💻 خادمی به اندازه یک عمر📝 مجموعهروایت #با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور▪️ نشسته بود بین صندلیهای نماز ح…
انتشار: 2026/08/20 11:05 UTCدریافت: 2026/08/20 13:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 13:15 UTC
💻 خادمی به اندازه یک عمر📝 مجموعهروایت #با_تو_در_عهدیم_تا_صبح_ظهور▪️ نشسته بود بین صندلیهای نماز حرم. با عینک هم چشمهایش را ریز میکرد تا خوب نگاهم کند. برایم گفت: «مریضم و همیشه روی تخت. اما از روزی که خبر شهادت آقا رو شنیدم، یک شب هم خونه نموندم. به بچههام گفتم هر شب منو ببرن خیابون. تمام راه پیماییها رو رفتم تا الان وظیفهام بوده که رفتم.»▪️ عینکش را جابهجا کرد و با گوشهی روسری، اشک جمعشده در گوشهی چشمش را پاک کرد. حالا نوبت گفتن از سالها قبل شده بود: «من بسیجیام. الان مریض شدم و کاری از دستم برنمیاد؛ تمام روزهای انقلاب تو خیابان بودم. حتی بچههام رو هم طوری تربیت کردم که خادم آقا و انقلاب باشند. تا امروز هم هر مراسمی بوده، من رو با ویلچر بردن...»📝 سهیلا عابدی📝 روایتهای رسانه ریحانه از مراسم چهلمین روز تشییع و تدفین آقای شهید ایران در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، قم؛ ۱۴۰۵/۰۵/۲۸رسانه «ریحانه» را دنبال کنید🖥 @reyhaneh_khamenei_ir


