوییز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم نخواندرخ شیخ و سجده گاهی سر ما و خاک کوییبنموده تیر روزم ستم سیاه چشمیبنموده مو سپیدم صنم سپیده رویینظری به سوی رضوان من دردمند مسکینکه بجز درت امیدش نبود به هیچ سویی#فصیح_الزمان_رضوانی🌻 @khandaniihaa 🌻

