#حکایت✏️روزی یک استاد صرف و نحو عربی مجبور شد با یک کشتی به سفر برود. در هنگام ورود به کشتی، استاد…
انتشار: 2026/08/14 08:43 UTCدریافت: 2026/08/15 11:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 11:35 UTC
#حکایت✏️روزی یک استاد صرف و نحو عربی مجبور شد با یک کشتی به سفر برود. در هنگام ورود به کشتی، استاد با نخوت رو به ملاحی کرده و میگوید: "تو علم نحو خواندهای؟ "ملاح گفت:" نه."استاد میگوید:"پس نیم عمرت برفناست. "این گذشت و روزی دیگر، تندبادی وزیدن گرفت و کشتی در گردابی گرفتار آمد و زمانی نکشید که کشتی شروع به غرق شدن کرد، در آن حال ملاح رو استاد کرده و میگوید:"تو علم شنا آموختهای؟ "استاد گفت:" نه. "پس ملاح می گوید :"کل عمرت بر فناست." باد کشتی را به گردابی فکندگفت کشتیبان بدان نحوی بلندهیچ دانی آشنا کردن بگوگفت نیای خوشجواب خوب روگفت کل عمرتای نحوی فناستزانک کشتی غرق این گردابهاستمنبع #مثنوی_معنوی @ketabdooni ✨
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 📗 منتخب کافه کتاب📗 · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۵۳
- کتابدونی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۳۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند


